uk
Feedback
سرزبان | مهارت‌ پرسشگری

سرزبان | مهارت‌ پرسشگری

Відкрити в Telegram

سرزبان، مدرسه‌ی گفت‌و‌گو پرسش‌گری برای یادگیری زندگی به زبانِ پرسش سخن می‌گوید. کانال الهه علیزاده: https://t.me/channelelahehalizade وبیکارهای رایگان «معماری تفکر» پنج‌شنبه‌ها، ساعت ۲۲ در لینک زیر" https://mohit.online/room/memaritafakor

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
+57 днів
+530 день
Архів дописів
«روزگار گذشته واقعا به همان اندازه که کسانی خیال می‌کنند و سعی می‌کنند به دیگران بقبولانند، دلپذیر بود؟ پاسخ بستگی به جهان‌بی
«روزگار گذشته واقعا به همان اندازه که کسانی خیال می‌کنند و سعی می‌کنند به دیگران بقبولانند، دلپذیر بود؟ پاسخ بستگی به جهان‌بینی ناظر و به درجه‌ی رضایت او و این‌که در گذشته در آرزوی چه بوده و چه چیزهایی کم داشته است و اکنون در حسرت چیست و چه چیزهایی کم دارد. نوستالژی کیفیتی است عمدتا عاطفی و اندکی عقلی، هم وابسته به احساس فرد از گذشته است و هم وابسته‌ی نوع نگاه او به جهان متغیر و به زندگی ناپایدار خویش. در فقدان انگیزه‌ای در زمان حال و هدفی در آینده، با گذشته می‌توان زیست، اما این‌که در گذشته هم بتوان زیست، جای بحث دارد.» - محمد قائد، درباره‌ی نوستالژی، دفترچه‌ی خاطرات و فراموشی بی‌خاطرگی و ایجاد کیفیات تجربی و ذهنی جدید در مقابل نوستالژی چه فرصت‌ها و امکاناتی را برای ما فراهم می‌کند؟ سرزبان

کوالیا یا کیفیات تجربی و ذهنی چیست؟✨🌻✨ رابطه‌ی زبان و حس و احساسات چیست؟ چرا نمی‌توانم تجربه‌ی ذهنی و حسی خود را دقیقا آن‌طور که هست به دیگران منتقل یا حتی بیان کنیم؟ معرفی کوتاه کتاب «تجربه‌ی هشیار» مهمان امروز: خانم مبینا ملائی 💖 و موضوع «ناترجمه‌ها و اصطلاحات ترجمه‌شده‌ای که استفاده می‌کنیم بی‌آن‌که بدانیم متعلق به زبانی دیگرند.» نگاهی به کتاب «ترجمه به زبان پدری» می‌دونید؟😁 سرزبان

یادآوری وبیکار زبان چیست؟ انسان و حیوان چه تفاوتی با هم دارند؟ «انسان، حیوانیست ناطق» از کجا آمد؟ مهمان امروز: خانم مبینا ملائی ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖

صوت وبیکار 13 تیر 1405 ادامه‌‌ی مطالعه‌ و چکش‌کاری مقاله‌ی «زبان چیست» ابوالحسن نجفی و فهم تفاوت آدمیزاد و حَیَوانات🤌 مهمان امروز ما: خانم شیما صادقی که از درجازدن و راه‌کاری برای خروج از آن صبحت کردند. ✨💘✨ سرزبان

یادآوری وبیکار زبان چیست(قسمت خیلیوم)؟ مهمان امروز: خانم شیما صادقی ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖

تمرین مصدرنویسی+از الهه علیزاده بشنویم: «پرسش چیست؟» 🎤 بشنوید: پادکست نویسنده‌ساز 👤 شاهین کلانتری نکات متنوعی درباره‌ی نوشتن و نویسندگی+پرسش‌وپاسخ ⬇️ دانلود کتاب: نویسنده‌ساز پنداشته‌ها شاهراه تأثیرگذاری چرا باید زیادتر حرف بزنیم؟ اطلاعات ورود به وبینارها 📹 یوتیوب ⭐️نشر نویسنده‌ساز+مدرسه نویسندگی ❤️تازه‌ها: @kelasenevisandegi 🔺پیوستن به دوره‌ی نویسندگی خلاق #پادکست #نویسنده‌ساز @shahinkalantari @ahleneveshtan Nevisandesaz.ir Shahinkalantari.com

