uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Οὐρανία

Οὐρανία

Відкрити в Telegram

"𝔸ℝ𝕋 𝕚𝕤 𝕥𝕙𝕖 𝕤𝕦𝕡𝕣𝕖𝕞𝕖 𝕤𝕖𝕟𝕤𝕦𝕒𝕝 𝕡𝕝𝕖𝕒𝕤𝕦𝕣𝕖." 𝔸𝔻𝕄𝕀ℕ: @OURANIA7S

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 050
Підписники
-424 години
-37 днів
-730 днів
Архів дописів
sticker.webp0.59 KB

🗯 همه ما نیاز به پرتو "نگاه" داریم؛ نگاهی که در زندگی خواستار آنیم. می توان ما را به چهارگروه تقسیم کرد: نخستین گروه؛ تعداد
🗯 همه ما نیاز به پرتو "نگاه" داریم؛ نگاهی که در زندگی خواستار آنیم. می توان ما را به چهارگروه تقسیم کرد: نخستین گروه؛ تعداد بی شماری از چشمان ناشناس را می طلبند و به عبارت دیگر، خواستار نگاه عموم مردم اند؛ آوازه خوان آلمانی، ستاره ی سینمای آمریکایی و همچنین روزنامه نگار چانه دراز در این گروه جای می گیرند. در گروه دوم، کسانی هستند که اگر در پرتو نگاه جمع کثیری از آشنایان نباشند، هرگز نمی توانند زندگی کنند؛ این افراد بدون احساس خستگی، مهمانی های عصرانه، شام و ناهار می روند. این گروه خوشبخت تر از گروه اول هستند. گروه سوم، کسانی که نیاز دارند، در پرتو چشمان یار دلخواه خود زندگی کنند. کافی ست چشمان یار بسته شود، تا عرصه ی هستی آن ها نیز در تاریکی فرو رود. سرانجام گروه چهارم، (نادرترین گروه) می آید. کسانی که در پرتو نگاه های خیالی موجودات غایب زندگی می کنند. افراد این گروه اغلب در رویا به سر می برند... 📖 بار هستی ✍🏾 میلان کوندرا

