uk
Feedback
تـاࢪټ لـیموᅠ🆕

تـاࢪټ لـیموᅠ🆕

Відкрити в Telegram

‌ ‌ ‌ ݄  ‌‌ ‌‌گوشـہ ایے آࢪام بࢪاے شڪفټن ࢪوح هـا. ‌‌‌ ‌ ០⃘‌០ ݄  t.me/softwings_bot ㅤ᩵ آࢪشیو ݄  t.me/sunarcive ²⁷

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
267
Підписники
-124 години
-87 днів
-2730 днів
Архів дописів
sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
photo content
+1

Repost from N/a
ㅤㅤㅤدوࢪه ایتگرل بودن ڪلاࢪا بو
۱۹۲۷؛ سالی که کلارا بو تبدیل به « 𝖨𝗍 𝗀𝗂𝗋𝗅» شد در سال ۱۹۲۷ فیلم 𝖨𝗍 اکران شد. کلارا نقش 𝖡𝖾𝗍𝗍𝗒 𝖫𝗈𝗎 را بازی می‌کرد؛ دختری جوان و فقیر که با جذابیت و اعتمادبه‌نفسش قلب یک مرد ثروتمند رو به دست می‌آورد. اما موفقیت فیلم فقط به داستانش مربوط نبود. کلارا بو خودش «𝖨𝗍» داشت. کلمه‌ای که در آن زمان برای نوعی جذابیت غیرقابل‌توضیح استفاده میشد؛ تعریفی برای چیزی بیشتر از زیبایی. یه نوع کاریزما جذابیتی که باعث میشد وقتی وارد اتاق میشی، دیگران نتونن نگاهشون رو از تو بردارن. فیلم 𝖨𝗍 کلارا رودبه یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های هالیوود تبدیل کرد. و برای اولین بار، اصطلاحی که بعدها بارها و بارها برای زنان مشهور استفاده شد، با یک زن مشخص گره خورد: "𝖳𝗁𝖾 𝖨𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅" «مؤسسهٔ اسمیتسونین (𝖲𝗆𝗂𝗍𝗁𝗌𝗈𝗇𝗂𝖺𝗇) کلارا بو رو "اولین 𝖨𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅" میدونه و اونو یکی از مهم‌ترین نمادهای زن مدرن و فرهنگ 𝖿𝗅𝖺𝗉𝗉𝖾𝗋 در دههٔ ۱۹۲۰ معرفی می‌کند.» کلارا دختر رویایی دهه‌ی بیست بود او تصویری تازه از زن جوان آمریکایی رو روی پرده آورده بود. زنی که می‌توانست مستقل باشه، بیرون بره، عاشق بشه، لباس‌هایی متفاوت بپوشه و خودش برای زندگیش تصمیم بگیره. ظاهرش هم به همان اندازه تأثیرگذار بود. موهای کوتاه، ابروهای باریک، لب‌های مشخص، لباس‌های 𝖿𝗅𝖺𝗉𝗉𝖾𝗋 و انرژی بازیگوشانه‌اش به بخشی از فرهنگ دهه‌ی ۱۹۲۰ تبدیل شدند. او یکی از نخستین ستاره‌هایی بود که نشان داد شهرت یک بازیگر میتونه فراتر از فیلم‌هاش بره و به سبک زندگی، مد و فرهنگ عمومی تبدیل بشه. در همان سال، کلارا در فیلم 𝖶𝗂𝗇𝗀𝗌 هم بازی کرد؛ فیلمی که بعدها نخستین جایزه‌ی اسکار بهترین فیلم رو دریافت کرد. او در مجموع در ۵۷ فیلم ظاهر شد و در اوج شهرتش یکی از محبوب‌ترین ستاره‌های سینما بود. اما هالیوود برای دختری که تمام عمرش برای فرار از تاریکی جنگیده بود، جای آرامی نبود. بهای ستاره بودن این بود که باید به‌شدت کار می‌کرد و همیشه چیز جدیدی برای ارائه باید در دست میداشت. و این خیلی بیشتر از چیزی که بدن و ذهن کلارا میتونست تحمل