«پایا، Paya»
Відкрити в Telegram
Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
331
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
+1230 день
Архів дописів
331
آب زنید راه را، هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را، بوی بهار میرسد راه دهید یار را، آن مه دَه چهار را کز رخ نوربخش او، نور نثار میرسد چاک شُدَست آسمان، غلغلهای است در جهان عنبر و مشک میدمد، سنجق یار میرسد رونق باغ میرسد، چشم و چراغ میرسد غم به کناره میرود، مه به کنار میرسد تیر روانه میرود، سوی نشانه میرود ما چه نشستهایم پس، شه ز شکار میرسد باغ سلام میکند، سرو قیام میکند سبزه پیاده میرود، غنچه سوار میرسد خلوتیان آسمان، تا چه شراب میخورند روح خراب و مست شد، عقل خمار میرسد چون برسی به کوی ما، خامشی است خوی ما زان که ز گفت و گوی ما، گرد و غبار میرسد غزل شماره 549 #دیوانـشمس #غزلیات #مولانا https://t.me/Kaw3th
331
آب زنید را زانکه نگار می رسد... 💧✨#کیمیاـخاتون 🌹 #توفان 🌪️ #سعیدهـقدس 🕊️ #مولانا 📜 صفحه 196
331
کنسرت نغمه روشن: تکنوازی رباب پریسا پولادیان در بیات کرد | Rubab Solo - Persian Music
🎧 کیفیت: 320kbps
Downloaded by @Ytdownlloader_bot
331
خداوندا مباد که کافران را نیز اسیر این درد هجران و انتظار کنی که مرا کردی! چه گونه طاقت بیاورم؟#کیمیاـخاتون #مولانا #سعیدهـقدس #توفان صفحه 195
331
ساده و معصومانه پاسخ داد: ما مدرسه و اوقاف و نذورات را با همهی عزتمان به شما بخشیدیم و با این رباب؛ مهجور و بی کس ماندهایم، اگر می خواهید این را هم تقدیم کنیم دیگر هیچ چیز دل دیوانه ما را خوش ندارد. صفحه 186 مرد آفاقی #کیمیاـخاتون #سعیدهـقدس #مولانا
331
معلمی که چونان موهبتی إلهی نازل و هستی او را از همه زنگار های کسالت و پوچی و ابتذال روزگار زدودهٔ بود و جانش را به سان منشوری بلورین تراش داده بود تا خردِ ازلی در هیأت رنگین کمانی پاک و درخشان در آن منعکس شود و راه بر تیرگی و عفن و جهالت زمینیان بربندد.
او یک پارچه نور بود و زیبایی و پاکی مطلق، و چنین بود که مردم می توانستند او را ببخشند.صفحه 186 مرد آفاقی #کیمیاـخاتون #سعیدهـقدس #مولانا https://t.me/Kaw3th
331
با کیمیا خاتون و نظریاتش موافقم 🤝 میدانم شمس و مولانا عشق عمیقی به همدیگر داشتند ❤️ و این عشق جز عرفان چیزی دیگری نبود 🧘♂️ و همین عشق اونا باعث شد ما از علم شان تا میتوانیم فیض ببریم ✨. ولی وارد شدن یک مرد بیگانه به زندگی آدمی، زندگی را ویران میکند 💔.
331
امروز خیلی ها با رزما حرفیدیم و خیلی زیاد برایش گفتم: که مه آدمی نیستم فرار کنم از خانواده ولی مجبور هستم از راه درستش چند سالی دور شوم به بهانه درس خواندن.
و این حرفم چقدر صدق می کند که به «غمکده» برگشته ام نه خانه 🥀
331
Repost from تاکستان انگور
+2
کوثر را میگم: یک چیز بگو که با این عکسها پست کنم.
میگه: فعلن گشنه هستم، کلهام کار نمیکند.
