سَـمفونـےِ مَهتـآب '
Відкрити в Telegram
"وخـداےِمنآنݼـشـمانـےست؛ ڪهسَـمفونـےِنگاهـش،مَهتـآبرابـهوجـدمـےآورد " @ian0_bot t.me/HidenChat_Bot?start=6368757033
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 002
Підписники
+9124 години
+1997 днів
+29630 день
Архів дописів
1 014
Repost from N/a
یه موقع ها پیچیده حرف میزنم و احساس کردم این بار هم پیچیده حرف زدم خوشحالم متوجه شدین😭
1 014
Repost from N/a
:)))
سرنوشت گاهی بدجور رد قدم ها رو روی تمام زمین خاکیِ زندگی محکم میکنه که انگار قدم ها روی سطح قیر مونده و هیچوقت پاک نمیشه
1 014
اما مگر میشود کسی را از قلب بیرون کرد؟ وقتی ردِ قدمهایش هنوز در تمامِ خاطرهها نفس میکشد؟ زمان فقط یاد میدهد چگونه با نبودنش زندگی کنی. نه اینکه دوست داشتنش را فراموش کنی. و شاید تلخترین حقیقت همین باشد که بعضی آدمها سهمِ ماندن نبودند، اما تا همیشه سهمِ بهیاد ماندن خواهند ماند.
چقدر غم داشت و چقدر درکش کردم..
1 014
Repost from N/a
فقط دو دقیقه طول کشید تا بنویسمش و واقعا احساسات قلبیم بود و یهو تصمیم گرفتم پیادش کنم روی کیبورد و هیچ نظری درباره ی خوب بودنش ندارم
نمیدانست چگونه قرار است از این لحظات بگذرد ...
به شیرینی نگاهش یا به تلخی رفتنش؟
نمیشد ، کنار هم بودنشان را لحظه ای نمیتوانست تصور کند ، با اینکه ارزویش بود اما چه آرزوی محالی ، آرزویی که با هربار فوت کردن شمع های تولد و شروع بامدادی ساکت برآورده نمیشود
شوری اشک چشمانش بر زخم تازه ی قلبش اثر که هیچ ، سوزشی میدانست بر تن مریضش ، گاها به آسمان نگاهی میکرد و با صدای قلبش که ناآرام بر تنش میکوبید گوش میداد ، حال ارزویش دیگر نگاهی دوباره و لبخند و در کنار هم بودنشان نیست ، در زمان هایی که میگذرد فقط جمله ای را بر سر زمان گذشته آوار میکند "ایکاش او را هرگز نمیدیدم " دچارش شده بود ، چه میتوان کرد از این غم در کنار هم نبودن و به کنار هم نرسیدن...
1 014
Repost from N/a
همزمان داشتم متنی رو می نوشتم که خط به خطش باعث میشد بغض کنم و همراه باهاش اینو پلی کردم:)
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
