uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Відкрити в Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Показати більше
Іран152 130Категорія не вказана
273
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів

مجنون، به ریگِ بادیه غم‌هایِ خود شِمُرد یادِ زمانه‌ای که غمِ دل حساب داشت #صائب_تبریزی

تحلیل اول درست در اومد 👌

Repost from N/a
[ آنچنان جای گرفتی تو به چشم و دل من] که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا!

پايان گرفت فرصتِ آغاز بعدِ تو لطفى نداشت اين قفسِ باز بعدِ تو رفتى كبوترم! به سراغِ كبوتران‌ آمد چه‌ها كه بر سرِ اين باز بعدِ تو تلخى نشست بر تَنِ گل‌ها و گم شدند زنبورهایِ مستِ عسل‌ساز بعدِ تو حتّی درخت‌هایِ شكسته، ميانِ باغ ايمان نداشتند به اعجاز بعدِ تو شب‌هاىِ من بلند و غزل‌هاىِ من بلند پايان گرفت دور‌ه‌ی ايجاز بعدِ تو #رویا_باقری

پیلهِ نفهمی! احتمالاً برای بسیاری از ما پیش آمده که در بحث با مدافعان پهلوی، به این سؤال برسیم که این حجم از بلاهت و انکار واقعیت از کجا نشأت می‌گیرد؛ گویی در همین دنیا زندگی نمی‌کنند، در پیله‌ای بسته زیست می‌کنند که نه تاریخ به آن راه دارد و نه تجربه زیسته. واقعیت این است که این مبارزه با فهم و شعور، هم در خودِ نظام پهلوی ریشه داشت و هم امروز در بخش قابل‌توجهی از هوادارانش بازتولید می‌شود. تابستان گذشته گذرم به موزه عبرت (زندان ساواک) افتاد. راهنمای ما پیرمردی بود که هنگام توضیح بخش‌های مختلف زندان، دل خوشی هم از جمهوری اسلامی پنهان نداشت؛ گاهی تیکه ای هم بار ما می‌کرد... وقتی بازدید تمام شد، از او پرسیدم: شما هم اینجا زندانی بوده‌اید؟ با خونسردی گفت: هشت ماه. پرسیدم: به چه دلیلی؟ گفت: «من یک معلم ساده بودم. نه اهل سیاست، نه عضو تشکیلات سیاسی . گاهی برای دانش‌آموزها شعر می‌خواندم، داستان‌های مذهبی یا اجتماعی تعریف می‌کردم، و گاهی چند بیت شعر داستان کوتاه می‌نوشتم که نیمچه بحث فلسفی در خودش داشت. همین.» گفتم: پس چرا بازداشت شدید؟ لبخند تلخی زد و گفت: «وقتی به بازپرس گفتم کاری نکرده‌ام، جواب داد: همین که سواد داری و می‌فهمی یعنی خطر.» همین که فلسفه میفهمی یعنی خطر.» همین که می‌توانی بنویسی یعنی خطر.» این جمله، عصاره‌ی منطق پهلوی بود. و امروز، طنز تلخ تاریخ این‌جاست: که طرفداران جمهوری اسلامی به بحث، فلسفه، گفت‌وگو و مناظره سیاسی علاقه نشان می‌دهند و آنان که به هر پرسش و استدلالی با فحاشی و ناسزا پاسخ می‌دهند، خود را وارثان پهلوی و «آزادی‌خواه» می‌نامند. شاید به همین دلیل است که دفاع از پهلوی، اغلب نه بر پایه تاریخ، که بر پایه گریز از فهم است!

