Bury me at makeout creek.
Відкрити в Telegram
336
Підписники
-124 години
+67 днів
+1430 днів
Архів дописів
https://t.me/redandunafraid/4009
شکار مرگ اثر آیرا لوین نشر بیدگل
و بخون عالیه😭😭😭من اصلا نمایشنامه دوست ندارم با وجود اینکه اصلا سبک موردعلاقه ام نیس عاشقش شدم
بعد هم بزرگتر که شدم از پیدیاف و اینا زبان اصلیش رو خوندم دیدم خییلی چیزها رو عوض کرده بودن. اصلا اگه بگم چه چیزهایی بود خندهتون میگیره
مثلا یه مجموعه بود که خیلی دوستش داشتم و نشر پرتقال ترجمه کرده بود. اولین جلدهاش رو که خریدم ۸-۹ سالم بود. قیمتشون حدود ۳۰ تومن بود و همینطوری داشت ترجمه میشد و هروقت منتشر میشد جدیدا رو میخریدم برا همین میشه قشنگ تورم رو توش دید. آخرین جلدش رو چند سال پیش ۲۰۰ تومن خریدم.
منم چون از بچگی کتاب میخوندم خیلی کتابهایی که اون موقع خریدم مثلا ۱۰-۲۰ هزار تومن بودن😭
https://t.me/redandunafraid/4009
گفتین نشر ماهی
یاد مجموعه ماجراهای بچه های بدشانس افتادم اثر لمونی اسنیکت که هنوزم موردعلاقمه وقتی خوندمش ۱۶سالم بود الان بعد ۱۰سال بازم مورد علاقمه
راستش وضعیت نشر خیلی وقته خرابه از زمانی که کاغذ گرون شد ۷،۸سال پیش?
دیگه تقاضا برای خرید کم شد
من خودم کتابخونه شخصی داشتم بعد اون قضیه دیگه نتونستم خرید کنم
رفتم سمت کتابخونه عمومی و اشتراک اپ طاقچه
من هنوز یه سری کتاب دارم که ۳-۱۰هزار تومنه😭و خیلی قدیمی نیس
قیمت سالهای ۸۹تا۹۲ این حدودا رو ببینی شوکه میشی
یه کتاب خیلی قدیمی از بابام دارم که ۳۰۰تک تومنه
آدم یه زمانی با پول توجیبی میتونس کتاب بخره الان یه کمک درسی ساده بالای ۱تومنه
تازه سانسور و حذف هم که بیداد میکنه
من بعد چند سال رمان موردعلاقه مو نسخه اصلی شو گوگل تلنسیت کردم خوندم با نسخه ترجمه شده اش مقایسه کردم خیلی جاهاش حذف /ادیت شده بود
احساس کردم به شعور من خواننده و نویسنده توهین شده که نه تو صلاحیت نداری اینو بخونی/بنویسی تا بقیه بخونن
و اینکه تقریبا بیشتر کتابهای ترجمه شده توسط ارشاد تا حدی تحریف شدن غمگینم میکنه که کل آرشیو نشر ایران اینجوری ناقصه
باز اثار ترجمه منبع اصلی هست آثار نویسنده های ایرانی که مجبور به تغییر شدن از بین رفته
ایده اصلی و اون چیزی که تو ذهن نویسنده بوده منظورمه،حرفایی که قورت داده و نتونسته به زبون بیاره
Repost from واگذاری و امداد حیوانات🐾
🫶🏻 دوستان گویا جراحی رو انجام دادن اورژانسی براش
الان توی هزینه های درمانی بعد از جراحی و خورد و خوراک و... مشکل داشتن فقط
Repost from Cinnamon tea at 3 a.m
یه بار یکی برگشت گفت چرا دیگه اسطوره هایی مثل شکسپیر نداریم؟ یکی دیگه هم کامنت گذاشت داریم لین منوائل میراندا. و چقدر درست گفته بود.
Repost from Mahshid is talking
بعضیوقتها ناراحتم از اینکه به هیچی ایمان یا باور ندارم. نه به خودم، نه به دین خاصی، نه به شخص خاصی، نه به اتفاق خاصی، هیچی. ایمان و باور چیزیه که باعث میشه مردم پاشن و بجنگن واقعاً فکر میکنم بدون ایمان و باور زندگی پوچه.
همین الانم به نظرم دامنها و پیراهنهای خنک و میوههای رنگارنگ تا حدودی به گرمای تابستون میارزن، اما مثلا اگه خارج بودم هر روز باید من رو با تاپ شلوارک در حالی که گرمازده شدهم از خیابون جمع میکردن.
صدای سقوط میآید
و چیزی در سرم میترکد
همه میگویند هیچگاه اینطور نبودهست
و اینطور نیز نخواهد ماند
و ما همه خواهیم مُرد
و من در این سکوت میاندیشم
به هرکس که تازه این دنیا را میبیند
به دستانش که هیچگاه به ستارگان نخواهند رسید
به پاهایش که کامل برهنه نخواهند بود
به لبانش که دیگر قاصدکی خالی را فوت نخواهند کرد
به آرزوهای دنیا میاندیشم
که همه مصرف شدهاست
و چه بیهوده که در این میان
من با قاصدکی درگیرم
چه بیهوده که من
هنوز گمان میکنم میشود از منفیها فاکتور گرفت
و نداهای مشوّش را بی پاسخ واگذاشت
و چشمها را بست
و به اجبار خوابید
ساعت میدَوَد
و همه در انتظار فاجعهاند
و صبح، آنگاه خواهند دید
که امروز هم اتاق همچون گذشتهست
و آفتاب
این چنین ملایم، ساکت و بیقرار
از پرده به داخل میتابد
امروز هم نمردهاند
و این خود فاجعهاست
این خود فاجعه است برای کسانی که میدانند
کسی آفتاب را برایشان قسمت نخواهد کرد
-پانیذ
من اولها که این کانال رو زده بودم هدف اصلیم این بود که شعر و اینچیزها به اشتراک بذارم ولی نمیدونم چرا الان انقدر حس عجیبی داره =)