sticker.webp0.59 KB

Maria_Callas_Bizet_Carmen,_Act_1_L'amour_est_un_oiseau_rebelle.mp310.34 MB

sticker.webp0.36 KB

🗯 یکی از آفت‌های تفکر صحیح: همه‌چیزدانی همه‌چیزدانی (𝐮𝐧𝐢𝐯𝐞𝐫𝐬𝐚𝐥 𝐞𝐱𝐩𝐞𝐫𝐭𝐢𝐬𝐞) یعنی اینکه وقتی کسی در یک زمینه خُبره است، تصور کنیم در زمینه‌های دیگر (که ربطی به تخصصش ندارد) نیز خُبره است. کسانی که در یک زمینه کارشناسند بسیاری وقت‌ها با اطمینان درباره‌ی زمینه‌های دیگری که در آنها آگاهی بسیار کمتری دارند اظهار نظر می‌کنند. افراد ناآگاه ممکن است این انگاشته (پیش‌فرض) اتکاناپذیر را مفروض بگیرند که، چون کسی در یک زمینه‌ی خاص خُبره است، حتماً می‌تواند با همان خُبرگی درباره‌ی هر موضوع دیگری صحبت کند. اما این انگاشته که کسی بتواند در همه‌ی زمینه‌ها کارشناس باشد مطمئناً نادرست است؛ انگاشته‌ی دیگری که بیشترِ وقت‌ها نادرست است این است که اگر فردی در یک زمینه کارشناس باشد در زمینه‌های نامربوطِ دیگر نیز خُبره است. تنها دلیلِ ما برای اعتماد به کارشناسان این است که در یک زمینه تخصص دارند. برای نمونه، آلبرت آینشتاین را در نظر بگیرید؛ شکی نیست که او یک فیزیکدانِ بزرگ بوده است و باید اظهارنظرهای او را در زمینه‌‌ی فیزیک و، البته زمینه‌هایِ مرتبط با فیزیک، جدی بگیریم. اما دلیلی ندارد که فکر کنیم چون او یک فیزیکدان نابغه بوده باید اظهارنظرهای او درباره‌ی مسائل اجتماعی را نیز موثق بدانیم. هیچ ارتباط آشکاری میان مطالعه‌ی فیزیک و مطالعه‌ی جامعه وجود ندارد، مسلماً او انسان بسیار باهوشی بوده است، اما عمر انسان کوتاه است و به همین دلیل؛ بسیاری از کسانی که هوش بالایی دارند در بسیاری از موضوع‌های دیگر کم‌اطلاعند. این سخن، بیشتر هنگامی صادق است که اظهار نظر در یک زمینه؛ بیش از آنکه نیازمند مهارت‌های فکریِ عمومی باشد، نیازمند دانش گسترده است. به هیچ وجه امکان ندارد که کسی در همه‌ی موضوع‌ها کارشناس باشد. 📖 اندیشیدن؛ فرهنگ کوچک سنجشگرانه‌اندیشی ✍🏾 نایجل واربرتن 🔄 محمد مهدی خسروانی، انتشارات علمی و فرهنگی، ص. 𝟐𝟎𝟒-𝟐𝟎𝟓 ▫️روانکاوی کلاسیک بر جایگاه ندانستن (𝐧𝐨𝐭 𝐤𝐧𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠) تکیه می زند زیرا اهمیت ندانستن را بیشتر از دانستن (𝐤𝐧𝐨𝐰𝐢𝐧𝐠) می داند. همین خیال ِدانستن است که  به توهمِ دانایی، منجر می شود. انسانی که دچار توهم ِدانستن است نمی داند که نمی داند، از اینرو از آزمون و حس واقعیت فاصله دارد؛ در روانکاوی موضع ندانستن، تلاش برای دانستن و  اشتیاق ِ دانم های بسیار را افزون تر می کند. "چه دانم های بسیار است ولیکن من نمی دانم..."(مولانا) راه روانکاوی همچون کشف دفینه در دل زمین است، ابتدا می پنداری کوزه ای پرازسکه در دل زمین است که باید بدان برسی پس از حفر زمین و رسیدن به کوزه ناگهان به حُفره ای دیگر در نزدیکی جایی که کوزه را یافتی، می رسی؛ حفاری را ادامه می دهی بعد می بینی به اتاقی پر از کوزه هایی با سکه ها و جواهرات زیبا رسیدی سپس در ادامه ی کاوش هایت می بینی به قصری مدفون و سپس به شهری مدفون رسیدی... در این وضعیت شگفتی های دنیای درونت را خواهی شناخت و رفته رفته با خودت بیشتر روبرو خواهی شد این درحالی ست که کاوش ادامه دارد و هرچه به آینده می روی میبینی داری به گذشته بر میگردی. ✍🏾 شهیاد ثابت رواندرمانگر و روانکاو https://t.me/Ourania7

