Yasin's
Відкрити в Telegram
عکاسِ کم اثر http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-LAXhAG163rqE
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
556
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
556
نمیدانم چه بر سرمان آمده که حتی مرگ را هم طبقه بندی میکنیم؛
که برای بعضی جنازهها شمع روشن میکنیم و برای بعضی دیگر، فقط شانه بالا میاندازیم و آنها را «تلفات ناگزیر جنگ» مینامیم.
انگار انسان بودن هم وابسته شده به عقیده یا روایتی که رسانهها برایمان میسازند.
میدانم میان «قهرمان» و «قربانی» فرق هست؛ یکی بیپناه جان داده و دیگری با انتخابش ایستاده.
اما مشکل از جایی شروع میشود که برای حفظ یک روایت، روی دیگری خاک میریزیم.
گویی وقتی از میناب حرف میزنیم. چیزی از افتخارات جاویدنامان دیماه (و سالهای قبل) کم میشود.
اما وجدان میگوید هم برای قهرمانان سوگواری کنید،
هم برای کودکانی که فرصت قهرمان شدن پیدا نکردند.
جمهوری اسلامی از رنجِ میناب دستاوردسازی میکند و این درد را به ابزار روایت خودش تبدیل کرده، شاید علت سکوت بسیاری همین باشد.
اما سوءاستفادهٔ یک حکومت، نباید باعث شود اصل فاجعه را فراموش کنیم.
کودکانی جان دادند، نه با اسلحه در دست، نه با عقیده سیاسی خاص و با چشمانی که هنوز دنیا را کامل ندیده بود.
کودکانی جان دادند، و هیچ بازیِ سیاسیای، نباید اندوهِ آن را از حافظهٔ ما پاک کند.
556
داستان اینترنت (فیلترنت) و وعده های آن در این کشور دقیقا شبیه دزدیست که ابتدا همه اموالت را غارت میکند و بعد با منت، آینه بغلِ شکسته اش را پس میدهد تا برایش سرود فتح بخوانی.
از آن شعار های فریبنده و وعده های رنگینِ اینترنت بدون فیلتر در دوران انتخابات، توسط این به اصطلاح رییس جمهور، رسیدیم به یک شاهکار جدید : تصویب حماسیِ بازگشت به شرایط پیش از دی ماه
یعنی همان فیلترینگِ خفقان آورِ قبلی را دوباره، اما اینبار بنام «پایان محدودیت» و «استیفای حقوق دیجیتال مردم شریف ایران» کادو پیچ کردهاند و به ریش من و شما میخندند. بازیِ کثیفشان نشان میدهد در این جغرافیا، قرار نیست چیزی جز فرمول راضی کردن مردم به مرگ برای پذیرش تب اجرا شود.
اما آزادی حتی اگر دیر هم برسد هنوز حق طبیعی همه ماست.
نه هدیه، نه لطف، و نه امتیاز.
556
ری را، صدا میآید امشب
از پشت “کاچ“ که بندآب
برق سیاه تابش تصویری از خراب
در چشم میکشاند.
گویا کسی ست که میخواند…
اما صدای آدمی این نیست.
با نظم هوشربایی من آوازهای آدمیان را شنیدهام.
در گردش شبانی سنگین؛
ز اندوههای من
سنگین تر.
و
آوازهای آدمیان را یکسر
من دارم از بر.
یک شب درون قایق دلتنگ
خواندند آن چنان
که من هنوز هیبت دریا را
در خواب
میبینم.
ری را… ری را…
دارد هوا که بخواند
در این شب سیا
او نیست با خودش.
او رفته با صدایش اما
خواندن نمیتواند.
■ نیما یوشیج
556
مسأله امروز ما ضعف در تحمیلِ نظرمان به رژیم است.
بنابراین گاهی در موقعیتِ «مردمِ ناراضی، اما وفادار به نظام» فرو میرویم.
خیر، ناراضی نیستیم.
دشمنیم و ج.ا این را درست تشخیص داده و با ما به مانند دشمن رفتار میکند.
رژیم در منطق بقای خودش با بستن اینترنت، مرتکب هیچ اشتباهی نشده، ما با اعتراض و مبارزه برای بازگشت اینترنت بینالمللی در حال نبرد با منطق بقای ج.ا هستیم.
پس کسی که میگوید در این موقعیت حساس تاریخی «باید پشت رژیم ایستاد» و همزمان از محدودیت اینترنت انتقاد میکند، داستان را از بیخ متوجه نشده.
چنین شخصی نهایتا میتواند آرزو کند که ای کاش با تزریق چند همت به سوپراپلیکیشن های داخلی قابلیت تماس تصویری را نیز به آن اضافه میکردند.
نتیجتا اگر پیش از همه وقایع اخیر قدرت خود را چنان فرض میکردیم که دشمنی با توان همبستگی و همآوردی هستیم، باید یقهٔ مدعیان آمدگی را میگرفتیم.
آماده نبودیم! نیستیم! و متاسفانه حتی به سوی آمادگی هم نمیرویم.
ارتش خارجی مسئولیتی در قبال سرنوشت مردم ایران ندارد. اینکه گاهی منافع مشترکی داشته باشند به توان چانه زنی اپوزیسیون مربوط است که صحبت از افتخاراتش طوماری بلند میطلبد و همه ما از کم و کیف اقدامات درخشان ایشان آگاهیم.
556
کوه با نخستین سنگ ها آغاز میشود
و انسان با نخستین درد.
در من زندانی ستمگری بود
که به آواز زنجیرش خو نمیکرد -
من به نخستین نگاه تو آغاز شدم.
556
ما چیز زیادی هم نمیخواستیم. تنها یک سرزمین میخواستیم که اندوهش، زیباییاش را نکُشد.
کیمیا رجبی