امروز می‌بینم‌تون.✨💖✨ توی وبینار نویسنده‌ساز.✨💖✨

Repost from N/a
قرار بود ابرها را بارور کنیم، اما گِلِ خوک‌ها شدیم شوق و ذوق. چقدر این روزها غریبه‌اند. شده‌ام جنازه‌ای که حتی نای خاک کردن خودش را هم ندارد. فقط حضور دارد؛ بین جمع، بین جنازه‌هایی شبیه خودش، با ماسک‌های مختلف. یکی با دست‌گیری، یکی با یادگیری، یکی هم حتی با درگیری می‌خواهد بگوید: «من هستم.» حتی اگر به قیمت آسیب زدن به خودش یا دیگران باشد. من هم ماسک زده‌ام؛ ماسک آدم شوخ و طنز. الهه‌ی پرسش می‌گوید: «نازنین سعید.» اسم قشنگی‌ست. خوشم میایه. یادم باشد اسم دخترم که قرار نیست به دنیا بیاید را بگذارم نازنین سعید. اما اگر می‌فهمیدند منِ پشت این ماسک کیست، نازنین که هیچ، مرا به شر یاد می‌کردند. شرمگینم. نه از ماسکی که به صورت زده‌ام. این روزها درست شبیه کافکا هستم. نزدیک‌ترین دوستش همیشه از دو فرانتس می‌گفت؛ یکی شوخ و شنگ که میان دیگران بامزه‌بازی درمی‌آورد، دیگری غمگین و رنجور که فاصله‌اش با خودکشی، فقط نکشیدن اصطکاک نوک مدادش روی کاغذ بود. چه افتخاری. اما من کافکایی‌ام بی‌ذوق و شوق. «چرا از گل و بلبل و درخت نمی‌نویسی؟» برادرم با دیدن نوشته‌هایم این را می‌گوید. چرا که نه؟ یکی بود، یکی نبود. درختی بود که دوست داشت دریا را ببیند، اما چنان ریشه دوانده بود که رهایی برایش ناممکن بود. پس شاخه‌به‌شاخه خودش را تسلیم اره کرد تا از چوبش بدنه‌ی کشتی بسازند. آن‌قدر اره‌اره شد تا سرانجام، وقتی تکه‌ای از بدنه‌ی کشتی شد، توانست دریا را لمس کند. می‌بینی؟ نمی‌شود. تو به من می‌گویی اگر پیش روان‌شناس برویم، تو را ناامیدیِ می‌بیند که دست‌وپا درآورده. تو از دنیا انتظار خورشید داری؛ من کارم با یک چوب کبریت هم راه می‌افتد. البته استفاده‌ام از آن پایان خوشی ندارد و آخرش جنگل‌ها را هم منقرض می‌کند. قرار بود خیالم را مهمان ابرها کنم، اما فقط پاروزنِ گوه‌دونیِ افکارم شدم. دیگر حتی خدایان هم نظری به ما ندارند. خلاقیت خشکیده است. کویر است. این نوشته‌ها را هم نبینید؛ همه‌شان صورت‌های مختلف همان چرخه‌های باطلِ نوشته‌های قبلی‌اند. با این همه، گرچه ذوق و شوق با من غریبه‌اند، هنوز یادِ منشأ بهشتِ خلاقیت درونم زنده است. منظورم همان کودک رنج‌کشیده‌ی درونم است. 📝 سعید سیفی #از_سعید #از_خلاقیت

Repost from N/a
یادآوری وبینار 🗂 موضوع این هفته: «قدرت آسیب‌پذیری» رأس ساعت 21 لینک ورود به وبینار: https://www.skyroom.online/ch/madresenevisandegi/matinchapani @khirehbekhorshid

+1
فایل صوتی وبیکارهای ۹ و ۱۰ تیر ادامه‌ی بررسی «چیستی زبان» و مقاله‌ی ابوالحسن نجفی ۱- اهمیت سمیولوژی یا نشانه‌شناسی چیست؟ ۲- چگونه انسان و حیوان به کمک زبان از هم جدا می‌شوند؟ روز سه‌شنبه خانم سارا چگنی برامون از مزه‌ها و دنیایی که به واسطه‌ی هر مزه تجربه می‌کنیم برا‌ی ما گفتند. جدول چشایی را دانلود کنید و تمرین کنید.💖 برای مشارکت در تمرینات مهمانان به کانال سرزبان‌آباد بپیوندید. سرزبان

جدول چشایی.docx0.10 KB

Repost from N/a
شجاعت، شفقت و پیوند بررسی کتاب موهبت کامل نبودن از برنه براون امروز ساعت ۷ در لینک زیر https://skyroom.online/ch/elahehalizad
شجاعت، شفقت و پیوند بررسی کتاب موهبت کامل نبودن از برنه براون امروز ساعت ۷ در لینک زیر https://skyroom.online/ch/elahehalizade/shadzi منتظرتونم✨ https://t.me/shadzi_behappy

یادآوری وبیکار زبان چیست؟ ادامه‌ی بررسی مقاله‌ی «زبان چیست؟» ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖

