uk
Feedback
سَرمَد

سَرمَد

Відкрити в Telegram

هانیه ای که الیناعه اینجا همه چی هست،جز دلیل برای بودنش. "اگر نبودم مرا در چیز هایی پیدا کنید که دوستشان داشتم" http://t.me/HidenChat_Bot?start=6505858871 nepenthe!

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
315
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
+130 днів
Архів дописів
روحم امشب سنگینه.

Repost from Opia-
آن‌هایی که باعث می‌شوند،عمیقأ لبخند بزنم تا ابد ته قلبم محترم می‌مانند.

شمام اینجورین اگه یه قسمتی از چنلتون، بخشی از چنلتون وایب باحالی بده اسکرین میگیرین👽

چه باحال

یعنی جدی جدی میخوابم

عه تایم

تا 1 و نیم.

امشب حتما قبل ساعت 1 می‌کپم.

گوشه ی آسمون پر رنگین کمون من مثل تاریکی، تو مثل مهتاب.

Repost from N/a
✨🌥
+1
✨🌥

...

امروز خیلی فکر کردم خیلی هی خودم رو جای آدمایی می‌ذاشتم که نمی‌شناختم اما انگار بهم نزدیک بودن و هر دفعه می‌مردم و زنده می‌شدم به اونایی فکر کردم که قرار بود اون شب فقط خوشحال باشن قرار بود بخندن، کنار هم باشن، عکس بگیرن و بعد برگردن خونه به آدمایی که شاید صبحش اصلاً فکر نمی‌کردن شب زندگیشون این‌قدر عوض بشه نمی‌شناختمشون اسم خیلی‌هاشون رو نمی‌دونستم هیچ‌وقت باهاشون حرف نزدم توی زندگی‌شون نبودم اما نمی‌دونم چرا این‌قدر بهشون فکر کردم شاید چون آدم وقتی می‌فهمه یک نفر درست جایی که قرار بوده امن باشه و خوشحال دیگه فرصت برگشتن به خونه رو نداشته یک‌دفعه فاصله‌ی بین "من" و "اون" خیلی کم می‌شه!! هی خودم رو گذاشتم جای هر کدومشون جای کسی که منتظر بوده مراسم تموم بشه و بره خونه، جای مادری که شاید هنوز باورش نمی‌شه، جای پدری که شاید هزار بار با خودش مرور کرده کاش آن شب جور دیگری می‌گذشت جای دوستی که قرار بوده فردا دوباره باهاش حرف بزنه و هر بار، قبل از اینکه حتی بتونم به آخرش فکر کنم، دلم فرو ریخت شاید غم آدم‌هایی که نمی‌شناسیم، نباید این‌قدر نزدیک به نظر برسه اما بعضی اتفاق‌ها مرز بین غریبه و آشنا رو از بین می‌برن من امروز برای آدم‌هایی غصه خوردم که هیچ‌وقت ندیدمشون برای خنده‌هایی که نصفه موند، برای حرف‌هایی که گفته نشد، برای فرداهایی که قرار بود بیان و نیومدن و بیشتر از همه برای این فکر که چقدر زندگی می‌تونه بی‌خبر وسط عادی‌ترین لحظه‌ها خوشحال‌ترین لحظه‌ها همه‌چیز رو عوض کنه انگار یه چیزی توی دل آدم مونده که با هیچ خبری سبک‌تر نمی‌شه هرچی می‌گذره، بیشتر حس می‌کنم این چند ماه فقط پر بوده از چیزایی که دلم نمی‌خواست ببینم غم‌هایی که کاش هیچ‌وقت سهم هیچ خونه‌ای نمی‌شدن و خبرایی که کاش هیچ‌وقت نمی‌شنیدم دردناک‌ترین قسمت نمام این روزها همین باشد، اینکه ما ماندیم، آن‌ها رفتند و ما فقط توانستیم تماشا کنیم چه شرم‌آور که به این همه درد عادت کنیم.
1405/6/11 نوشته شدِ.

چایی بخورید و به چیزی فکر نکنید.
چایی بخورید و به چیزی فکر نکنید.

ببخشید ایموجی

با این😭 ریکت یاد آرمیتا میفتم:)

لطفا من‌را از دست من نجات بدهید.

چند روزی می‌شود زندگی نکرده‌ام، نمی‌دانم، خواب بوده‌ام یا چه می‌کردم.
فاطمه باستانی

چقد امشب شب من نیس🤡.
چقد امشب شب من نیس🤡.

چایی که میخورم حس میکنم برای ادامه دادن به زندگی جون می‌گیرم.

چایی چایی چایی.