پیام ها رو که میخونم یاد ابراز تأسف سازمان ملل میفتم😂😂 نکشیمون وسط باز البته من جاش بودم یه با تشکر از chatgpt هم می‌نوشتم 😁

هر کدوم از این وحوش تروریست مظلوم بازی در آورد و ادعای ازادی بیان کرد، این متن رو بکوبید تو صورتش
هر کدوم از این وحوش تروریست مظلوم بازی در آورد و ادعای ازادی بیان کرد، این متن رو بکوبید تو صورتش

توی یه بحث، یکی از همین طرفدارای سس خرسی ! یه‌کم فاز دفاع از مهدی مطهرنیا گرفته بود. بهش گفتم «نظریه‌ی ایرانشهری رو چی ازش می‌دونی؟» گفت: «مثلاً ما به‌جای سوریه، باید بریم سراغ سرمایه‌گذاری روی تاجیکستان!» فلات ایران، بازسازی تمدن، و از این قبیل توهمات فانتزی... بدون ذره‌ای شناخت از ژئوپلیتیک منطقه، مقاومت، یا حتی مفهوم امر ملی. خدا بیامرزه جواد طباطبایی رو؛ با همه‌ی اینکه با جمهوری اسلامی خوب تا نمی‌کرد ، ولی نظریه‌ی ایرانشهریش رو براساس مبانی فلسفی و ایدئولوژیک مطرح می‌کرد. نه با نقشه‌ی ذهنی بچه‌مدرسه‌ای‌ها از شاهنامه و کوروش و تاجیکستان ! واقعاً بعیده حتی اسم جواد طباطبایی به گوش خیلی از این ایران‌گراها و کوروش‌پرست‌ها خورده باشه. همون‌هایی که تو ذهنشون تاریخ و سیاست، خلاصه شده تو پست‌های اینستاگرامی و آرزوی زندگی تو کپنهاگ.

با سلام ازدواج سراسر نور دکتر عماد سواری رو تبریک میگم 🥳 با توجه به دلایل امنیتی از به اشتراک گذاشتن عکسها معذوریت‌ دارم ولی به زودی به اشتراک گذاشته خواهد شد✌️

او جواب سلامش را گرفت ولی ما ناشنواییم...

آنکه از شرم گناه باید غیبت کند،منم تو چرا جور گنه کاران عالم میکشی...؟😭 #یا_صاحب_الزمان

ای بابا چرا احسان رو هنوز نگرفتن؟😂 #کار_خودشونه #برعنداز_فکر_نمیکنه

ز عشقِ ناتمامِ ما جمالِ یار مُستَغنی‌ است به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت رویِ زیبا را؟ مَن از آن حُسنِ روزاَفزون که یوسُف داشت دانستم که عشق از پردهٔ عِصمت بُرون آرَد زُلِیخا را

