uk
Feedback
Bury me at makeout creek.

Bury me at makeout creek.

Відкрити в Telegram

Tell me everything by @SpillTheFuckingTeabot

Показати більше
Іран135 202Категорія не вказана
336
Підписники
-124 години
+67 днів
+1430 днів
Архів дописів
کلا سعی کنید آثار شاعرها رو با ذهن باز بخونید. اگر هم تحلیل بقیه از آثارشون رو می‌خونید خیلی خوبه ولی بدونید که نیاز نیست حتما باهاشون هم‌نظر باشید، تحلیل‌گرها همیشه هم کاملا درست نمی‌گن😭

کتاب‌های گزیده اشعار و تحلیلشون هم خیلی زیادن ولی اگه اونا رو می‌گیرید، باید حتما در نظر داشته باشید که گردآورنده طبق سلیقهٔ خودش اونا رو انتخاب کرده و صرفا بهترین اشعارش نیستن.

آره، دفترهاش رو می‌شه جدا خرید یا می‌شه دیوان اشعارش رو خرید که همه‌شون باهمه. تو اینترنت هم پی‌دی‌اف همهٔ شعرهاش هست فکر کنم.

https://t.me/redandunafraid/4074 این آثار بصورت کتاب توی بازار موجودن؟!😭

تقصیر خودتون بود که پرسیدید-

آخ من واقعا اگه جلوم رو نگیرن می‌تونم تا ابد راجع به فروغ صحبت کنم.

بعدش هم همه حتی اگه اقرار نکنن، این ذهنیت رو دارن که عواطف و احساسات فروغ چون یه زن جوون بود به اندازهٔ کافی پخته و ارزشمند نبودن و برا همین شعرهایی که بر اساس تجربیات و احساسات خودش می‌نوشته، ارزششون به اندازهٔ شعرهایی که مردهای بزرگتر راجع به احساسات خودشون می‌نوشتن نیست. در حالی که خیلی از شاعرها بودن که کل عمرشون شعرهای رمانتیک و شخصی می‌نوشتن و چون اون شعرها برگرفته از عواطف مردانه بودن کسی مشکلی باهاشون نداشت و نمی‌گفت شعرهاش خام و ضعیف‌ان. مثلا فریدون مشیری که شعرهاش خیلی هم قشنگن، اکثرا شعرهاش حالت نیمه‌سنتی و رمانتیک دارن. یا حتی مثلا حافظ که همه می‌گن ماهرانه‌ترین شعرها رو می‌نوشته، بازم شعرهاش از احساسات خودش سرچشمه می‌گرفتن. کسی جرعت داره بگه شعر حافظ نپخته‌ست چون بر اساس احساسات شخصیه؟

بعدش هم همه حتی اگه اقرار نکنن، این ذهنیت رو دارن که عواطف و احساسات فروغ چون یه زن جوون بود به اندازهٔ کافی پخته و ارزشمند نبودن و برا همین شعرهایی که بر اساس تجربیات و احساسات خودش می‌نوشته، ارزششون به اندازهٔ شعرهایی که مردهای بزرگتر راجع به احساسات خودشون می‌نوشتن نیست. در حالی که خیلی از شاعرها بودن که کل عمرشون شعرهای رمانتیک و شخصی می‌نوشتن و چون اون شعرها برگرفته از عواطف مردانه بودن کسی مشکلی باهاشون نداشت و نمی‌گفت شعرهاش خام و ضعیف‌ان. مثلا فریدون مشیری که شعرهاش خیلی هم قشنگن، اکثرا شعرهاش حالت نیمه‌سنتی و رمانتیک دارن. یا حتی مثلا حافظ که همه می‌گن ماهرانه‌ترین شعرها رو می‌نوشته، بازم شعرهاش از احساسات خودش سرچشمه می‌گرفتن. کسی جرعت داره بگه شعر حافظ نپخته‌ست چون بر اساس احساسات شخصیه؟

