سرزبان | مهارت پرسشگری
Відкрити в Telegram
سرزبان، مدرسهی گفتوگو پرسشگری برای یادگیری زندگی به زبانِ پرسش سخن میگوید. کانال الهه علیزاده: https://t.me/channelelahehalizade وبیکارهای رایگان «معماری تفکر» پنجشنبهها، ساعت ۲۲ در لینک زیر" https://mohit.online/room/memaritafakor
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
+57 днів
+530 день
Архів дописів
Repost from گَپ| لادن شایانفر
من واقعیت را با چه زبانی میبینم و درک میکنم؟
ما برای بیان واقعیت، چیزی به جز زبان نداریم. ما با فیلتر زبان، واقعیت را میبینیم و درک و بیان میکنیم.
در پاسخ به سوال بالا، فعلن رسیدهام به اینها: تجربه و شوق. اینها دائم در گفتگویند با هم و با من.
تجربه مراقب من است. با تجربه٬ مرز میچینم. نه میگویم. گرم میگیرم با عدهای و بعضیها را از جهانم میرانم. با تجربه روابط پایدار میسازم. تجربه اهمیت مدیریت منابعم را یادآوری میکند. با تجربه قدر دوستی را میدانم و هم اوست که مرا انسانی همدل و امن کرده است.
شوق میکِشدم به افقهای تازه. آشنا میکندم با آدمهای جدید؛ کنجکاوم میکند به جهان و نگرششان؛ به آموختن از منششان. برمیانگیزاندم به یادگیری. شوق بود که بهمن ۱۴۰۳ مرا برد سر کلاس شعر نشاند و شعر، زبانِ تازهام راهم داد به بیان نادیدنیها و به شناخت و درکی نو از جهان امکان. لحظاتی که بختیارم و موفق میشوم به نگریستن از دریچهی شعر، چیزهایی میبینم نه تکراری و نه آشنا و معمول.
تجربه میگوید حواست باشد دوباره گزیده نشوی؛ درسهایش را آویزهی گوشم میکند.
شوق مرا میبرد سمت صمیمیت و اعتمادِ دوباره به دنیا.
شوق میخواهد بداند که ورود به یک حیطه و پیمودنش، جهانم را دستخوش چه تغییری میکند؟ و یکریز توی گوش من میخواند: «زندگی٬ امکانِ آزمودن است.»
فقط با تجربه و بدون شوق، جهان محقرتری داشتم. بسته، صلب، اخمو و غمگین.
و اگر شوق به تنهایی زبان من بود، پیدرپی با سر میخوردم زمین بی که دلیلش را بدانم. بی که درنگ کنم. بی که عمقی بیابم.
«زبان ما، مرزهای جهان ماست»*
گاهی دلم از دست زبانهایم خون است. گندهدماغیهای خودشان را دارند. محدودیتهای خودشان را. میدانم زبانهایی هست که شناخت در سطح و عمق دیگری برایم فراهم میکنند، بینش و دید متفاوتی در اختیارم میگذارند، و امکان تغییر را از راه دیگری برایم مهیا میکنند. احتمالن همانها هم محدودیتهایی دارند. دارند؟ دسترسی به زبانهای دیگر چگونه ممکن میشود؟ هر زبانی را میتوان آموخت؟
بهگمانم همین شوق مرا میبرد سراغ زبانهای دیگر و گستردن جهانم. تجربه هم ورِ دلش مشاورهی لازم را میدهد. من بهشان امیدوارم.
*لودویگ ویتگنشتاین
لادن شایانفر
@ladanshayanfar
همزبانها چه میگویند؟
از زبان همزبانها بخوانیم تجربهی کارگاه فکریشه را.✨💘✨
پرسش را از کجا بیاغازیم؟
از ریشهها.
منطقیست.
که سرگردان باشیم.
که ندانیم.
که ندانیم که نمیدانیم.
که ندانیم چه کنیم؟
که فرصتسوزی کنیم.
که فرازوفرود داشته باشیم.
که تصمیمگیری جاندادن باشد برایمان.
که انتخاب حتی کشندهتر.