Repost from ویــــژ
پهلوی و خلخالی! «ما همه فرعونیم؛ فقط مصرهایمان کوچک و بزرگ می‌شود.» صادق خلخالی یکی از بحث‌برانگیزترین چهره‌های تاریخ معاصر ایران است؛ شخصیتی که القابی چون جلاد و قاتل سال‌ها با نامش گره خورده. حتی در همان سال‌های نخست انقلاب نیز تندروی‌های او آن‌قدر آشکار بود که به عزلش توسط شهید بهشتی انجامید؛ و چه‌بسا اگر شهید بهشتی و ۷۲ تن از یارانش به شهادت نمی‌رسیدند، خلخالی خود روزی در برابر همان چوبه‌داری می‌ایستاد که دیگران را پای آن می‌فرستاد. اما پرسش مهم‌تر این است: چه چیزی به خلخالی چنین جرأتی می‌داد؟ پاسخ را نباید صرفاً در شخصیت او جست‌وجو کرد؛ خلخالی محصول یک «لحظه تاریخی» بود. لحظه‌ای که جامعه ملتهب، تشنه انتقام و خواهان عدالتِ خیابانی و نمایشی بود. در چنین فضایی، خشونت نه‌تنها تقبیح نمی‌شود، تشویق هم می‌شود؛ و این تشویق، خطرناک‌تر از هر حکم و اسلحه‌ای است. نکته قابل‌تأمل آن‌جاست که خلخالی پس از دو بار عزل توسط شهید بهشتی، بار دیگر در قامت نامزد مجلس شورای اسلامی ظاهر شد؛ و به گفته برخی مسئولان وقت، اگر رد صلاحیت نمی‌شد، می‌توانست تا ابد نماینده مردم باقی بماند. محبوبیتی که زمانی سکوها ورزشگاه‌ فوتبال و خیابان‌های اطراف را پر می‌کرد؛ با فروکش‌کردن هیجانات انقلابی، همان مردمی که روزی تشنه عدالت خیابانی بودند، آرام‌آرام از او فاصله گرفتند. خلخالی در سال‌های پایانی عمر، در انزوا، بیماری و فراموشی مُرد؛ بی‌آنکه حتی دوستان نزدیک دیروز کنارش باشند. جامعه، نهایتاً، تندروی را پس زد. این الگو، امروز نیز در اشکال تازه تکرار می‌شود. تندروی پهلوی‌فن‌های این روزها، شباهت نگران‌کننده‌ای به همان منطق خلخالی دارد: تهدید، فحاشی، برچسب‌زنی، انتشار عکس و اطلاعات افراد، محروم‌کردن دانشجویان از حق امتحان، و حمله به هر صدای متفاوت. هر که زاویه‌ای دارد، «بسیجی»، «ارزشی»، «مخبر» یا هر برچسب آماده‌ی دیگری می‌شود؛ درست همان منطق تبلیغاتی که گوبلز بر آن بنا کرده بود: اول برچسب بزن، بعد به همان برچسب حمله کن. مسئله، نام‌ها و جناح‌ها نیست. تاج باشد یا کراوات، پرچم الله یا شیر و خورشید باشد یا هر نماد دیگر؛ وقتی اخلاق حذف می‌شود، خشونت تنها ابزار باقی‌مانده است. خطرناک‌ترین افراد، آن‌هایی نیستند که خشونت می‌کنند؛ بلکه آن‌هایی‌اند که برای خشونت سینه چاک می‌کنند و آن را فضیلت جلوه می‌دهند. تاریخ نشان داده جامعه دیر یا زود، این چهره‌ها را پس می‌زند. همان‌گونه که خلخالی به زباله‌دان تاریخ سپرده شد، هر تندرویِ نیز سرنوشتی جز این نخواهد داشت. و چه درست گفت علی صفایی حائری: «ما همه فرعونیم؛ فقط مصرهایمان کوچک و بزرگ می‌شود.» با ویژ بمانید! @viiijh

راستی یه چیزی هم در ذهن داشتم که خطاب به کسانی که از من عصبانی و خشمگین هستن بگم، که متاسفانه یادم رفت. ولی الان یادم اومد: قُلْ مُوتُوا بِغَيْظِكُمْ بگو [خشمگین باشید] و از این خشم بمیرید! آل عمران - ۱۱۹

«به خود وعده نمی‌دهم که انقلاب، مساوات را برقرار خواهد کرد، چون که مردم هرگز مساوی نخواهند شد. این غیرممکن است و بی‌دلیل مملک
«به خود وعده نمی‌دهم که انقلاب، مساوات را برقرار خواهد کرد، چون که مردم هرگز مساوی نخواهند شد. این غیرممکن است و بی‌دلیل مملکت را مغشوش کرده‌اند. همیشه در مملکت، بزرگ و کوچک و چاق و لاغر وجود خواهد داشت» «زن شیشه‌فروش اوقاتش تلخ بود و شکایت می‌کرد که کاسبی نمی‌چرخد، هر چند گفته بودند که انقلاب با شکستن شیشه‌ها، شیشه‌فروش‌ها را توانگر خواهد ساخت» خدایان تشنه‌اند - #آناتول_فرانس

و جرم ما فقط قلم زدن بود... واقعا از این چند تا متن تبیینی و داستان و تکه کتاب میترسید؟ مرد عمل باشید جنگ فکری رو برنده شید بیاید مناظره کنید ۱۰ به یک هم باهاتون حاضرم مناظره کنم❤️