حالا اون مسئله‌ای که از اول می‌گفتم، اینه که ما بعد از خوندن اینا می‌بینیم فروغ تو دفترهای آخرش یه جهان‌بینی‌ای پیدا کرد که تو هیچ شاعر دیگه‌ای دیده نمی‌شه. شعرهاش هم از لحاظ ادبی، هم زبانی و هم مفهومی خیلی قوی بودن. ولی آیا این باعث می‌شه بتونیم بگیم دفترهای اولیش ضعیف بودن؟ از زبون خیلی‌ها شنیده‌م که «فروغ تو یه تا دفتر اولش صرفا احساسات یه دختر جوون رو بیان کرده بود و به همین دلیل اینا اصلا ارزش بررسی جدی ندارن». خودتون می‌بینید چقدر زن‌ستیزانه‌ست دیگه؟ اگه فروغ تو دفترهای آخرش تحت تاثیر نیما بود، تو دفترهای اولیش هم تحت تاثیر شاعرهایی مثل فریدون مشیری و هوشنگ ابتهاج و بهار بود. چطور وقتی می‌خواید تعریف کنید می‌گید تحت تاثیر بقیه بوده، ولی وقتی می‌خواید نقد کنید اینو نمی‌گید؟

مردم هیچ‌وقت آثار فروغ و بقیهٔ زن‌های شاعر رو به عنوان شعر یا اثر هنری نقد نمی‌کنن، بلکه به عنوان شعرِ یه زن اونا رو می‌بینن. همیشه می‌خوان هر تغییر و نکته‌ای که توش ایجاد می‌شه رو به مردهای اطرافشون ربط بدن. به نظرشون سیمین دانشور تحت تاثیر جلال آل احمد تونسته داستان بنویسه یا فروغ به خاطر ابراهیم گلستان دید هنری پیدا کرده ولی اگه واقعا بهش دقت کنید، ببخشید ولی آل احمد تو خوابش هم نمی‌تونسته مثل سیمین بنویسه و ابراهیم گلستان خودش بیشتر از فروغ تاثیر گرفته تا فروغ از اون.

بعدش این که تاثیر نوآوری‌های نیما یوشیج رو فروغ و شاعرهای دیگه غیر قابل انکاره و از نظر بیشتر مردم شعر فارسی کلا به قبل از نیما و بعد از نیما تقسیم می‌شه، ولی وقتی بریم آثار نیما رو بخونیم می‌بینیم که سبکی که توش شعر می‌نوشت باز هم خیلی با شاعری مثل فروغ فرق داشت. به طور خلاصه بگم، نیما تو شعرهاش برای قافیه و بند هنوز قواعد سفت و سختی داشت و برای جبران وزن عروضی مرتب از زبان کهن‌گرایانه و آرکائیسم استفاده می‌کرد، که اخوان ثالث بعدا راهش رو تو این موارد ادامه داد. ولی تو شعر کسی مثل فروغ اینا دیده نمی‌شه. فروغ وزن شعر رو از لخاظ عرضی گسترش داد و اولین کسی بود که تو شعرش، زیاد از زبان بلاغی استفاده نمی‌کرد و بدون دلیل جای کلمه‌ها رو عوض نمی‌کرد. اولین کسی بود که نشون داد ما می‌تونیم همونطوری که حرف می‌زنیم، شعر بگیم. و موضوع‌هایی که تو شعر فروغ می‌بینیم و دید متفاوتی که داره، باعث شده خیلی از تحلیل‌گرها بگن مدرن‌ترین شاعر، حتی تا همین الان، فروغه.

