سُرَنْجْ🍊
Відкрити в Telegram
ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6400926137 شناس: t.me/soraanj?direct
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
212
Підписники
+124 години
+37 днів
+730 днів
Архів дописів
212
هر دم از عمر میرود نفسی
چون نگه میکنم نمانده بسی
ای که پنجاه رفت و در خوابی
مگر این پنج روز دریابی
خجل آن کس که رفت و کار نساخت
کوسِ رحلت زدند و بار نساخت
خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل
باز دارد پیاده را ز سبیل
هر که آمد عمارتی نو ساخت
رفت و منزل به دیگری پرداخت
وآن دگر پخت همچنین هوسی
وین عمارت به سر نبرد کسی
یارِ ناپایدار، دوست مدار
دوستی را نشاید این غدّار
نیک و بد چون همی بباید مرد
خُنُک آن کس که گویِ نیکی برد
برگِ عیشی به گور خویش فرست
کس نیارد ز پس، ز پیش فرست
عمر برف است و آفتابِ تموز
اندکی ماند و خواجه غَرِّه هنوز
ای تهیدستْ رفته در بازار
ترسمت پُر نیاوری دستار
هر که مزروع خود بخورد به خوید
وقت خرمنش خوشه باید چید
-گلستان سعدی، دیباچه
212
من باور نمیکنم که آدمها با مرگ تموم میشن، به نظرم هر آدمی تا وقتی کسی رو داره که پس از مرگش بهش فکر کنه و با چیزی یادش بیفته، زندهست و هنوز زندگیش ادامه داره. تو هنوز زندهای.
212
باورم نمیشه، واقعا باورم نمیشه...
دوستم فوت کرد.
ممنون میشم برای شادی روحش فاتحه بفرستید.
فاطمهزهرا من هنوز منتظر بودم از آیسییو بیای و جواب پیامام رو بدی...
آروم بخوابی فرشتهی آسمونی...
