uk
Feedback
A D A M A K

A D A M A K

Відкрити в Telegram

آدمک سلام؛ کجای قصه‌ای؟ •ناشناس• http://t.me/HidenChat_Bot?start=107725242

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
334
Підписники
-124 години
-17 днів
-730 днів
Архів дописів
ماییم و می و مُطْرِب و این کنجِ خراب جان و دل و جام و جامه پُر دُردِ شراب

پشت تموم لبخندها به خنده موند..!

زندگی جنگه باورم کن؛ که هر ثانیش یعنی ساخت قامت از نو..!

تصویرا میمیرن تو قاب عکس لحظه‌ها میمیرن تو حافظت..!

آدم هیچ‌وقت مقاوم نمی‌شود فقط به بعضی چیزها عادت می‌کند. @Adamak_07

یک شخص بدکار خیلی به خوبی می‌تواند خوش‌بخت باشد. حتی برای خوش‌بخت بودن بزرگ‌ترین امکانات را دارد. و اما این که نمی‌توان او را مسئول دانست، این باز جفنگ دیگری است. آخر، شهامت داشته باشید و تصدیق کنید که طبیعت چون به نیک و بد به یک‌سان می‌نگرد، و از این‌رو ذاتا هم شریر است. پس آدمی می‌تواند جنایتکار و در عین حال کاملا تندرست باشد. فضیلت و پارسائی چیز طبیعی نیست، بلکه ساخته خود انسان است. بر انسان است که از آن دفاع کند! •1391 @Adamak_07

شادیتان مثل خیالات تریاکیان فریبی بیش نیست. شما مست آزادی می‌شوید و زندگی را از یاد می‌برید. آزادی مطلق برای روح، دیوانگی به بار می‌آورد و برای دولت، هرج و مرج. آزادی!_ چه کسی در این دنیا آزاد است؟ •1323 @Adamak_07

چه، تنها کسانی که هیچ‌کار نمی‌کنند هرگز به اشتباه نمی‌افتند. ولی خطائی که روی به حقیقت زنده دارد بارورتر از حقیقت مرده است. •1315 @Adamak_07

ندیدن، معنیش نبودن نیست!

گُل می‌باخت به دَغل خار..!

گاهیم هیچکس مقصر نيست فقط زمان اشتباهه. @Adamak_07

نمیشد بخرنم، می‌فروختن..!

مرده‌ها بیشتر از زنده‌ها گل دریافت می‌کنند چون افسوس قوی‌تر از قدرشناسی است! @Adamak_07

بی‌ هیچم و دیگر نمیدانم چه میخواهی..!

آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت آیا چه خطا دید که از راه خطا رفت تا رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین کس واقف ما نیست که از دیده چه‌ها رفت بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت از پای فتادیم چو آمد غم هجران در درد بمردیم چو از دست دوا رفت دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست در سعی چه کوشیم چو از مروه صفا رفت دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید هیهات که رنج تو ز قانون شفا رفت ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه زان پیش که گویند که از دار فنا رفت @Adamak_07

تنها مبتلایان به ضعف اعصاب می‌توانند درباره اخلاق به بحث بپردازند؛ و اولین قاعده هرگونه اخلاق آن است که نباید اعصاب ناتوان داشت. امان از این فضل فروشان! •1287 @Adamak_07

برای دل‌های ناتوان و مهربان، بدترین بدبختی در آن است که یک بار بزرگ‌ترین خوشی‌ها را درک کرده باشند. •1272 @Adamak_07