‍ 𝐔𝐧 𝐜𝐚𝐟é, 𝐮𝐧𝐞 𝐜𝐡𝐚𝐢𝐬𝐞, 𝐮𝐧 𝐜𝐨𝐢𝐧 𝐝𝐞 𝐬𝐨𝐥𝐞𝐢𝐥 𝐋𝐞 𝐣𝐨𝐮𝐫𝐧𝐚𝐥 𝐟𝐫𝐨𝐢𝐬𝐬é, 𝐥𝐞𝐬 𝐲𝐞𝐮𝐱 𝐞𝐧𝐜𝐨𝐫𝐞 𝐞𝐧 𝐬𝐨𝐦𝐦𝐞𝐢𝐥 𝐋𝐚 𝐯𝐢𝐥𝐥𝐞 𝐬'é𝐯𝐞𝐢𝐥𝐥𝐞, 𝐦𝐨𝐢 𝐣𝐞 𝐩𝐫𝐞𝐧𝐝𝐬 𝐦𝐨𝐧 𝐭𝐞𝐦𝐩𝐬 𝐉𝐞 𝐫𝐞𝐠𝐚𝐫𝐝𝐞 𝐥𝐞𝐬 𝐠𝐞𝐧𝐬 𝐪𝐮𝐢 𝐜𝐨𝐮𝐫𝐞𝐧𝐭 𝐚𝐩𝐫è𝐬 𝐥𝐞 𝐯𝐞𝐧𝐭 𝐘'𝐚 𝐥'𝐡𝐨𝐦𝐦𝐞 𝐩𝐫𝐞𝐬𝐬é 𝐪𝐮𝐢 𝐫𝐚𝐭𝐞 𝐬𝐨𝐧 𝐛𝐨𝐧𝐣𝐨𝐮𝐫 𝐋𝐚 𝐟𝐞𝐦𝐦𝐞 𝐚𝐮 𝐭é𝐥é𝐩𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐪𝐮𝐢 𝐩𝐚𝐫𝐥𝐞 𝐝'𝐚𝐦𝐨𝐮𝐫 𝐄𝐭 𝐦𝐨𝐢, 𝐞𝐧𝐭𝐫𝐞 𝐝𝐞𝐮𝐱 𝐠𝐨𝐫𝐠é𝐞𝐬, 𝐣𝐞 𝐦𝐞 𝐝𝐢𝐬 𝐭𝐨𝐮𝐭 𝐛𝐚𝐬 𝐐𝐮𝐞 𝐥𝐞 𝐛𝐨𝐧𝐡𝐞𝐮𝐫, 𝐜'𝐞𝐬𝐭 𝐩𝐞𝐮𝐭-ê𝐭𝐫𝐞 𝐣𝐮𝐬𝐭𝐞 ç𝐚 𝐔𝐧 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧, 𝐮𝐧 𝐬𝐨𝐮𝐫𝐢𝐫𝐞 𝐯𝐨𝐥é 𝐔𝐧 𝐫𝐚𝐲𝐨𝐧 𝐝𝐞 𝐥𝐮𝐦𝐢è𝐫𝐞 𝐬𝐮𝐫 𝐮𝐧 𝐭𝐫𝐨𝐭𝐭𝐨𝐢𝐫 𝐦𝐨𝐮𝐢𝐥𝐥é 𝐑𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐩𝐥𝐮𝐬, 𝐫𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐦𝐨𝐢𝐧𝐬, 𝐣𝐮𝐬𝐭𝐞 𝐥'𝐢𝐧𝐬𝐭𝐚𝐧𝐭 𝐩𝐫é𝐬𝐞𝐧𝐭 𝐋𝐞 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧 𝐞𝐭 𝐥𝐞 𝐠𝐨û𝐭 𝐝𝐮 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐭𝐞𝐦𝐩𝐬 𝐋𝐞 𝐬𝐮𝐜𝐫𝐞 𝐟𝐨𝐧𝐝 𝐝𝐨𝐮𝐜𝐞𝐦𝐞𝐧𝐭, 𝐜𝐨𝐦𝐦𝐞 𝐟𝐨𝐧𝐝𝐞𝐧𝐭 𝐥𝐞𝐬 𝐡𝐞𝐮𝐫𝐞𝐬 𝐋𝐞𝐬 𝐩𝐢𝐠𝐞𝐨𝐧𝐬 𝐬𝐞 𝐩𝐫𝐨𝐦è𝐧𝐞𝐧𝐭, 𝐞𝐮𝐱 𝐚𝐮𝐬𝐬𝐢 𝐬𝐨𝐧𝐭 𝐟𝐥â𝐧𝐞𝐮𝐫𝐬 𝐋𝐞 𝐠𝐚𝐫ç𝐨𝐧 𝐦𝐞 𝐜𝐨𝐧𝐧𝐚î𝐭, 𝐢𝐥 𝐬𝐚𝐢𝐭 𝐜𝐞 𝐪𝐮'𝐢𝐥 𝐦𝐞 𝐟𝐚𝐮𝐭 𝐔𝐧 𝐞𝐱𝐩𝐫𝐞𝐬𝐬 𝐛𝐢𝐞𝐧 𝐬𝐞𝐫𝐫é 𝐞𝐭 𝐮𝐧 𝐦𝐨𝐭 à 𝐝𝐞𝐦𝐢-𝐦𝐨𝐭 𝐋𝐚 𝐝𝐚𝐦𝐞 𝐝'à 𝐜ô𝐭é 𝐥𝐢𝐭 𝐮𝐧 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧 𝐝'é𝐭é 𝐋𝐞 𝐦𝐨𝐧𝐬𝐢𝐞𝐮𝐫 𝐝𝐮 𝐜𝐨𝐦𝐩𝐭𝐨𝐢𝐫 𝐜𝐨𝐦𝐦𝐚𝐧𝐝𝐞 𝐬𝐚 𝐥𝐢𝐛𝐞𝐫𝐭é 𝐂𝐡𝐚𝐜𝐮𝐧 