باستان شناس بیکار
Відкрити в Telegram
متعلق به یک باستانشناس بیکار ✒️حفاری ذهن https://t.me/Mind_Diggings 👤ناشناس @Unemployed_archeologistbot Private🔒 https://t.me/+cduOuS0o4lJhMzQ0 🎵آهنگ یاب @Unemployed_archeologist_songbot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
391
Підписники
-624 години
-97 днів
+12030 днів
Архів дописів
Repost from کتابخانه
بزرگترین اشتباهی که میتوانید در زندگی مرتکب شوید، ترس دائمی از اشتباه کردن است.
آلبرت هابارد
در جامعهای که فاصله میان واقعیت عینی و آن چیزی که مردم در ذهن خود تجربه میکنند، هر روز بیشتر میشود، نوعی آشفتگی شناختی شکل میگیرد؛ نه لزوماً به عنوان یک بیماری فردی و نه صرفاً یک اختلال بالینی، بلکه بیشتر به صورت یک وضعیت جمعی. وضعیتی که در آن ادراکها با واقعیت همراستا نیستند و همین شکاف، به فرسایش روانی میانجامد.
وقتی مردم مدام میان آنچه میبینند، آنچه میشنوند و آنچه تجربه میکنند سرگردان باشند، ذهن به جای تحلیل به سازوکارهای دفاعی پناه میبرد و اینجاست که مفاهیمی شبیه شیزوفرنی، نه در معنای پزشکی بلکه به عنوان یک استعاره اجتماعی قابل فهم میشود؛ یا به نوعی چندپارگی در درک جهان.
در چنین فضایی، دانش فهم جامعه و انسان به حاشیه رانده میشود...
تصمیمها اغلب بدون توجه جدی به روان جمعی فرهنگ و تجربه زیسته مردم گرفته میشوند و نتیجه آن ساختارهایی است که با زندگی واقعی همخوانی ندارند.
وقتی ابزارهای تحلیل اجتماعی و فکری از فرآیند اداره کنار گذاشته شوند، جامعه وارد چرخهای میشود که در آن مسائل مدام تکرار میشوند، بدون آنکه علتهای اصلی دیده شوند. این چرخه همان تزلزل فرهنگی است که سالهاست ادامه دارد.
در مقطعی از تاریخ ایرانمان جابهجایی بزرگی در قدرت رخ داد جابهجاییای که میتوانست با شناخت عمیقتری از جامعه همراه باشد اما چنین نگاهی نقش پررنگی نداشت. جامعه نه به عنوان یک موجود زنده با لایههای پیچیده، بلکه بیشتر به صورت یک کلّیت ساده دیده شد، و همین نگاه باعث شد بسیاری از پیامدهای بلندمدت نادیده گرفته شوند.
نادیده گرفتن نگاه تحلیلی به جامعه در آن دوران و پس از آن موجب شد تغییرات بدون نقشه ذهنی روشن اتفاق بیفتند، و هزینههای روانی، فرهنگی و هویتی آن در طول زمان انباشته شود.
با این حال، هیچ پدیدهای بدون راهحل نیست، اما راهحلها از دل واکنشهای سطحی بیرون نمیآیند، بلکه نیازمند ریشهیابیاند. شناخت انسان، جامعه و تاریخ، مانند یک عینک است؛ بدون آن واقعیت تار و مبهم دیده میشود.
وقتی علتها روشن شوند، پیامدها قابل پیشبینی میشوند، و وقتی پیامدها قابل پیشبینی باشند، میتوان از تکرار خطاها جلوگیری کرد. جامعهای که خود را بفهمد، کمتر دچار آشفتگی میشود و مردمی که دلایل وضعیت خود را بشناسند، کمتر به فروپاشی ذهنی نزدیک میشوند.
مسئله اصلی تقابل یا نفی نیست، بلکه دیدن پیوندهاست؛ پیوند میان روان فردی و ساختار جمعی، میان گذشته و اکنون، و میان تصمیمها و نتایج آنها.
تا زمانی که این ارتباطها دیده نشوند جامعه در سطح باقی میماند و مسائل در شکلهای تازه اما با ریشههای قدیمی بازمیگردند. بازگشت به نگاه تحلیلی و ریشهای میتواند نخستین گام برای ترمیم شکافهایی باشد که سالهاست در ذهن و فرهنگ ما شکل گرفتهاند.
باستان شناس بیکار
آن کس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به منزل برساند
آن کس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
Suits "S5"
One of the best tv series I saw in my whole life
Full of emotions and loving the real people in our lives despite all the dangers that threaten us...
Repost from خیالاستدیگر'
ما آدمهایی که در گرفتاری و آشفتگی زندگی میکنیم، باید به خوشبختیِ پاک و بیدغدغهی پرندههای آسمان رشک ببریم.
داستایفسکی
این بزک تهوع انگیز دورویی و دو پهلویی را از چهره روح خود بزدایید، با آب فراوان بشویید!
رومن رولان
