چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
Відкрити в Telegram
رها،آزاداندیش،سرکش،دیوانه https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
581
Підписники
-224 години
+37 днів
+8230 днів
Архів дописів
وقتی ازم سوال میکنن فلانی چطور آدمیه؟
همیشه اینطوریم که نمیدونم، تا الان که خودشو خوب نشون داده.
Repost from Tomato story🍁
من از لقمه آماده بدم میاد.از پسر سن بالایی که خونه داره ماشین داره شغلش ثابت شده تحصیلاتش به حد مدنظرش رسیده خوشم نمیاد.از اینکه توی وقایع مهم زندگیش نبودم خوشم نمیاد.اگه تنهایی درست تموم شده خونه خریدی ماشین خریدی مصاحبه شغلی رفتی آزمون مهمی دادی نمیتونی انتخاب من باشی.
سوگند (خالم) رو خیلی دوست دارم. با هر بار ویدیوکالمون، بهم نشون میده که خوشبختیم بههیچوجه وابسته به «مهاجرت» نیست؛ خارج از ایران هم همهچی گلوبلبل نیست و اگه نرم، لزوماً چیزی رو از دست ندادهام.
داشتم با خودم میگفتم که حالا یه امروزو با خرگوشم(فندق)بازی نکنم چون حالم خوب نیست،
اما یادم اومد که تا همیشه ندارمش.
نمیخوام آدمی باشم که مردم دوستش دارن؛ تنها میخوام آدمی باشم که خودم عاشقشمم.
نمیخوام نسخهکپی از هیچکدوم از قشرها یا بخشهای جامعه باشم. فقط میخوام اون چیزی باشم که حسش میکنم؛ چیزی که باهاش زندهام و بهم خوش میگذره.
نه یه کلکسیونی از چیزهایی که مردمی بیرون از خودم میخوان منو اونطور ببینن، نه اون قفسهی مرتب از ویژگیها و استانداردهای چیدهشده و منظمی که بینقص به نظر میاد.
نه!من میخوام اون خونهی شلوغ و پر از رنگ بشم. میخوام یه فکر، یه جسم، یا واژه نباشم؛ فراتر باشم. میخوام که حس باشم.
میخوام وقتی کنارمی، وقتی راه میریم توی این خیابون، حسم کنی؛ بدون اینکه حرف بزنم. میخوام منرو حس کنی؛ نه اینکه فقط به من فکر کنی. میخوام انرژیمو به قلبت بدم و دیگه راه نریم؛ بدوییم و جیغ بکشیم.
و اونقدر احمق نباشی که به نگاه و حرف مردم اهمیت بدی. میخوام رها باشیم؛ مثل یه برگ که از درخت جدا میشه و میرقصه. آزاد و رها میرقصه.
بیا مثل برگ باشیم؛ که جسمی منقبض نداره. بیا باد باشیم. بیا دریا باشیم. بیا بارون باشیم. آزاد باشیم؛ با هر موج به ساحل برسیم، از هر ابر بباریم.
نمیدونم… بیا. بیا که جزئی از این طبیعت باشیم، نه آدمهای کسلکنندهای.
بیا از طبیعت یاد بگیریم. بیا عنصری از اون باشیم، نه تکههای ناقصی از این انسانها.
کتابایی که به خودم قول خودنشونو دادم:
دو جلد پیرپرنیان اندیش-سایه
تمام جلدهای در جست و جوی زمان از دست رفته-پروست
ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا
حلوا به کسی ده که محبت نچشیدست
سعدی
من سعی میکنم ازین به بعد از این جمله استفاده کنم شما هم اگه دوست داشتین…
و فکر میکنم به اینکه چقد ما تو ارتباطاتمون ممکنه بخاطر درنظرنگرفتن حال روحی همدیگه قضاوت اشتباهی میکنیم و دور میشیم.
عزیزی تعریف میکرد که«من همیشه ارتباطاتم رو با این جمله شروع میکنم که سلام شما داری با یه آدم (غمگین، خسته، شاد، ناراضی ویا…)حرف میزنی، اینطور اگه من رفتار نادرستی داشته باشم تحتتاثیر حال اون روزم طرف مقابلم دچار سوءتفاهم نمیشه و میتونم ارتباط پایداری داشته باشم و درک بشم.»
اشکال نداره اگه احساس ناکافی بودن دارم چون من فقط دارم خودمو با یه آدم که تو دهه۴۰زندگیشه مقایسه میکنم.
اگه ناشناس پیام دادین جواب ندادم چک کنین بعضی وقتا ارسال نمیشه پیامتون برام بخاطر باگ و…