𝐩𝐨𝐫𝐭𝐞 𝐮𝐧𝐞 𝐡𝐢𝐬𝐭𝐨𝐢𝐫𝐞 𝐬𝐨𝐮𝐬 𝐬𝐨𝐧 𝐦𝐚𝐧𝐭𝐞𝐚𝐮 𝐮𝐬é 𝐄𝐭 𝐜𝐞 𝐜𝐚𝐟é 𝐥𝐞𝐬 𝐫𝐚𝐬𝐬𝐞𝐦𝐛𝐥𝐞 𝐬𝐚𝐧𝐬 𝐫𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞𝐦𝐚𝐧𝐝𝐞𝐫 𝐔𝐧 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧, 𝐮𝐧 𝐬𝐨𝐮𝐫𝐢𝐫𝐞 𝐯𝐨𝐥é 𝐔𝐧 𝐫𝐚𝐲𝐨𝐧 𝐝𝐞 𝐥𝐮𝐦𝐢è𝐫𝐞 𝐬𝐮𝐫 𝐮𝐧 𝐭𝐫𝐨𝐭𝐭𝐨𝐢𝐫 𝐦𝐨𝐮𝐢𝐥𝐥é 𝐑𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐩𝐥𝐮𝐬, 𝐫𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐦𝐨𝐢𝐧𝐬, 𝐣𝐮𝐬𝐭𝐞 𝐥'𝐢𝐧𝐬𝐭𝐚𝐧𝐭 𝐩𝐫é𝐬𝐞𝐧𝐭 𝐋𝐞 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧 𝐞𝐭 𝐥𝐞 𝐠𝐨û𝐭 𝐝𝐮 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐭𝐞𝐦𝐩𝐬 𝐃𝐞𝐦𝐚𝐢𝐧 𝐬𝐞𝐫𝐚 𝐝𝐞𝐦𝐚𝐢𝐧, 𝐡𝐢𝐞𝐫 𝐞𝐬𝐭 𝐝é𝐣à 𝐥𝐨𝐢𝐧 𝐌𝐚𝐢𝐬 𝐜𝐞 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧 𝐦'𝐚𝐩𝐩𝐚𝐫𝐭𝐢𝐞𝐧𝐭, 𝐞𝐭 𝐣𝐞 𝐧'𝐞𝐧 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞 𝐫𝐢𝐞𝐧 𝐋𝐞 𝐦𝐨𝐧𝐝𝐞 𝐩𝐞𝐮𝐭 𝐛𝐢𝐞𝐧 𝐭𝐨𝐮𝐫𝐧𝐞𝐫, 𝐦𝐨𝐢 𝐣𝐞 𝐫𝐞𝐬𝐭𝐞 𝐢𝐜𝐢 𝐀𝐯𝐞𝐜 𝐦𝐨𝐧 𝐜𝐚𝐟é 𝐭𝐢è𝐝𝐞 𝐞𝐭 𝐦𝐚 𝐩𝐞𝐭𝐢𝐭𝐞 𝐯𝐢𝐞 𝐔𝐧 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧, 𝐮𝐧 𝐬𝐨𝐮𝐫𝐢𝐫𝐞 𝐯𝐨𝐥é 𝐔𝐧 𝐫𝐚𝐲𝐨𝐧 𝐝𝐞 𝐥𝐮𝐦𝐢è𝐫𝐞 𝐬𝐮𝐫 𝐮𝐧 𝐭𝐫𝐨𝐭𝐭𝐨𝐢𝐫 𝐦𝐨𝐮𝐢𝐥𝐥é 𝐑𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐩𝐥𝐮𝐬, 𝐫𝐢𝐞𝐧 𝐝𝐞 𝐦𝐨𝐢𝐧𝐬, 𝐣𝐮𝐬𝐭𝐞 𝐥'𝐢𝐧𝐬𝐭𝐚𝐧𝐭 𝐩𝐫é𝐬𝐞𝐧𝐭 𝐋𝐞 𝐜𝐚𝐟é 𝐝𝐮 𝐦𝐚𝐭𝐢𝐧 𝐞𝐭 𝐥𝐞 𝐠𝐨û𝐭 𝐝𝐮 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐭𝐞𝐦𝐩𝐬 ♥️Οὐρανία♥️