که برنامه بریزیم که دقیقا برعکسش عمل کنیم.
که عادت کنیم به بلاتکلیفی.
که پایبسته بمانیم و حرکت، رویایمان شود.
چرا چنین شده؟
زندگی. جدی میگویم. کار زندگیست. جهان که با ما نیاغازیده. صافصاف افتادهایم وسط ماجرا.
در حالی به دنیا آمدهایم که بار تاریخ و آینده و حال را با هم به دوش بکشیم و آسان نیست چنین وضعیتی.
در حالی به دنیا آمدهایم که دستهدسته اطلاعات درست و نادرست، به هم پیچیدهاند و امکان تشخیص سره از ناسره و صحیح و غلط را از ما گرفتهاند.
در حالی به دنیا آمدهایم که فشار شفافیتی که از ما طلب میشود با توان و سرعت استدلالی ذهنی ما نمیخواند.
سرگردانی میان سرشاخهها و اطلاعات رنگارنگ و ادبیات قشنگ و آسان شاید کوتاهمدت مثل مسکنی بر این زخمها عمل میکند و اما از معنا تهی و در نهایت تنها به پوستهای از عادت بدل گردد که مدام رنگش میپرد.
توی این بازار مکارهی تکنیکها و آسانسازیهای همدلانه، همیشه جای پایه و ریشه و الگو خالیست.
چرا پایهها را نیاموزیم تا روندها را به معنای واقعی کلمه «شفافتر» ببینم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «گزینهها» را واقعا پیدا کنیم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «امکانها» را کشف کنیم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «الگوها» را درک کنیم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «رنج» را کمتر کنیم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «تغییر» را ممکن کنیم؟
چرا پایهها را نیاموزیم تا «شناخت و خطاهایش» را از هم سوا دهیم؟
و
چرا پایهها را نیاموزیم تا چموخم زندگی دستمان آید؟ تا زندگی کردن را بیاموزیم؟
پایهها سختند؟ بله.
ابهام زیادی دارند؟ بله.
اما کسی که پایه را بیاموزد، خیالی تخت ساخته برای ایستادن و گام برداشتن.
پایهآموزی از جنس یکبار، برای یکعمر است.
بنا اگر به تغییر هم باشد سرگردان نیستیم. اولین هدف همان پایههاست.
درک پایهها سخت است اما کسی که پایه میداند، بلد است.
تغییر را. امکان را. کاهش رنج را. حل مسئله را. الگوها را. سره و ناسره را. انتخاب و تصمیم را.
کسی که اینها را بلد است، زبان بلد است. زباندار است. سرزبان دارد.
پرسش را از کجا بیاموزیم؟ از زبان. از زبانپرسی. از زبانپروری.
کسی که زبان بلد است، زندگی بلد است.
فکریشه با همین هدف طراحی شده است. پایهآموزی.
و در حال حاضر کارگاه پایهی مدرسهی سرزبان است.
کارگاهی با هدفی روشن:
«پرورش قوهی زبانی به کمک پرسشگری.»
سرزبان
Repost from N/a
✨یادآوری وبینار مدار✨
وبینار مدار دوشنبهها و چهارشنبههای هر هفته
ساعت ۷ عصر
در لینک زیر برگذار میشود.
https://skyroom.online/ch/elahehalizade/shadzi
همین حالا، در لینک بالا👆🏻
برای ثبت تمرینهای ارائهشده توسط مهمانان هفتگی سرزبان و سوالات جیگردرآر منِ منِ کلهگنده به کانال «سرزبانآباد» بپیوندید.
✨💖✨
یادآوری وبیکار
زبان و واقعیت چه نسبتی با هم دارند؟
زبان با واقعیت چه میکند؟
به چه زبانی میفهمیم؟
مهمان امروز: خانم ندا احمدی✨🌻✨
ساعت ۱۶
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
ظرفیت وبینار زود تکمیل میشود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمندهی شما شوم. بوستها بر شما. 💖
تمرین و پاسخ خود به پرسش «به چه زبانی جهان را درک و بیان میکنید» را اینجا ثبت کنید عشقا.