ببخشید یکم عصبی شدم

معلومه که تجربیات شخصی هر کس و آثار بقیهٔ هنرمندها می‌تونه توی آثار خودش تاثیر بذاره ولی اصلا نمی‌شه گفت صرفا به خاطر اون تاثیرها بوده که این آدم پیشرفت کرده و این چیزیه که فقط وقتی دارن کارهای یه زن رو تحلیل می‌کنن می‌گن. اگه بخوایم دقیق‌تر شیم، اول این که ابراهیم گلستان خیلی بیشتر به خاطر فروف سود کرد تا فروغ به خاطر ابراهیم گلستان. شاید تجربیات و احساساتی که اون دوران تو فروغ ایجاد شد باعث شد که دیدش اینطوری عمیق‌تر بشه ولی حالم به هم می‌خوره وقتی مردم می‌گن «گلستان به فروغ یاد داد-». ابراهیم گلستان اگه بلد بود چرا به خودش یاد نداد؟؟؟؟

حالا اینجا یه مشکل دیگه که من دارم اینه که همیشه از زبون بقیه، حتی از تحلیل‌گرهای معروف، می‌شنوم که می‌گن این تحولی که تو معنای شعر فروغ ایجاد شد به خاطر شروع رابطه‌ش با ابراهیم گلستان بود و از اون ور تحول زبانیش هم اول به خاطر شعرهای نیما و بعد شاعرهای دیگه مثلا اخوان ثالث بود؛ که اگه یکم فقط راجع به زندگی و کارهای فروغ بخونیم راحت متوجه می‌شیم که این مهارت خود فروغه که بیشتر شده و مثل خیلی از شاعرهای دیگه پیشرفت کرده.

وقتی دوتا دفتر بعدیش یعنی «تولدی دیگر» و «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» منتشر شدن، همه فهمیدن که فروغ یه تحول کامل تجربه کرده و شعرهاش خیلی متفاوت با شعرهای قبلی خودش و هرکس دیگه‌ای بودن. چینش وزن و قالب و قافیه‌ها کاملا مدرن بود و تو قالب‌های نیمایی نوشته شده بود. موضوع‌هاش خیلی کلیت داشتن و دیگه شخصی نبودن. فروغ تو اون دفترها یه جهان‌بینی عمیق داشت و راجع به کل دنیا صحبت می‌کرد. شعرهای وهم‌آمیز و پیامبرگونه می‌نوشت که یه‌جورهایی این شد امضای خودش. شعرهای این دفترها دیگه صرفا متاثر از تجربیات خود فروغ نبودن.

خب من برگشتم

بذارید برم شام بخورم ادامهٔ تحلیلم رو بکنم☝️

و کلا این سه تا دفتر تو قالب‌های نیمه‌سنتی مثل غزل و چهارپاره نوشته شده بودن و از لحاظ قالب کاملا نوآوری نداشتن. موضوع‌هاشون هم همونطور که گفتم موضوع‌های کاملا مدرن و متفاوت نبودن ولی همه‌شون از یه نگاه مدرن و تازه نوشته شده بودن. هیچ‌ زنی تا اون موقع اینطوری در مورد عشق و احساسات و رابطه و مرگ و بدنش صحبت نکرده بود و این خودش یه نوآوری خیلی بزرگه که مردم اکثرا بهش توجه نمی‌کنن چون براشون اونقدر اهمیت نداره. درسته که تو موضوع‌هاش شاید به اندازهٔ دفترهای بعدیش تجدد نداشت ولی این که یه زن شعرهای رمانتیک و شخصی به این صورت بنویسه اهمیت و تازگیش به نظرم کمتر از نوآوری‌هایی که تو دفترهای بعدیش تو وزن و قالب شعری انجام داد نیست.

ببینید سه تا دفتر اسیر و دیوار و عصیان رو فروغ تو سن کم نوشته و اول این که تا قبل از اون اصلا شاعر زن مطرح خیلی کم بود برا همین مردم بیشترشون اولین بار این شعرها رو با ذهن متعصب خوندن و موقع انتشار واکنش خیلی خوبی دریافت نکردن. این سه‌تا دفتر محوریتشون موضوع‌های شخصی و انسانی مثلا عشق (هم به صورت صرفا رمانتیک و هم اروتیک‌تر)، مرگ، زندگی، مردم و تجربه‌های شخصی خود فروغ بود. طوری که می‌شه مخاطب بعضی‌هاشون رو حدس زد.

چون زن بود و ازش انتظار نداشتن؟؟