کنه. موسسه 𝖲𝗆𝗂𝗍𝗁𝗌𝗈𝗇𝗂𝖺𝗇 او رو یکی از پرکارترین و در عین حال کم‌دستمزدترین ستاره‌های صنعت فیلم توصیف می‌کند (کمپانی کلارا رسما دستمزد خیلی کمی بهش میدادن با وجود اینکه فیلماش همیشه پرفروش ترین فیلم سینما بود) در کنار فشار کاری، مطبوعات دائما زندگی خصوصیش رو زیر نظر داشتن. روابط عاشقانه‌اش، مهمانی رفتنش، رابطه‌اش با مردان و سبک زندگیش مرتب تبدیل به سوژه‌ی شایعه میشد. همان آزادی‌ای که روی پرده باعث شده بود میلیون‌ها نفر عاشقش شوند، در زندگی واقعی تبدیل به ابزاری برای قضاوت و تحقیر او شد. کلارا نمی‌خواست تصویری مصنوعی از خودش بسازد. و همین صداقت، هم جذابیتش بود و هم نقطه‌ضعفش. او زنی بود که هالیوود از آزادی جنسی و اعتمادبه‌نفسش برای فروش فیلم استفاده می‌کرد، اما همان ویژگی‌ها را وقتی خارج از قاب دوربین دیده می‌شدند علیه خودش به کار می‌برد. در سال ۱۹۳۱، فشارها بالاخره کلارا رو شکست. او دچار فروپاشی عصبی شد و مدتی در یک مرکز روان‌پزشکی بستری شد. بعدها خودش تلاش کرد از زندگی هالیوودی فاصله بگیرد. در همان سال با بازیگر و کابوی، 𝖱𝖾𝗑 𝖡𝖾𝗅𝗅، ازدواج کرد و به نوادا رفت. اما حتی بعد از آن هم دو فیلم دیگر بازی کرد: 𝖢𝖺𝗅𝗅 𝖧𝖾𝗋 𝖲𝖺𝗏𝖺𝗀𝖾 در ۱۹۳۲ و 𝖧𝗈𝗈𝗉-𝖫𝖺 در ۱۹۳۳ بعد از آن، در تنها ۲۸ سالگی، از سینما بازنشسته شد. دختری که در جوانی یکی از بزرگ‌ترین ستاره‌های جهان بود، تصمیم گرفت دیگر اون سبک زندگی رو ادامه نده
ㅤㅤㅤ!! ادامہ زندگے بدون هالیوود
کلارا و رکس بل صاحب دو پسر شدن و زندگیشونو در مزرعه‌ی نوادا ادامه دادن. اما بازنشستگی به معنای پایان مشکلات کلارا نبود. او همچنان با مشکلات روانی دست‌وپنجه نرم می‌کرد و در سال ۱۹۴۴ نیز اقدام به خودکشی کرد. زنی که زمانی روی پرده نماد شور زندگی بود، سال‌های زیادی رو دور از نور فلاش دوربین‌ها گذراند. رکس بل در سال ۱۹۶۲ درگذشت. سه سال بعد، در ۲۷ سپتامبر ۱۹۶۵، کلارا بو در ۶۰ سالگی در لس‌آنجلس بر اثر حمله‌ی قلبی درگذشت. داستان زندگی کلارا بو، داستان یک ستاره‌ی معمولی نیست. او دختری بود که از کودکی برای زنده موندن و دووم اوردن می‌جنگید. در خانه‌ای بزرگ شده بود که در اون امنیت نداشت. فقر رو تجربه کرده.. با خشونت و بیماری روانی از نزدیک زندگی کرده بود. و بعد، به جای اینکه اجازه بده گذشته‌اش اونو کاملا نابود کند، به سینما پناه برد و برای وارد شدن به سینما بارها تلاش کرد و بالاخره موفق شد سینما برای او فقط شغل نبود، یه راه فرار بود. کلارا بو همون دختری بود که روزی برای فرار از زندگی واقعی تلخش به پرده‌ی سینما نگاه می‌کرد و در نهایت خودش تبدیل شد به کسی که میلیون‌ها نفر برای فرار از زندگی واقعی به تماشای او می‌نشستند.

