𝕽𝖊𝖉 𝖒𝖔𝖔𝖓🌑
Відкрити в Telegram
548
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+4630 днів
Архів дописів
548
روزی که یه نابینا بتونه ببینه، اولین چیزی که میندازه دور، چوبیه که کل زندگیش بهش کمک کرده.
548
Repost from خانواده🫂🤍
https://t.me/RedMoonSona4727
تو از اون آدمایی هستی که خیلی چیزا رو عمیقتر از چیزی که نشون میدی تجربه میکنی؛ معمولاً ترجیح میدی بهجای توضیح دادنِ احساست، بذاری یه جمله یا یه سکوت خودش حرف بزنه.
548
نگران اومدن پاییز باشم؟ مگه تو باغ ما گلی باقی مونده؟ لاله های وطن توی زمستون از دست رفتن.
