مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
Відкрити в Telegram
🪪🦦☕️
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
611
Підписники
Немає даних24 години
-2997 днів
-74730 днів
Архів дописів
گاهی فکر میکنم که همهچیز رو خیلی عمیقتر و بیشتر از اطرافیانم حس میکنم... مثلاً وقتی یه اتفاق بدی میافته، تا مدت زیادی به خاطرش ناراحتم و هر روز بهش فکر میکنم و خودم رو بیشتر و بیشتر عذاب میدم؛ انگار قلبم توی مشتی فشرده میشه. بعد میبینم آدمها از اون اتفاق گذشتن، ولی من هنوز نمیتونم از مغزم پاکش کنم! غم و ناراحتی رو خیلی زیادتر از اون حدی که باید حس میکنم و بیشتر از اطرافیانم درمورد بعضی موضوعات حرص میخورم. یا برعکس، وقتی اتفاق خوبی میافته، هرچند کوچیک، انقدر به خاطرش ذوق میکنم که اصلا عجیبه... بارون خوشحالم میکنه، پیدا کردن آهنگهای جدید، خوندن کتاب جدید از نویسندهای که دوست دارم و دیدن فیلمهای خوب باعث میشن خیلی ذوق کنم. انگار خیلی بیش از اندازه به همه چیز اهمیت میدم. خیلی همهچیز رو توی مغزم بزرگ میکنم و میذارم همهی وجودم رو بگیره، انقدر که دیگه جایی برای باقی موضوعات نمیمونه... یهو سرم رو میارم بالا و میبینم دارم به چیزی اهمیت میدم که هیچکس حتی متوجهش نشده یا خیلی زود ازش گذشته. نمیدونم بیش از حد حس کردن و اهمیت دادن یه چیز بدیه که آخرش باعث میشه مغزم رو از دست بدم، یا یه جور نعمته که باعث میشه بتونم دنیا رو از یه دید دیگه ببینم...
بعد از هر امتحان کلی خوشحال میشم بعد یهویی یادم میاد که حالا باید برای امتحان بعدی بخونم و دیگه میخوام بزنم توی سر خودم
I used to be afraid of what′s inside my broken parts, As I sat beside myself and picked them apart, I made friends with the ghosts and the demons inside my heart
بعد از هر امتحان کلی خوشحال میشم بعد یهویی یادم میاد که حالا باید برای امتحان بعدی بخونم و دیگه میخوام بزنم توی سر خودم
ما دیگر بیمی از برگ ریزان و پاییز نداریم،
لاله های مارا زمستان، پیش از خزان برد.
جولین بیکر یکی از آدمهاییه که بیشتر آهنگهاش درمورد mental health هست و توی هم آهنگهاش همه چیز رو خیلی جالب توصیف میکنه که بیشترشون شبیه اعترافاتیه که قرار نبوده کسی بشنوه؛ دربارهی تنهایی، ترس، وابستگی، ایمان، شکست خوردن و دوباره تلاش کردن...
یه جایی از این یکی آهنگش، شرایط روحیش رو بهعنوان یه ضعف یا ناتوانی نامرئی معرفی میکنه که کسی نمیبینه، ولی همیشه باعث میشه از همهچیز عقب بمونه و میگه انگار شبیه یه آدمیه که از نظر فیزیکی ناتوانه و تفاوتش اینه که به یه عصای نامرئی تکیه داده.
بعدش میاد خودش رو به این حشرههایی تشبیه میکنه که حشرهشناسها رو فومهای مختلف نگه میدارن. انگار گرفتار یک چیزی خیلی قویتر از خودش شده، به سختی میتونه از جاش بلند بشه و کسی هم نمیتونه صداش رو بشنوه.
My heart is gonna eat itself, I don't need anybody's help It's just me, the vacant and nobody else At least that's what I tell myself 'Cause I'm an amputee, with a phantom touch Leaning on an invisible crutch Pinned to the mattress like an insect to styrofoam Calling out from my bedroom alone
جولین بیکر یکی از آدمهاییه که بیشتر آهنگهاش درمورد mental health هست و توی همهشون همه چیز رو خیلی جالب توصیف میکنه...
یه جایی از این یکی آهنگش شرایط روحیش رو بهعنوان یه ضعف یا ناتوانی نامرئی معرفی میکنه که کسی نمیبینه ولی همیشه باعث میشه از همهچیز عقب بمونه و میگه انگار شبیه یه آدمی هست که از نظر فیزیکی ناتوانه و تفاوتش اینه که به یه عصای نامرئی تکیه داده.
بعدش میاد خودش رو به این حشرههایی تشبیه میکنه که حشرهشناسها رو فومهای مختلف نگه میدارن. انگار گرفتار یک چیزی خیلی قویتر از خودش شده، به سختی میتونه از جاش بلند بشه و کسی هم نمیتونه صداش رو بشنوه.
Maybe it's all gonna turn out alright And I know that it's not, but I have to believe that it is
My heart is gonna eat itself, I don't need anybody's help It's just me, the vacant and nobody else At least that's what I tell myself 'Cause I'm an amputee, with a phantom touch Leaning on an invisible crutch Pinned to the mattress like an insect to styrofoam Calling out from my bedroom alone
My heart is gonna eat itself, I don't need anybody's help It's just me, the vacant and nobody else At least that's what I tell myself 'Cause I'm an amputee, with a phantom touch Leaning on an invisible crutch Pinned to the mattress like an insect to styrofoam Calling out from my bedroom alone
My heart is gonna eat itself, I don't need anybody's help It's just me, the vacant and nobody else At least that's what I tell myself 'Cause I'm an amputee, with a phantom touch Leaning on an invisible crutch Pinned to the mattress like an insect to styrofoam Calling out from my bedroom alone