حالا فهمیدم... ظهر است. ساعت ۱۳. صاف‌صاف زل زده‌ام توی چشمان پنجره. به ساختمان و عابر و کوچه و خیابان. به سایه‌ها. گوشم فال‌گوشِ حرف‌های زنی توی پیاده‌رو که دعوا می‌کند با آن‌طرفِ خط. خیال‌های پینترستی می‌زند به سرم. عکاسی کنم؟ باید بروم. قرار دارم. با دوستی. دوش قبل بیرون‌رفتن مانده. سیبیل‌هایم را باید صفا دهم. ذهنم کجاست؟ گردان و سرگردانِ لامکان و لازمانی دیگر. گاهی سرِ قبر گذشته و گاهی مسافر آینده. آن روزی فلانی آن حرف را زد، ناراحت بود؟ چه احساسی دارم؟ دلتنگم؟ با زندگیم چه می‌کنم؟ نگاه می‌کنم به دستانم. چه معنایی دارند برایم؟ ساعت ۱۷ است. زمان گذشت. زمان می‌گذشت و زمان خواهد گذشت. من اما نه. من اما نمی‌دانستم دارم می‌گذارنم یا مانده‌ام یا این زمان و جهان است که از رویم می‌گذرد؟ عنبوه کارها همان‌جا بود. روی میز. توی کامپیوتر. لای دفتر. توی چت. توی تماس. کارها غلت‌و‌واغلت می‌زدند روی هم. کپک می‌زدند. بو می‌گرفتند و قارچ سمی سبز می‌شد از ماندگی‌شان. پای کار می‌نشستم. اما کجا بودم؟ کاش می‌شد کارها را بهم پیوند زد. پیوندی که چنان لذت و معنای یکی نشت کند به دیگری که مدام نزنم بر سر خودم که: - من تنبلم؟ - کجای برنامه‌ریزیم ایراد داره؟ - چرا زمان انقدر زود می‌گذره؟ چندکارگی می‌کردم. نمی‌شد. نه این پیش می‌رفت و نه آن. کارها آن گوشه جفت‌گیری می‌کردند و نوزادهایی گرگرو پس می‌انداختند و من کجا بودم؟ توی هپروت. توی خیالات. توی آن ابرهای صورتی پشمکی. قول داشتم. قرار داشتم با دیگری. وظایفی در قبال دیگری. برنامه‌هایی. و اهدافی. برای خودم. آزادنویسی. از کجا افتاد به زندگیم؟ نمی‌دانم چندین و چند سال پیش. برایم معنای بسیار و امکان بسیار و نتایج بسیار و نزدیک‌سازی‌های بسیار داشت. زمان تقویمی به چنگم می‎آمد. زمان ذهنی‌ام روی کاغذ. به نتایج و محصولات فکری و تصمیمیِ قابل عرضه تبدیل می‌شد. ایده‌هایی می‌زایید. سفرهایی می‌رفتم به کجآباد و ناکجآبادهای خیال. برون می‌ریختم عواطفم را. می‌گذاشتم‌شان مقابلم. آینده را به خط ترسیم می‌کردم. آن هم در حالی‌که نشسته بودم. یک جا. همان‌جا. پشت صندلی. آن هم زمانی کوتاه. نیم ساعت. از خودم پرسیدم: «آزادنویسی چگونه زاییده شده؟ حاصل چه سنجیدگی‌ها و آزمون‌و‌خطاهاییست؟ چطور این «مدل» این‌قدر دقیق و کاراست و می‌تواند در بازه‌ای کوتاه جهان‌ها و نیازها و وظایف و بازی و سفر و یادگیری و ... را به هم برساند؟» بنشستم به چرتکه انداختن. که می‌شود برای دیگر کارها هم همین کرد؟ که یک جا باشی. ایستاده. نشسته. خوابیده. قدم‌زنان. فقط یک کار کنی به ظاهر. اما کاری که گستره‌اش بسیارکارهای دیگر را هم بغل می‌کند. می‌شود؟ که نه که تمرکز بزداید و گرفتار چندکارگی شوی و خودت را گول بزنی که داری آن کار را می‌کنی و تهش فقط به زورِ توانِ چند تار مو، چسبِ کاری باشی. که مدام اراده‌ را صدا کنی و آن هم معمولا تحت درمان یا در مرخصی استعلاجی باشد. برای زبان انگلیسی هم جواب می‌دهد نه؟ درنگی آمد. نکند اصلا اصل کار همین است؟ نکند پایه‌ی کار همین است؟ کارِ پایه. کارِ پایه. کارِ پایه. که کاری پایه لازمست که ممکن شود کار و کارهایی دیگر و ادامه‌ای و پایانی. بدون حسرتِ تلف عمر و گذر ساعت. چطور همه‌فن‌حریفِ کار پایه باشم؟ اما اصلا می‌دانستم کارِ پایه را چطور باید ساخت که بعد چطور تویش لُغُز بخوانم و دستی برآتش پیدا کنم؟ نشستم به مهندسی معکوس. و پاسخ، پرسش بود. پرسیدم. اما مسئله این بود چه پرسشی؟ ترتیب پرسش‌ها مهم بود. آن‌زمان فهمیدم خطایی شناختی هم پشت این قضیه بود. که نتیجه‌اش فرافکنی‌هایی مثل «ناتوانی در مدیریت زمان» یا «عدم پاینبدی به برنامه‌ریزی» بود. مسئله اصلا این نبود. چطور نیاز و معنا و توان و میل و ضرورت و زمان و مکان را پیوند هم کنم که نوبچه‌ای بزایند که امکانِ همه‌ی‌شان است؟ شوق‌فکر گرفته‌ام. ذوق‌حرف. که دوباره قرار است جمع‌ شویم دور هم و با هم مهارت و توانایی جدیدی را بیازماییم و بیاموزیم. که می‌خواهمی برویم سراغ «اصلِ کاری.» سراغ پایه‌های کار. شما هم از همراهان این مسیر هستید؟ 🖋 الهه علیزاده   @channelelahehalizade #از_الهه #یادداشت_روایی

