𝗔
Відкрити в Telegram
ناشناسم: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-jgcejaejg
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
1 658
Підписники
-324 години
-127 днів
+96130 днів
Архів дописів
1 656
رامین خیلی جدی بهم گفت پسرم اگه مگس روت بشینه یعنی خیلی گوهی
اگه مگس روت نشینه یعنی هیچ گوهی نیستی
1 656
من کلا خیلی به پرونده های جنایی و اینجور چیزا علاقه دارم
فیلمای جنایی،داستانای واقعی جنایی، همیشه ام میگم به نظرم با توجه به علایقم و ریز بین بودنم باید پلیس میشدم
خارج از این حرفا
پرونده مورد علاقه ایرانیم پرونده ناصر محمدخانی و شهلا جاهده که چندین بار چکش کردم و برعکس همه من طرفدار شهلا جاهد بودم تو این پرونده
فیلم(خشم و هیاهو) که از این داستان بود همچین چنگی به دلم نمیزد با اینکه رعنا ازادی ول توش بازی کرده بود
چون توش نقش قربانی زن اصلی ناصر رو بازی میکرد
حالا که دارن یه سریال میسازن و ازادی ور نقش شهلا جاهد رو بازی میکنه واقعا مشتاقم با اینکه مدت هاست فیلم و سریال ایرانی ندیدم از بس که اشغاله
اما بخاطر همچین جایگذاری شخصیتی واقعا کاش زودتر سریال بیاد
1 656
کلاً اینجوریم که تو اوج صمیمیت بازم به آدما شک دارم،همیشه حس میکنم آدما کاملاً اون چیزی که بیان میکنن یا نشون میدن نیستن؛ بلکه اون چیزی هستن که هیچوقت راجع بهش حرفی نمیزنن.
1 656
تا کی میخواد نشه؟
نمیدونم.
شاید خیلی بیشتر از چیزی که طاقت دارم.
شاید کمتر.
شاید اصلا قرار نیست یک روز مشخص از راه برسد که همهچیز ناگهان سر جای خودش بنشیند و من بفهمم این همه صبر برای چه بود.
بعضی چیزها نه بهخاطر اینکه لیاقتش را نداشتیم، نه بهخاطر اینکه کم تلاش کردیم، و نه حتی بهخاطر اینکه زمانش نرسیده بود..
فقط…
نشدند.
و شاید سختترین قسمت همین باشد؛ لینکه همیشه برای «نشدن» دلیل قانعکنندهای وجود ندارد.
اما یک چیز را میدانم: قرار نیست تا ابد زندگیام را به انتظارِ یک «شدن» معلق نگه دارم.
اگر شد، یک روز میرسد و میشود.
اگر نشد، شاید یک روز بفهمم چیزی که تمام این مدت اسمش را «نشدن» گذاشته بودم،
در واقع زندگیای بوده که هنوز شکل نهایی خودش را پیدا نکرده.
و تا آن روز، فقط میمانم با همین سؤالِ بیجواب:
«تا کی؟»
شاید جوابش همین باشد:
تا وقتی که دیگر لازم نباشد بپرسم...