𝐀 𝐰𝐢𝐬𝐞 𝐦𝐚𝐧 𝐬𝐚𝐭𝐢𝐬𝐟𝐢𝐞𝐬 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐝𝐞𝐬𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐩𝐚𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐡𝐢𝐬, 𝐰𝐡𝐢𝐥𝐞 𝐚 𝐟�
𝐀 𝐰𝐢𝐬𝐞 𝐦𝐚𝐧 𝐬𝐚𝐭𝐢𝐬𝐟𝐢𝐞𝐬 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐝𝐞𝐬𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐞𝐯𝐞𝐫𝐲 𝐩𝐚𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐨𝐟 𝐡𝐢𝐬, 𝐰𝐡𝐢𝐥𝐞 𝐚 𝐟𝐨𝐨𝐥 𝐬𝐚𝐜𝐫𝐢𝐟𝐢𝐜𝐞𝐬 𝐚𝐥𝐥 𝐡𝐢𝐬 𝐩𝐚𝐬𝐬𝐢𝐨𝐧𝐬 𝐭𝐨 𝐬𝐚𝐭𝐢𝐬𝐟𝐲 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐚𝐭𝐢𝐚𝐭𝐞 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐨𝐧𝐞. ✍🏾𝐇𝐞𝐧𝐫𝐲 𝐅𝐢𝐞𝐥𝐝𝐢𝐧𝐠 انسان خردمند، هر تمایل و هر اشتیاق خود را برآورده می‌کند، در حالی که فرد نادان، تمام اشتیاق‌های خود را فدا می‌کند تا فقط یک تمایل را ارضا کند. ✍🏾هِنری فیلدینگ هنری فیلدینگ، نویسنده؛ نمایشنامه نویس و روزنامه نگار برجستهٔ بریتانیایی است که از او به عنوان بنیان‌گذار سبک رئالیسم در ادبیات انگلستان یاد می‌شود. به رغم توانایی‌های برجسته او در نمایشنامه نویسی، فیلدینگ بیشتر به عنوان یک رمان‌نویس صاحب شهرت است. او در جایی می‌نویسد: " آن هنگام که از شما قدردانی نمی‌شود، بدانید که وظیفهٔ خود را به بهترین صورت انجام داده‌اید و کاری باقی نمانده‌است."