💖
صوت وبینار ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
شما به چه زبانی جهان را درک و بیان میکنید؟
سرزبان
Repost from N/a
زبانم چیست؟
تا به حال حالتان از نوشتههاتان بهم خورده است؟ من نیز بارها. حتی الان که نمیدانم قرار است از کوچهی کدام خیال و واقعیت واژهها عبور کنم. شاید قرار نیست از هیچ کوچهای بگذرم. همینجا همینطور در این کوچه بمانم. تاریکروشن است. شاید تهش بنبست باشد. شاید اصلن کوچه نباشد. خیابان است؟ اتوبان است؟ شاید حیاطی به بزرگی حیات آخرت باشد. نمیدانم. به هر حال حالم از نوشتن بهم میخورد. عمل نوشتن؟ نه. ابهام بارداری تحملپذیرتر از نوزاد زشت و چرکیست که زبانم به آغوش میکشد.
زبان. زبان من. من چه زبانی دارم؟ با چه میسنجم جهانم را؟ جهانم را بله درست میبینی. من جهانی در جهان دارم. جهان من به وسعت زبانم است. قلبمه است؟ زبانجویم. مربیام پیچیدهگو. ساده را هم پیچیده دوست دارد. من هم. پیچپیچی موهایم گواهش. شبیه هذیان است میدانم. جهان هم شبیه هذیان است. جهان جهان.
زبانم چیست؟ پنجساله بودم که موطلایی رفت. موطلایی را هفت سال ندیدم. چه میکردم در آن هفت سال؟ همبازیام بود. رفیقم بود. پای درددلم مینشست.
ششم ابتدایی بودم و نرگس رفت. نرگس بود. باز هم. حتی بیشتر از وقتی که بود. شبهای تابستان او بود و من بودم و ستارهها.
عید نودوچهار. مهمان داشتیم. نه روز. روز خداحافظی سیل بود که میآمد از چشمانم. ده سال گذشته و هر عید آن عید را زنده میدارم.
زبانم چیست؟ در کارگاه سوالکافی بود که پی بردم به نگاهم. به جهانم. به ادراکم. به زبانم.
گذشته برایم نگذشته. زنده است. خاطرات معنای ملال منند. زبانم زبان خاطره است. نوستالژی میگرایم. هنوز هم برای پیرهن سفید بافت پنجسالگیام که عروسکی آبی رویش بود میگریم. عکس کودکیام را میبینم دلتنگ خودم میشوم.
برای اکنون، برای آینده دنبال ذراتی هستم که گذشته را بیاورد با خود.
زبانم زبان خاطره است؟ زبانم نوستالژی میگراید؟ چه شد که خاطره در من غلیظ شد؟ کودک پنج ساله چه از خاطره میفهمد که زبانش میشود؟ زبانم است؟ نمیدانم. اما نخی نامرئی متصل میکند اکنونم را به گذشته.
سارا ذوالفقاری
#یادداشت_روز
سرزبانآباد همون کانالی که قراره دور هم جمع شیم و تمرین بفرستیم.
من و تمام مهمانان سرزبان توی این کانال تمریناتی که باید رو قرار میدیم تا حسابی سروسامون بگیره.😁✨💖✨
Repost from N/a
بسمالله.
کانال سرزبانآباد، محلی برای ارائهی تمرینات و گپوگفت مدرسهی سرزبان
مدیران(به ترتیب حضور):
الهه علیزاده(همان همیشگی😁)
شیما صادقی(بانوی زیباساز هفته و ذهن و فرهنگ)
مبینا ملائی(بانوی دو عالم خط و ترجمه)
الهه نصیری(الههی معماری و خلاقیت در ایران ناباستان)
سارا چگنی(در وصف نگنجد)
ندا احمدی(بانوی نقش و شعر و شعور)
کارگاه تک جلسهای فکریشه ۲💡
صدق گفتار و اندیشهی ما چگونه سنجیده میشود؟
چگونه زبان صادقی داشته باشیم؟
چگونه به جای جدل، ابتدا صدق و صحت چیزی را بسنجیم و
زبان و منطق چطور میتوانند صدق و کذب را مشخص کنند؟
چگونه گزارههای منطقی را به عنوان پایهی صدق زبان و اندیشهیمان قرار دهیم؟
هدف کارگاههای ماهانهی فکریشه، کشف، طراحی و معماری اصل موضوعهی زندگی(پایهی شناختی، تصمیمگیری و اقدامی در تمامی لحظات) است.