Repost from N/a
ㅤㅤㅤزندگے نامہ ڪلاࢪا بو
کلارا در ۲۹ ژوئیه‌ی ۱۹۰۵ در بروکلین نیویورک به دنیا اومد. او سومین فرزند خانواده اش بود، اما دو خواهر بزرگ‌ترش در دوران نوزادی از دنیا رفته بودند و کلارا تنها فرزندی بود که توی اون خانواده زنده مونده بود. خانواده او در فقر مطلق زندگی میکردن و بارها از خانه‌ای به خانه‌ی دیگر نقل مکان کردن. اما فقر تنها مشکل خانه‌ی کلارا نبود. مادرش، سارا، از بیماری روانی شدیدی رنج می‌برد. کلارا از کودکی مجبور بود با حملات و رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی مادرش کنار بیاد؛ در واقع خودش بعدها گفت :: «من از بچگی از مادرم مراقبت می‌کردم؛ او هیچوقت از من مراقبت نمی‌کرد.» زندگی در چنین خانه‌ای باعث شد کلارا خیلی زودتر از سنش بزرگ شود. اما بدترین اتفاق هنوز نرسیده بود. در سال ۱۹۲۲، زمانی که کلارا در دوران نوجوانی خودش بود، مادرش در یکی از حملات روانی خود با چاقوی قصابی به سراغ او رفت. کلارا از خواب بیدار شد و چاقویی رو مقابل گلوی خود دید. او توانست با مادرش مقابله کند، خودش رو نجات دهد و مادرش رو در اتاق حبس کنه. صبح روز بعد، مادرش حتی اتفاقی رو که افتاده بود به یاد نمی‌آورد. بعد از این حادثه، پدر کلارا، مادرش رو به آسایشگاه روانی سپرد. اما رابطه‌ی کلارا با پدرش هم رابطه‌ای امن و عادی نبود. پدرش، رابرت، سال‌های زیادی بیکار بود و اغلب خانه رو ترک می‌کرد. خانواده دائما در فقر بودند و کلارا بعدها از بی‌ثباتی و بی‌توجهی او نسبت به خانواده صحبت کرد. از طرف دیگر زمانی که کلارا 𝟣𝟨 سال داشت، در دوره‌ای که مادرش در آسایشگاه بستری بود، پدر کلارا از کلارا سواستفاده جنسی میکرده و کلارا، این اتفاق رو به‌طور کامل فراموش کرده بود و حتی نمی‌دانست این بخش از خاطرات زندگیش وجود داره. سال‌ها بعد، زمانی که در جلسات روان‌درمانی درباره گذشته‌اش صحبت میکرد، متوجه شد که این دوره از زندگیش رو به یاد نمیاره؛ دوره‌ای که ظاهرا فشار و رنجش برای ذهنش بیش از حد تحمل بوده. (گاهی یک اتفاق اونقدر دردناک و غیرقابل‌تحمله که ذهن، برای محافظت از فرد، به جای روبه‌رو شدن با آن، خاطره رو از دسترس آگاهی خارج می‌کنه؛ انگار که بخشی از زندگی برای مدتی از حافظه پاک میشه تا فرد بتواند به ادامه دادن ادامه بده. تلخ‌ترین بخش ماجرا اینه که گاهی انسان برای زنده ماندن از یک درد، مجبور میشود حتی به خاطر نیاورد که زمانی آن رو تحمل کرده است. ) به هر حال، آنچه درباره‌ی کودکی کلارا تردیدی باقی نمی‌گذارد، اینه که او در خانه‌ای بزرگ شد که برای یک کودک به هیچ وجه جای امنی نبود. خودش بعدها از فقر، گرسنگی و تحقیر شدن به خاطر لباس‌های کهنه‌اش گفت. دخترهای مدرسه اونو به خاطر ظاهرش مسخره میکردن و کلارا بیشتر با پسرهای محله وقت میگذراند. کلارا یه دختر سرکش بود؛ دعوا می‌کرد و از اینکه مثل دخترهای دیگه رفتار نکنه، ابایی نداشت. و چیزی که توی اون دوران مهم‌تر از همه بود، این بود که سینما رو پیدا کرده بود. فیلم‌ها برای کلارا فقط سرگرمی نبودن اون فیلما راه فرار بودن، راهی بودن برای اینکه دلیلی برای ادامه دادن پیدا کنه، توی اون شرایط زندگی وقتی زندگی واقعیش چیزی برای دوست داشتن به او نمیداد، پرده‌ی سینما دنیایی رو نشونش داد که در اون آدم‌ها زیبا بودن، عشق وجود داشت و میشد سرنوشت دیگه ای داشت. زندگی با کلارا اونقدر بی رحم بود که حتی بیرون از خانه هم تراژدی دست از سرش برنمیداشت. یکی از نزدیک‌ترین دوستان دوران کودکیش در حادثه‌ای هولناک در مقابل او دچار سوختگی شدید شد و در آغوش کلارا جان داد. دختری که هنوز حتی ده سالش نشده بود، با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو میشد !! شاید به همین دلیل بود که کلارا بعدها روی پرده سینما انقدر زنده به نظر می‌رسید. او روی پشت دوربین از ته دل میخندید، چون خوب می‌دونست زندگی واقعی چقدر میتونه بی‌رحم باشه در سال ۱۹۲۱، کلارا در یک مسابقه‌ی استعدادیابی که توسط یک مجله برگزار شده بود شرکت کرد و برنده شد. این مسابقه دری رو برای ورود او به روی سینما باز کرد اولین حضورش در فیلم 𝖡𝖾𝗒𝗈𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝖱𝖺𝗂𝗇𝖻𝗈𝗐 در سال ۱۹۲۲ بود، هرچند بخش‌های مربوط به او در نسخه‌ی نهایی فیلم حذف شد (متاسفانه) اما کلارا کوتاه نیامد او خیلی زود توانست نقش‌های بزرگ‌تری بگیرد و با فیلم 𝖣𝗈𝗐𝗇 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 𝖲𝖾𝖺 𝗂𝗇 𝖲𝗁𝗂𝗉𝗌 توجه تماشاگران رو به خودش جلب کنه هالیوود متوجه شده بود که او با بازیگران زن معمول دوره خودش فرق داره کلارا ظریف و اشرافی نبود. کلارا متفاوت بود، مثل بچه ها می‌خندید، می‌دوید، شیطنت می‌کرد، عاشق می‌شد و روی پرده مثل یک آدم واقعی رفتار می‌کرد. و همین تفاوت، بزرگ‌ترین سرمایه‌ی او شد.

