رَدِ سَبز☘️
Відкрити в Telegram
244
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-4230 днів
Архів дописів
244
سال ها بعد که مشتی از خاک سرزمینت شده ای ،باران که می زند بویی به مشامم خواهد رسید کاش بوی عشق و امید بلند شود ... نه ترس و اندوه ... afg❤️🩹
244
بارون زده بود کتابام خیس خالی شده بود از کیفم اب میچکید
تو کفشم اب رفته بود
سردم بود...
و برای لحظهای همچیز فراموش شد و من محو شدم..
244
میدانم زندگی میگذرد،
میدانم دردهایمان کمرنگ میشود
ولی عزیزم من:)...
جوانیمان را از که پس بگیریم!
244
دنیای آدم بزرگا جای بی رحمی شده گاهی واقعا از قماش بزرگترا بودن دردناکه غرور و شخصیت آدم دچار ترک های عمیق جبران نشدنی میشه....
244
Repost from زیر درختان زیتون
«هروقت سعی میکنم لبخند بزنم، احساس میکنم به آنچه در درونم است خیانت میکنم.»
ــ جنایت و مکافات ٫ داستایفسکی.
