uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

ŋıƖ🍂

ŋıƖ🍂

Відкрити в Telegram

⭑زنـدگـی صـــحنه ی یکتـــای هنــرمنــدی مـــاسـت⭑ @SecretSceneBot🤍 @archivesecret01🤍

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
298
Підписники
Немає даних24 години
+57 днів
-1730 днів
Архів дописів
من نمیدونستم تو شمعدونی دیدی اصلا به عمرت 😂

بیشعور😂😂😂

به محتویات چنلت خیلی علاقه داره بخاطر همونه🤣

مامانم رو هربار عضو میکنم چنلم لفت میده😂😂😂 یعنی چی آخه زن😂

00:00

?
Anonymous voting

میخوام پروفایل چنل رو عوض کنم بین سه تا سریال موندم به خودم باشه البته که معلومه 😂 ولی خب..

چون من خودم همیشه ایگنور میشم دراین موارد دوست ندارم کسی دیگه ای بشه🥲😂🫶🏻

«اینجا می‌تونی ساعت‌ها از فیلم و سریال حرف بزنی، بدون اینکه احساس کنی داری کسی رو خسته می‌کنی. 🥹🍿🤍»

این پیام رو فور کنید توی چنلتون با یک جمله دیگران رو به خونه‌های قشنگتون دعوت کنید من هم می‌ذارمشون اینجا و یک آهنگ «با توجه به جمله‌ی خودتون» بهتون تقدیم می‌کنم☁️

sticker.webp0.10 KB

همشون رو دوست داشتم ولی کوچه ی بی نام و یه حبه قند رو بیشتر

کوچه ی بی نام ، بی همچیز ، من مادر هستم ، حیران ، یه حبه قند ، مستانه ، دایره زنگی ، اسب حیوان نجیبی است ، زیر پوست شهر

یه لیست بلند بالایی هم از فیلمایی که باران کوثری بازی کرده دیدم که انصافاً همشون قشنگ بود در سبک خودش

سینمایی : قصه ی پریا هم جالب بود یعنی توی ذهنم موند

ولی یکی از سریالای ایرانی که دیدم و خیلی دوست داشتم و قبلش دربرابر دیدنش مقاومت میکردم نمیدونم چرا ، مگه تموم عمر چندتا بهاره بود؟ یه سبک خاصی داره که هرکسی خوشش نمیاد ولی من خوشم اومد پس پیشنهاد میکنم 😂✨

من یه عالمه سریال و فیلم تو دوران قطعی نت دیدم که متاسفانه اسکرین شاتای همشونو حذف کردم

😒😒😒😒
😒😒😒😒

اصلا به رحیم تو قاب توجه نکنید 😒✨
اصلا به رحیم تو قاب توجه نکنید 😒✨

بچه که بودم، وقتی خونه‌یِ پدربزرگم می‌رفتیم، همیشه من یه جایِ مخصوص داشتم؛ که اون‌جا می‌خوابیدم. غذا می‌خوردم. بازی می‌کردم.
بچه که بودم، وقتی خونه‌یِ پدربزرگم می‌رفتیم، همیشه من یه جایِ مخصوص داشتم؛ که اون‌جا می‌خوابیدم. غذا می‌خوردم. بازی می‌کردم. دلم نمی‌خواست هیچ‌ کس اون‌جا رو ازم بگیره. ولی تا قبل از بارون! بارون که می‌بارید، دقیقا تو اون نقطه چیکه می‌کرد. من گریه می‌کردم و پدربزرگم می‌گفت "جاتو عوض کن!" می‌گفتم "نمی‌تونم." می‌گفت "تو درخت نیستی؛ جا‌به‌جا شو!" برام سخت بود؛ ولی واسه این‌ که خیس نشم، جا‌به‌جا شدم. جامو عوض کردم. من عاشق شدم؛ عاشقِ این که درخت نباشم! عاشقِ جا‌به‌جایی... دیگه یه جا وانمیستم! •قورباغه/بوی نارنج گندیده/۱۳۹۹