uk
Feedback
زادهِ خیال…

زادهِ خیال…

Відкрити в Telegram

از این‌که هر روز تکه‌ای از روحم را گم می‌کنم خسته‌ام...

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
278
Підписники
-624 години
+137 днів
+3030 днів
Архів дописів
بوسیدمش وقت آذان، یا رب ببخشایم ولی آمد ز مسجد حکمِ این: 'حی علی خیر العمل'

فراموشت کرده ام طوریکه در خیالاتم با تو گفتگو میکنم هر شب به عکس هایت نگریسته و بر تمام اجزای صورتت دقت میکنم. آری فراموشت کرده ام و چه بسا ناممکن است این فراموشی، زیرا دل ها گاه در خواب بیدارند! #شاهدخت_دورگه

عجیب است… آدم می‌تواند سال‌ها با نبودنِ کسی زندگی کند، اما هرگز به نبودنش عادت نکند. #شاهدخت_دورگه

گاهی با خودم فکر می‌کنم آدم‌ها دو بار متولد می‌شوند یک‌بار وقتی به دنیا می‌آیند، و بارِ دوم.... وقتی وجود کسی، جهانِ درونشان را از نو می‌سازد. #اسرا_کریمی

photo content

و مگر شاعر بی‌تو از کجا شعر بیاورد؟ #محال_بهار🍂
و مگر شاعر بی‌تو از کجا شعر بیاورد؟ #محال_بهار🍂

گاهی با خودم فکر می‌کنم آدم‌ها دو بار متولد می‌شوند یک‌بار وقتی به دنیا می‌آیند، و بارِ دوم.... وقتی وجود کسی، جهانِ درونشان را از نو می‌سازد. #شاهدخت_دورگه

و من در حسرت یک‌بار شنیدن صدایت، خواهم مُرد. #سلینا_صبا

خندید... خنده‌ای که بیشتر شبیه گریه بود... 🖤

خاطرات خیلی عجیب هستند، گاهی اوقات می‌خندیم به روزهایی که گریه می‌کردیم؛ و گاهی گریه می‌کنیم به یاد روز‌هایی که می‌خندیدیم!

انسان هرگز نمی‌تواند از رویاهای خود دست بکشد. رویا خوراک روح است؛ همانطور که غذا خوراک تن است. در زندگی بارها رویاها‌مان را فرو ریخته. و تمنا‌ها‌مان را ناکام می‌بینیم، اما باید به دیدن رویا بپردازیم . اگر نه، روحمان می‌میرد.

مرا دیوانه مپندار، من از صد عاقلِ چون تو، عاقل‌ترم…
#آواز_نی

ما به قدری خود را درگیر زندگی‌های پر استراس و پر مشغله کرده‌ایم که مشاهده‌ی بیشتر شگفتی‌ها را از دست می‌دهیم. به اندازه‌ی لحظاتی که درد و رنج در زندگی وجود دارد، لحظات شادی و لذت نیز وجود دارد.

اما من دیگر آن آدم قبلی نیستم دلتنگ‌تر آرام‌تر شکسته‌تر از قبل شده‌ام حرف‌هایم کمتر شده اما دردهایم عمیق‌تر.... واضح تر بگویم شاید دلتنگی بجای خون در رگ هایم جاریست! #شاهدخت_دورگه

چقدر شب ها ظالم شده اند تمام خاطرات را به ذهن مان می‌آورد و چه بیرحمانه خواب را از چشمان مان میدزد. #شاهدخت_دورگه

و ار در سکوت خویش گویی از همه چیز بیزاری گرفته بود.! #شاهدخت_دورگه

و من خسته شده ام از اینقدر بی حوصله بودن و کلافه بودن و چه دشوار است بنی آدم چنین رنجی بکشد. #شاهدخت_دورگه

بحث با ناقص خیالان شیوه استاد نیست، علم افلاطون حریف جهل مادر زاد نیست.

Repost from N/a
میدانی دلربای ابدیِ من؟ در حوالیِ این روزها، همین‌که چیزی باعثِ ناراحتی‌ام میشود، تو را به یاد می‌آورم؛ میپرسی چرا؟ چون هیچ چیزی به اندازه‌ی نبودِ تو ناراحتم نمی‌کند..! ✨🥀 #یاس_یوسفی