آوای محبوب
Відкрити в Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
276
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
+1630 днів
Архів дописів
276
اگه تو رابطه ای هستید که به اندازه ی کافی دوست داشته نمیشید...
"مواظب عزت نفس خودتون باشید"
صدا #محبوب
276
بیتابیِ دامم
نه ز اندوه اسیریست
من تاب فراموشی صیّاد ندارم...
#حزین_لاهیجی
بعضی از بیتها چقدر مظلوم هستن🥺
276
این روزها سوال به ماها نیامده است
جز یک زبان لال به ماها نیامده است
می گفت تاجری که از این کوچه میگذشت
یک لقمهی حلال به ماها نیامده است
ما لاکپشت قصهی تلخ کلیلهایم
پرواز و شور و حال به ماها نیامده است
از دست حرف های همین مردم بخیل
کفش و کلاه و شال به ماها نیامده است
دوران حکمرانی سنگین ماسکهاست
ابرو و چشم و خال به ماها نیامده است
ما آدمیم ، گرچه به تحقیق دیدهایم
این سیبهای کال ، به ماها نیامده است
درگیر روزهای پر از دردسر شدیم
اصلا فراغ بال به ماها نیامده است
به قلم شاعر روشن دل: #موسی_عصمتی
صدا #محبوب
276
اگه دلتنگ نگاه های معنادارشی بهش بگو :
صبح يعنى كه گل از غنچه ى لب باز كنى
بـــا غــــزل هــاى نگـاهت سخــن آغــــاز كنى
#مهدى_غلاميان
#دست_به_نقد
276
نمیآیی برون ای غم، زمانی از دل تنگم
چه میکردی گر این غمخانه را پیدا نمیکردی
#شریف_کاشی
276
تک درختی پیر ، پیش از آنکه نابودش کنند
از تبر داران تقاضا کرده تا عودش کنند
تا طواف اخر پروانه ها را بنگرد
گفته تا آتش بیاران طعمه ی دودش کنند
دوستانم پای آن زخمی که نا اَهلان زدند
اشک میریزند هرشب، تا " نمک سودَش" کنند
شیشه ی عمر مرا تا سنگِ دنیا نشکند
گفته ام آیینه کاران "جیوه اَندودش " کنند
ماهی تُنگی که بر لب غیرِ " آزادی" نگفت
کاش بعد از مرگ ،روزی راهیِ رودش کنند
سنگ اگر یاقوت باشد هم، به غیر از سنگ نیست
بت پرستان هر قَدَر همسنگِ معبودش کنند...
پرده های جهل را خورشیدِ حق خواهد درید
ابرها بیهوده میکوشند مفقودش کنند...
به قلم #غلامرضا_رنجبری
صدا #محبوب
276
روزی هزاربار با تو برخورد میکنم
و هربار، اسمم را کجا شنیدهای؟
و چقدر چهرهام برای تو آشناست!
و چقدر تقصیر چشمهای تو نیست
که در نقطههای کورِ خانه زندگی میکنم
وتکرار میشوم هرروز
شبیه عطر بهارنارنج، روی میز صبحـانه
شبیه خطوط قهوهایِ چای، تهِ فنجانها
و شبیه اخبار ساعت هشتونیم، رأس ساعت هشتونیم
و آن زن که چشمهایش در آینه زیباترند
قرنهاست دارد ابروهایش را
برمیدارد
و فکر میکند دارد
دنیا را در چشمهای تو تغییر میدهد
تقصیر چشمهای تو نیست، میدانم
این خانه تاریکتر از آن است
که چهرهام را به خاطر بسپاری
و ببینی چگونه بوی مرگ از انگشتهایم چکه میکند
هربار که نمیپرسی شعرِ تازه چه دارم
این خانه تاریکتر از آن است
که پوشیدن پیراهن حریر
و آویختن گوشوارههای مروارید
تکلیفِ گوشهای از شب را روشن کند
و یادمان بیاورد
که سالهاست به نقطههای کورِ زندگی عادت کردهایم
و سالهاست با عصای سپید کنار هم راه میرویم
و سالهاست
با خطوط بِریل با هم حرف میزنیم.
#لیلا_کردبچه
صدا #محبوب
276
از عشق زیباتر
بودن کنار کسی ست که
تو را نقطه به نقطه بلد است
بلد است زخمهایت را ببوسد
روحت را نوازش کند
آتش درونت را آرام کند
در اوج غم آرامش را هدیه بدهد
بلد است...
عشق بلد بودن می خواهد.
276
( لری )
ترجمه :
هم دلم تنگ شده برای دل خودم
هم چشمهایم ترکیدند در وجود خودم
پیچیده ام به دور آتش دل
تا گرمم کند داغ سوزان خودم
دست به دیوار دل میکشم
این همه زخم چیست که بار سینه ی من است؟
تقصیر لباس تکه تکه ام نیست
سینه ام دور تادورش همچون سیم خار دار است
هر گوشه را نگاه می کنم داغیست
چشم به راه مانده است تا چراغی ببیند
تو از حال من چه میدانی وقتی
نه سری میزنی نه سراغی میگیری
وقتی روز میلی به دیدن ندارد
وقتی شب خوابی برای خوابیدن ندارد
تقلای چه کنم همچون گنجشک ؟
صبح هم ارزش دیدن ندارد
دردم را با گریه نگفتم
لبم میلرزید که عیب است نگفتم
هر چه بغض خودش را زد و روی انداخت
لبخندی زدم مثل دیوانه ها و چیزی نگفتم
نشستم و گلایه ای نکردم
هی می سوختم ولی دود نکردم
طوری حرف می زدم که هیچکس نفهمد
خیلی وقت است تمام کرده ام اما رو نکردم
تا کجا می خواهد اینچنین بماند ؟
غرق می زند این زخم کهنه
ریشه زده تا جایی که میبینی
درد میکنند دیوارهای این خانه
تا کجا دست در گردن خود نَهم؟
تا کجا در خودم فرو روم ؟
تا کجا تکان نخورم که شاید
امشبی خوابش ببرد دل خودم ؟
صدا #محبوب
276
باید یک مکانی باشد
هر مکانی حتی یک مکان خیالی!
تا بتوانیم به آنجا برویم و
از نو زاده شده و دوباره برگردیم!
#کارلوس_فوئنتس
276
اگه دلتو سوزنده و تو اما دلت نمیاد نفرینش کنی بهش بگو :
میسوزم و لب نمیگشایم که مباد
آهی کشم و دلی به درد آید از او...
#رهی_معیری
#دست_به_نقد
276
رنج نباید تو را غمگین کند. این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند.
رنج قرار است تو را هوشیارتر کند به اینکه زندگیات نیاز به تغییر دارد. چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند، رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
رنجت را تحمل نکن، رنجت را درک کن! این فرصتــی است برای بیداری، وقتی آگاه شوی، بیچارگیات تمام میشود.
#کارل_گوستاو_یونگ
صدا #محبوب
