•غزلِحافظ🤍•
Відкрити в Telegram
در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
266
Підписники
Немає даних24 години
-257 днів
-2530 днів
Архів дописів
267
عشق و نفرت متناقض نمای یکدیگرند.
مگر می شود عاشق کسی باشی و در عین حال به او نفرت بورزی!؟
ولی برای ما بچه انسانیها که فلسفه را با پوست و جان درک میکنیم میدانیم این موضوع امکان پذیر است ،حتی نامی هم برای او داریم (امتناع اجتماع نقیضین) یا حتی که در فارسی به نام او آرایهای داریم؛ پارادوکس!
چرا فکر میکنید عشق و نفرت تضاد یکدیگرند ؟
نفرت، از عشق زیاد میآید!
عشقی که تمامی قلبت را احاطه کرده است و به قلب تو گلد میزند و زخمهایی درون تو ایجاد میکند که رفته رفته تبدیل میشود به نفرت در عین دوست داشتن.
267
چرا یکی بهم پیام نمیده و بگه:کیوقت داری بیام ببینمت غزل؟..
یعنی همتون خسته اید؟
کار دارید؟
اونم فقط برای من؟.
267
ماجرای منوتو در هیچ باوری نمیگنجد .. ماجراییست که در حافظه ی دنیا نیست.. نه دروغیم،نه رویا،نه خیال .. ذات عشقیم که در آینه ی پیدا نیست.. تو در من گمی و من در تو،باور کن. جز در این متن اثری از ‹ما› نیست..! من و تو ساحل و دریای همیم .. اما نه. ساحل که اینقدر از دریای آبی دور نیست..-🦋
267
اکنون اگر از تو دورم به هرجا
بر یارِ دیگر نبندم دلم را
سرشارم از آرزو و تمنا
ای یارِ زیبا~~
