چتر برای چه؟خیال که خیس نمیشود.
Відкрити в Telegram
رها،آزاداندیش،سرکش،دیوانه کاملا ناشناس t.me/HidenChat_Bot?start=8752144892 https://t.me/+pcpNqw4PhEg2MWRk پرایوت @playlistocean پلیلیست @sareliynbot ناشناسم
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
574
Підписники
-424 години
-127 днів
+7130 днів
Архів дописів
من هنوز نمیدونم راجب دیشب اصفهان چی باید بگم.
تاکی؟تاکی این همه جنایت …
Repost from le vent nous portera
توی خاورمیانه بودن یعنی اینکه از پرداختن به زندگی عادی و روزمرهت احساس شرم و خجالت داشته باشی.
اما نه انقد سخت که ۲۴روز باقی مونده تا کنکور قرار باشه ده ساعت پای کتاب باشی،چشات قرمز شه از درد بسوزه،کمر و گردن و همهجات از بس پشت میز نشستی درد کنه، هر شب استرس و ضربانقلب بالا برای یه کنکور، شب بیداری بکشی، کنکور بیستبار به تعویق افتاده باشه، دیماه و گذرونده باشی، دو تا جنگ رو تجربه کرده باشی و کنارش درس بخونی وقتی حتی اینکه فردا زنده باشی هم معلوم نبود.
کنکوری۴۰۵بودن سختتر ازاینا بود.
پیرمرد نازنین کتابارو برام نگه داشت تا امروز تونستم برم بخرم ازش😭💕
Repost from le vent nous portera
تو برای قلبهایمان کاری کن. برای دستها و چشمهایمان. برای درختهای زندگیمان و آسمان چشمهای خودت. تو مواظب من باش، مواظب خودت باش. مواظب خودت باش. مواظب خودت باش. مواظب خودت در من باش.
دعا میکنم خودم شهری که دوس دارم و دوستام همه تهران قبول شن اینطوری هم من آدم خوشحالیم هم کلی دوست دارم که دانشجو تهرانن.🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️🕯️
اسم مغازشم تهران بود(لباس مردانه) تو خیابون معلم
نرین مغازهی کثیفش
بعد یه پسره خیلی وحشتناک لگد زد به گربه که گربه پرت شد اون طرف انقد اعصابم بهم ریخت چهار تا فحش ناخودآگاه ردیف کردم براش بیفرهنگ فلان فلان شده ی فلان
بعدشم رفتم پیشی بلکرو ناناز کردم و باهاش حرف زدم
امیدوارم مغازش آتیش بگیره پسرهی آشغال
براتون تعریف کنم یه چیزی که امروز ناراحتم کرد
این پیشی بلک رو تو عکس میبینین
از جلو یه مغازه داشتم رد میشدم این گربه نازو دیدم بعد داشتم میرفتم نزدیکش که نازش کنم
الان دیگه ترسِ کنکورو ندارم الان ترس بعدشو دارم. (تازه بدبختیا از اونجا شروع میشه.)