Emmanuelle_Haïm_Handel_Aminta_e_Fillide,_HWV_83_Per_abbatter.mp312.25 MB

sticker.webp0.47 KB

𝐍𝐨𝐫𝐦𝐚𝐥𝐢𝐭𝐲 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐚𝐯𝐞𝐝 𝐫𝐨𝐚𝐝: 𝐢𝐭’𝐬 𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐚𝐛𝐥𝐞 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐥𝐤, 𝐛𝐮𝐭 𝐧𝐨 𝐟𝐥𝐨𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐠𝐫
𝐍𝐨𝐫𝐦𝐚𝐥𝐢𝐭𝐲 𝐢𝐬 𝐚 𝐩𝐚𝐯𝐞𝐝 𝐫𝐨𝐚𝐝: 𝐢𝐭’𝐬 𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐚𝐛𝐥𝐞 𝐭𝐨 𝐰𝐚𝐥𝐤, 𝐛𝐮𝐭 𝐧𝐨 𝐟𝐥𝐨𝐰𝐞𝐫𝐬 𝐠𝐫𝐨𝐰 𝐨𝐧 𝐢𝐭. 🎩𝐕𝐢𝐧𝐜𝐞𝐧𝐭 𝐯𝐚𝐧 𝐆𝐨𝐠𝐡 عادی بودن، مانند یک جاده‌ی آسفالت‌شده است: قدم زدن در آن راحت است، اما هیچ گلی بر روی آن نمی‌روید. 🎩وینسنت ون‌گوگ

sticker.webp0.40 KB

+1
𝟓. 𝐂𝐡𝐮𝐫𝐜𝐡 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐍𝐚𝐭𝐢𝐯𝐢𝐭𝐲 𝐨𝐟 𝐕𝐢𝐫𝐠𝐢𝐧 𝐌𝐚𝐫𝐲 🏛 𝐉𝐚𝐧 𝐁𝐥𝐚𝐳𝐞𝐣 𝐒𝐚𝐧𝐭𝐢𝐧𝐢-𝐀𝐢𝐜𝐡𝐥 (𝟏𝟕𝟐𝟖-𝟏𝟕𝟓𝟎) 𝐁𝐚𝐫𝐨𝐪𝐮𝐞 📍 𝐊ř𝐭𝐢𝐧𝐲, 𝐂𝐳𝐞𝐜𝐡 𝐑𝐞𝐩𝐮𝐛𝐥𝐢𝐜 شاهکاری آیینی _ مذهبی در سبک موسوم به «باروک رادیکال» که در مناطق بوهم و موراویا شهرت دارد؛ بنایی که به‌ عنوان بخشی از مجموعه‌ی صومعه و اقامتگاه‌های تابستانیِ دِیرِ زبردوویسه متعلق به راهبان پرمونستره، ساخته شده است. 𝟔. 𝐁𝐨𝐫𝐠𝐡𝐞𝐬𝐞 𝐆𝐚𝐥𝐥𝐞𝐫𝐲 🏛𝐀𝐧𝐭𝐨𝐧𝐢𝐨 𝐀𝐬𝐩𝐫𝐮𝐜𝐜𝐢 (𝟏𝟕𝟐𝟑 – 𝟏𝟖𝟎𝟖) 𝐍𝐞𝐨𝐜𝐥𝐚𝐬𝐬𝐢𝐜𝐢𝐬𝐦 📍𝐑𝐨𝐦𝐞, 𝐈𝐭𝐚𝐥𝐲 سقف‌ها به سبک پیتورا دی سوتو این سو» (𝐩𝐢𝐭𝐭𝐮𝐫𝐚 𝐝𝐢 𝐬𝐨𝐭𝐭𝐨 𝐢𝐧 𝐬ù) که در زبان ایتالیایی به معنای «نقاشی از پایین به بالا» است، تکنیک و سبک نقاشی خطای دید (𝐈𝐥𝐥𝐮𝐬𝐢𝐨𝐧𝐢𝐬𝐭𝐢𝐜) بر روی سقف است که در آن، اشیا و پیکره‌ها با کوتاه‌نمایی شدید (𝐅𝐨𝐫𝐞𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭𝐞𝐧𝐢𝐧𝐠) ترسیم می‌شوند تا این توهم را در بیننده ایجاد کنند که از پایین در حال نگاه کردن به فضایی سه‌بعدی، باز و معلق در بالای سر خود هستند.