uk
Feedback
غَرِیْبْ

غَرِیْبْ

Відкрити в Telegram

• (اینجا تَراوُشاتِ احساس من رو میخونید.) ◾️صفحه اینستاگرام،ایتا،روبیکا و تلگرام: @ahhyyat

Показати більше
Іран150 132Категорія не вказана
202
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-2130 днів
Архів дописів
همون روزای اول متوجه زخمات شدم ؛ منتظرم کنارم بهبود پیدا کنی . و بهبودی تو یه جورایی به معنایی جدایی ماست . مگر تو اصیل و شریف باشی...
- آهی

گفتند که در تنور بودی

ببخشید، شما هم وقتی آدما متوجه زیبایی شعر نمی‌شن از دستشون ناراحت می‌شید؟ در حالی‌که بابت ناراحتیتون عذاب‌وجدان هم دارید؟

اشک می‌شوم یکریز با امیدِ دیده شدن کوهم و تماشایی‌ست آبشارِ گریهٔ من... - غلامرضا طریقی

غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد - حافظ

کاش یه توت بیاد نجاتم بده.

هنوز در عجب از طاقتِ دلم که چطور ملالِ این همه تکرار را تحمل کرد... - فاضل نظری

به هر فصلی غمی هر صفحه‌ای انبوهِ اندوهی وطن جان! خسته‌ام پایانِ خوبِ داستانت کو؟ - حسین جنتی

از آینۀ اتاق تو بیزارم او دارد و من ندارمت در آغوش - رضا احسانپور

من یک شب از تو دور شدم، سوختم ز غم خورشید از فراق تو هر شب چه می‌کند؟ - بیدل دهلوی

چه واژه نازیه این باهم، باهم درستش میکنیم، باهم میریم، باهم میگیریم، باهم بمیریم اصلا....

قنوت گریه میانِ نماز تنهایی... اذان عشق به وقت غروب دلتنگی💔 - دانیال دانایی

آدم گرون بهت صداقت و خیال راحت میده، حرف و عملش یکیه، با عرضه و امنه، تکلیفش روشنه.

به خاک راهش از نقشِ قدم افتاده‌تر بودم چنان برداشت از خاکم که بوسیدم رکابش را - حزین لاهیجی

باگ دنیا؟! گاهی بخاطر گند های نفر قبلی، عشق نفر بعدی هم نادیده گرفته می‌شه.

ز دانه‌های سرشکم همیشه در غمِ هجر نشسته مردمِ چشمم به سبحه‌گردانی - ملا‌محمد شفیع

حالا دلم میخواد شک‌ درونم نباشه بی اعتمادی استرس اضطراب و... اما نشدنیه . من بلد نیستم درمانشون کنم و دارن اذیتم میکنن.
- آهی

یادم میاد صبحی رو که از شبش هیچ‌چیزی تو‌ذهنم نیست ، بدترین شب بدترین خاطره روز بعدش آگاهی به سراغم اومده بود بعد ها سعی کردم و موفق شدم که به خودم توجه بیشتری داشته باشم بیشتر عشق به خودم بدم ، اما به یاد نیاوردن واسه آدمی که همه چیز رو به خاطر میسپره دقیق و مرتب سخت ترین عذاب‌ه
- آهی

گاهی باهات آدما یه کاری میکنن که دیگه نمیتونی کسی رو بشناسی شروعش از جایی که دقیقا متوجه میشی که خودت رو هم نمیشناسی .
- آهی

.