اطلاعات کارگاه
⏰پنجشنبه ساعت ۱۹
تاریخ برگزاری: ۲۸ خرداد
مدت زمان برگزاری هر جلسه: دو ساعت(یک ساعت آموزش+ یک ساعت تمرین)
کارگاه آنلاین در بستر اسکایروم
ظرفیت باقیمانده: فقط ۵ نفر
شهریهی کارگاه: ۱۵۰ هزار تومان
حضور در کارگاه نیازمند پیشنیاز نیست.
محتوای کارگاه در سایت و تلگرام بارگذاری میشود.
چگونگی ثبت نام:
شهریهی کارگاه را به شمارهی کارت:
5859831100319788
5859831100319788
واریز کنید و سپس،
تصویر رسید خود را به
@elahehalizadeuser
ارسال کنید.
📩اطلاعات ورود به کارگاه پس از بررسی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.
در صورت بروز هر گونه مشکل به
@elahehalizadeuser
پیام دهید.یادآوری وبیکار
زبان با واقعیت چه میکند؟
چگونه با زبان به واقعیت نزدیک شویم؟
مهمان امروز: خانم سارا چگنی✨🌻✨
ساعت ۱۶
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
ظرفیت وبینار زود تکمیل میشود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمندهی شما شوم. بوستها بر شما. 💖
Repost from N/a
🟢اطلاعیه شادزی📢
گاهی چیزی که لازم داریم نه یک پاسخ فوری بلکه نگاهی دقیقتر و ذهنی روشنتر است.
«مدار» مجموعه وبینارهای رایگان شادزی است.
فضایی برای فکر کردن به چیزهایی که زندگی ما را میسازند.
از الگوهای ذهنی و انتخابهایمان گرفته تا ریشه تصمیمهایی که هر روز میگیریم.
در هر جلسه، با هم موضوعاتی را دنبال میکنیم که بر کیفیت ابعاد مختلف زندگی روزمره ما اثر میگذارند.
اگر این جنس همراهی را دوست دارید، خوشحال میشوم در مدار کنار ما باشید.
🛑 از چهارشنبه همین هفته 27 خرداد
🗓 دوشنبهها و چهارشنبهها
⏰ ساعت 7 عصر
🎁 شرکت در این وبینارها رایگان است.
صوت وبیکار ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
مطالعهی مقاله زبان و نمود واقعیتها
مهمان این جلسه: خانم الهه نصیری
با موضوع: محیطنویسی💖
سرزبان
یادآوری وبیکار
زبان با واقعیت چه میکند؟
چگونه با زبان به واقعیت نزدیک شویم؟
مهمان امروز: خانم الهه نصیری✨🌻✨
ساعت ۱۶
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
ظرفیت وبینار زود تکمیل میشود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمندهی شما شوم. بوستها بر شما. 💖
صوت وبیکار ۲۴ خرداد ۱۴۰۵
چه سنجههایی برای تشخیص واقعیت از روایت خودساخته داریم؟
مهمان این جلسه: خانم مبینا ملائی
سرزبان
یادآوری وبیکار
زبان با واقعیت چه میکند؟
چگونه با زبان به واقعیت نزدیک شویم؟
مهمان امروز: خانم مبینا ملائی✨🌻✨
ساعت ۱۶
لینک زیر:
https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor
به امید دیداررررر.💖😀
ظرفیت وبینار زود تکمیل میشود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمندهی شما شوم. بوستها بر شما. 💖
صوت وبیکار ۲۳ خرداد ۱۴۰۵
چرا تشخیص و بیان واقعیت مستقل سخت است؟
مرزهای زبان چگونه مشخص میشود؟
مهمان این جلسه: خانم شیما صادقی و مسئلهی هفتهی ایدهآل
سرزبان