Repost from N/a
ㅤ 𝖲𝗁𝖾'𝗌 𝖢𝗅𝖺𝗋𝖺 𝖡𝗈𝗐 𝖳𝗁𝖾 𝖮𝗋𝗂𝗀𝗂𝗇𝖺𝗅 𝖨𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅 بهم اجازه بدید در مورد این ملکه که داستان زندگیش برعکس زن
ㅤ 𝖲𝗁𝖾'𝗌 𝖢𝗅𝖺𝗋𝖺 𝖡𝗈𝗐 𝖳𝗁𝖾 𝖮𝗋𝗂𝗀𝗂𝗇𝖺𝗅 𝖨𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅 بهم اجازه بدید در مورد این ملکه که داستان زندگیش برعکس زندگی پر رزق و برقش به شدت غمگین کننده ست، براتون بگم ㅤㅤ ⎯⎯⎯⎯ ི⏝ ཻ ⎯⎯⎯⎯
قبل از مرلین مونرو، قبل از جین هارلو و سال‌ها پیش از اینکه کلمه ی «𝖨𝗍 𝖦𝗂𝗋𝗅» تبدیل به اصطلاحی برای زنان مشهور و جذاب شود، دختری در یکی از محله‌های فقیر بروکلین زندگی می‌کرد که قرار بود خودش معنای این کلمه رو بسازه. اما پشت آن لبخند معروف، موهای کوتاه و چهره‌ی سرزنده‌ای که بعدها میلیون‌ها نفر عاشقش شدند، کودکی بود که دوران بسیار تاریکی رو از سر گذرونده بود؛ دورانی از فقر، خشونت، بیماری روانی و تنهایی که تقریبا هیچ‌وقت از زندگی‌ او جدا نشدن.

د اخه

نمیخوام دیگه بای

چی میخواستی بگی بگو

پاکش کردی ساناز نمیری

باش

بفرست بیرونم اومدم میبینم

sticker.webp0.18 KB

تنها کسی که بهش پیام ترامپ بوده..

م

میگن بیا پیوی این ایده پست جدیدمو بهم بت ببین خوبه یا نه

نامجون:

sticker.webp0.35 KB

خدایا برم دار

من یه مدت خیلی جدی میرفتم دایرکت نامجون عر میزدم گریه میکردم از دست زندگیم بعدمیرفتم برای تهیونگ روزمو تعریف میکردم:)

sticker.webp0.12 KB