ᯓ 𝟻𝟶𝟻
Відкрити в Telegram
319
Підписники
+124 години
+37 днів
+730 днів
Архів дописів
319
یه نگاه کنیم به لول و اوتینگ و چیزای دیگه کامل متوجه میشیم همه شدن اکیپ خودشون و خارج از اکیپشون با بقیه هیچ اینترکتی ندارن! همون آدمایی که تا سه سال پیش صبح تا شب باهم استوری میذاشتن :)
319
به عنوان کسیکه سه سال و نیمه توی فندومها جیامام هست و بازیگراشو میشناسه میتونم تأیید کنم که اکثر بازیگرهای کمپانی عوض شدن و توی فاز بیشتر دیده شدنن.
روابط دوستیشون اصلا مثل قبل نیست و کاملا اینو حس میکنم اون صمیمیتی که قبلا بینشون وجود داشت دیگه نیست و مطمئنم قضیه عدد و ترندینگ و چیزای دیگه خیلی توش تاثیر گذاشته!
319
نظرم در مورد انمیز ویت بنفیتز:
اگر زمان پخش سریال بود احتمالا جزئیات خیلی بیشتری رو میتونستم بگم ولی چون گذشته نظرم یکم کلیتر میشه. 😭🙏🏻
خب من از تیزر پایلوت به شدت هایپ سریال بودم ولی میدونین من اصلا نخوندم ببینم پلات چیه فقط وقتی جان و جینگ رو باهم دیدم گفتم من باید این سریالو ببینم. قسمت اول و دوم که پخش شد اینطوری بودم که آره واقعا جانهه جینگجینگ کمیستری دارن و نمیشه منکر این شد ولی آیا داستان پلات دیگهای جز فرند ویت بنفیتز بودن داره؟
خیلی با خودم کلنجار میرفتم نمیدونستم از کمیستریشون لذت ببرم یا ازینکه خود داستان اونطوری نگرفته منو گله کنم. تا قسمت پنجم اینا همین حسو داشتم تقریبا تا اینکه سریال وارد یه فاز دیگه شد. وقتی گذشته واین بیشتر باز شد تازه فهمیدم چقدر این سریال کرکتر پردازی خوبی داره. اونجا بود که حس کردم سریالو یهو منو کشوند سمت خودش. برعکس وایبی که توی قسمتای اول میداد، دیگه سریال صرفا یه رابطه بنفیت نبود بلکه داشت اشاره میکرد خانمها سرکار باید با چه مشکلاتی سر و کله داشته باشن. با خیلی از دیالوگهاش همزاد پنداری شدیدی داشتم و کاملا میتونستم خودمو جای کرکترها بذارم و حسشون رو درک کنم. پایان بندیش هم شاید یکم کلیشه بود ولی به فضای سریال میومد و به نظرم پایان بهتری نمیتونست باشه.
در مورد ویژوال، کمیستری و بازیگری جانجینگ هیچی نمیمونه که بگم چون واقعا همچیز تمام بود.
ولی یه انتقاد خیلی بزرگ به سریال دارم اونم اسکرین تایم کاپوک سایزی بود. قبول دارم کاپل دوم بودن و نباید اندازه کاپل اصلی اسکرین تایم میداشتن ولی بازم خیلی کم توی سریال بودن... سایزی که از اواسط سریال وارد شد و به نظرم رابطشون خیلی rushed بود و میتونستن خیلی بهتر نشون بدن روند رابطشون رو. همینطور دقت کردم کیسای کاپوک سایزی رو خیلی کات میزدن و از عمد کوتاهتر نشونش میدادن و اینم خیلی روی مخم بود.
در کل به نظرم انمیز یه سریال شاهکار یا خیلی خفن نیست ولی توی ژانر خودش خیلی خوب درومده بود و به مسائل مهمی اشاره کرده بود.
319
اینو یکی توی توییتر در مورد تفاوت ناول و سریال نوشته بود گفتم براتون بذارم:
به نظرم بکاستوری ChanKey توی سریال خیلی نسبت به رمان کمرنگتره. توی سریال تقریبا چیز زیادی از اتفاقی که وقتی Chan و Key برای اولین بار در گذشته همدیگه رو دیدن نیفتاده. توی رمان، خیلی پررنگتر نشون داده میشه که Chan واقعا از Key مراقبت کرده؛ بعد از اینکه نامادری Key توی نیویورک ولش میکنه، Chan مطمئن میشه غذا برای خوردن داره و حتی اجازه میده Key توی اتاقش بخوابه. تا وقتی پدر Key پیداش میکنه، حواسش بهش هست که حالش خوب باشه و احساس امنیت و راحتی کنه. این اتفاق توضیح میده چرا Key اینقدر به Chan وابسته میشه؛ چون از دید یک بچهی آسیبدیده، Chan واقعا ناجی اون بوده. برای همین قول دادن اینکه یه تتوی ماه به خاطرش میزنه هم منطقیتر به نظر میاد. اونها زمانی رو با هم گذروندن که Key، با توجه به شرایط سختی که داشته، هیچوقت فراموشش نمیکنه.
ولی چیزی که توی سریال نشون دادن واقعا خیلی کمه؛ Chan فقط با ماشین Key رو به خونه میرسونه و تقریبا همین! حتی درستوحسابی با هم حرف هم نمیزنن و بعد یکهو میبینیم Key اونقدر به Chan وابسته شده که از قبل قول داده براش تتوی ماه بزنه.
نمیدونم... برای من واقعا این بخش خیلی ناقص به نظر میاد. مگر اینکه قراره بعدا بخش بیشتری از گذشتهشون رو نشون بدن، که بعید میدونم. شاید هم دوباره به دلیلی در گذشته همدیگه رو دیده باشن؟
319
ولی بذارین قدرت بازیگری امی رو تحسین کنم چون هم گذشته چان و الانش رو کاملا متفاوت و قابل ملموس درآورده هم اینکه اینقدر تفاوت چان و سان رو قشنگ نشون داده که گاهی حس میکنم دوتا بازیگر متفاوت هستن. واقعا امی تاسورن بازیگر درجه یک 🙌🏼🔥
