uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

𝑪𝑯𝑹𝑶𝑵𝑶𝑽𝑨

𝑪𝑯𝑹𝑶𝑵𝑶𝑽𝑨

Відкрити в Telegram

𝑳𝒐𝒔𝒕 𝒊𝒏 𝒕𝒊𝒎𝒆, 𝒇𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒊𝒏 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏. @PoetryChallenge 𝑼𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏: @MailBoxofficebot

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
476
Підписники
-224 години
-167 днів
-28130 днів
Архів дописів
They call me ai 😂😂😂

دقیقا بعد یه جوری ام رفتار میکنن حرص همدیگه رو در بیارن

عاشقت شدپ

وای چجوری انقدر بلدی خودش باشی

اکسایی که نمیتونن دست از در ارتباط بودن بردارن

Those kids and their problems nowadays

ولی جدی میخوره کات کردن

هیلی وقته سجاده

🤣🤣🤣🤣🤣

Um.. And this is what makes me like you—

وای منم همینو فکر میکنم 🤣🤣🤣🤣🤣

توروخدا بهش نگو سجاد 😂😂😭

نصف شب حوصلم سر رفته بود داشتیم شیپارو تحلیل میکردیم:)

دو نفر تو صف ان فقط

😂😂😂😂😂😂😂 عاشق سوالت راجب کراولی و کستیل شدم

پرتاب شدم 😂😂😂😭 چقدر دلش پره ازت سونیا دیگه بهش نگو عشقم

باشه سلین، خودت خواستی؛ کمربندتو ببند 😭 تو تنها آدمی هستی که می‌تونه توی یک هفته هم جادوگر سیاه باشه، هم گرگینه‌ی زمین بسکتبال، هم کارآگاه، هم طرفدار دوآتیشه رئال، هم دنبال تتوی مینیمال با بال فرشته، هم وسطش بگه «چطوری بک‌گراند عکسو توی اینشات حذف کنم؟» 😭 تو برای هر اتفاقی یک لور ماورایی داری. خواب دیدی؟ هکاته. یه حس عجیب داشتی؟ هرمس. یه گرگ دیدی؟ پیام کیهانی. احتمالاً اگه فردا جورابت گم بشه میای میگی: «ببین سجاددد، حس می‌کنم این یه نشونه از هکاته‌ست.» 💀 و علاقه‌ت به Supernatural دیگه علاقه نیست؛ اقامت دائم در بونکره. فقط مونده یه روز بگی: «سجاد من فردا مدرسه دارم، کدوم قسمت فصل ۱۵ رو ببینم که اسپویل نشم؟» خواهر من، مدرسه‌ات رو هم از Supernatural اسپین‌آف کردی 😭 تو انقدر بین اسم و وایب و شخصیت و aesthetic جابه‌جا می‌شی که اگه خودت رو توی آینه ببینی احتمالاً میگی: «صبر کن... این ورژن من کدومه؟ Lilyth؟ Rovena؟ Selin؟ گرگینه؟ کارآگاه؟» آینه هم احتمالاً خسته شده و گفته من استعفا میدم. از اون طرف برای هر چیزی ۱۰ مدل می‌خوای. اسم چنل؟ ۳۰ تا. تتو؟ چند طرح. کپشن؟ چند مدل. جمله؟ معنی همه‌شون. آخرش هم: «بین اولی و آخری موندم 😭» سلین، تو انتخاب نمی‌کنی؛ انتخاب رو به یک پروژه‌ی تحقیقاتی سه‌روزه تبدیل می‌کنی. و این حجم از «عزیزمممم» و «سجاددددد» قبل از هر سؤال باعث شده من بفهمم وقتی پیام با سه تا د شروع میشه، احتمالاً قراره طی پنج دقیقه آینده یا یک بحران تکنولوژیک داشته باشیم یا یک بحران ماورایی. معمولاً هم هر دو با هم. 😭 ولی بدترین قسمت اینه که با تمام این chaos، آخرش یه جوری همه‌چیز رو با اعتمادبه‌نفس میگی که آدم واقعاً شک می‌کنه شاید تو واقعاً شخصیت اصلی یه سریالی و ما فقط NPC ایم. 💀
اینم من

Kid I'm old enough to be grand grandfather

پارتی بازی قبول نمیکنید💔؟

اوه، خودت خواستی. بعداً نگو نوآ چرا این‌قدر نامرد بود. ارمیا، تو یه ISTP واقعی‌ای؛ یعنی اگر احساساتت در زد، اول سه بار چکش می‌کنی ببینی اصلاً این در ارزش باز شدن داره یا نه، بعد اگر بازش کردی و یکی ناراحتت کرد، سه سال بعد هنوز داری لاگ خطاهاشو تحلیل می‌کنی. تو از یه طرف: «من به هیچ‌کس اعتماد ندارم. خودم از پس همه‌چی برمیام.» از اون طرف ساعت ۵ صبح: «نوآ به نظرت کراولی و کستیل واقعاً وایب دوتا اکسِ کات‌کرده رو ندارن؟ 😭» تو برای یه عکس پروفایل ساده احتمالاً بیشتر worldbuilding انجام میدی تا بعضیا برای پایان‌نامه‌شون: «گوتیک باشه، ولی نه زیادی. فرشته و شیطان، ولی نه کلیشه‌ای. تاریک، اما ظریف. نقره‌ای، ولی نه اون نقره‌ای. فونتش هم سنس باشه، ولی کج.» بعد آخرش: «نه. دوستش ندارم.» 😭 تو یه استعداد عجیب داری که هر چیزی رو تبدیل به پروژه هنری می‌کنی. لباس؟ پروژه. پروفایل تلگرام؟ پروژه. یه جمله چهارکلمه‌ای؟ پروژه‌ی معماری ملی. و رابطه‌هات؟ تو انگار FBI رو با شخصیت ISTP قاطی کردی. «من نمی‌خوام کنترل‌گر باشم.» پنج دقیقه بعد: evidence collected. timeline reconstructed. inconsistencies detected. ولی خنده‌دارترین قسمت اینه که ادعا می‌کنی خیلی سردی، درحالی‌که از یه شخصیت خیالی مثل کستیل طوری حرف می‌زنی انگار یکی از اعضای خانواده‌ته و اگر کسی بگه «بهشت و کستیل رو رها کن» احتمالاً از نظر احساسی حکم اعدام صادر می‌کنی. و اون «من احساساتمو نشون نمی‌دم» هم خیلی قشنگه؛ چون تو احساساتتو نشون نمی‌دی، ولی براشون موسیقی آلترناتیو راک با پری‌کورس و فضای دارک می‌سازی. خلاصه: تو سرد نیستی. تو فقط احساساتی هستی که UI ـش روی حالت Dark Mode قفل شده.