ثبت نام کارگاه سه‌جلسه‌ای «پایه‌کار» «شروع درست، نیمی از کار است.» ارسطو - دست‌ودلم به کار نمی‌رود. - ذهنم جای دیگری‌ست ولی ب
ثبت نام کارگاه سه‌جلسه‌ای «پایه‌کار» «شروع درست، نیمی از کار است.» ارسطو - دست‌ودلم به کار نمی‌رود. - ذهنم جای دیگری‌ست ولی باید تمرکز کنم. - کارهایی می‌کنم که برایم معنا ندارند. - مدیریت زمان بلد نیستم. - برنامه‌ریزیم جواب نمی‌دهد. «اصلی‌ترین کارِ بامعنا که برای شروع و ادامه‌ی کارها باید انجام دهم چیست؟» خیلی‌هامان آزادنویسی می‌کنیم. نیم‌ساعت. هم می‌نویسیم، هم ذهن و عواطف‌مان را بیرون می‌ریزیم، هم فکر می‌کنیم، هم پایه‌ی پستی برای انتشار را می‌سازیم، هم خلاقیت و بازیگوشی را می‌آزماییم. بدون چندکارگی، کاری پایه‌ای انجام می‌دهیم که بخش‌های زیادی از زندگی را پوشش می‌دهد. چطور می‌توانیم چنین کارهایی طراحی کنیم؟ به دور از چندکارگی اما پوشش‌گر چند کار. در کارگاه «پایه‌کار» مهارت «طراحی و اجرای کارهای پایه» را پرورش می‌دهیم. کار پایه لزوماً کاری کوچک و نقطه‌ای نیست؛ کاری‌ست با ظرفیت بالا برای پوشش دادن کارها و فراهم کردن امکان انجام‌شان. اطلاعات کارگاه ⏰ شروع: ۱۱ تیرماه ۵شنبه‌ها ۲۰:۳۰-۱۹ در بستر اسکای‌روم ظرفیت: ۳۰ نفر شهریه: ۵۰۰ هزار تومان شماره کارت: 5859831100319788 ارسال رسید: @elaheh_alizade

یادآوری وبیکار زبان چیست؟ مهمان امروز: خانم سارا چگنی ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖

صوت وبیکار ۸ تیر ۱۴۰۵ زبان چیست؟ نشانه‌شناسی یا سمیولوژی و ارتباطش با زیان چیست؟ نشانه‌ها به عنوان پایه‌ی زبان چه ویژگی‌هایی دارند؟ رونمایی از کارگاه جدید مدرسه‌ی سرزبان سرزبان

یادآوری وبیکار زبان چیست؟ مهمان امروز: رفته سفر قندهار قند بیاره ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖

صوت وبیکار ۷ تیر ۱۴۰۵ زبان چیست؟ ادامه‌ی باهم‌خوانی مقاله‌ی ابوالحسن نجفی مهمان این جلسه: خانم مبینا ملائی و اهمیت چرایی انتخاب اثر برای ترجمه و نکات کپی‌رایتری ترجمه سرزبان

یادآوری وبیکار زبان چیست؟ مهمان امروز: خانم مبینا ملائی ✨🌻✨ ساعت ۱۶ لینک زیر: https://www.skyroom.online/ch/elahehalizade/memaritafakor به امید دیداررررر.💖😀 ظرفیت وبینار زود تکمیل می‌شود. لطفا رأس ۱۶ تشریف بیاورید که نه شما پشت در بمانید و نه من شرمنده‌ی شما شوم. بوست‌‌ها بر شما. 💖