Siuki
Відкрити в Telegram
428
Підписники
Немає даних24 години
-57 днів
-530 день
Архів дописів
428
در آخرین دیدارمان تنها یک میفهممت کافی بود !
یک آغوش کافی بود
تا بمانم ، بمانی ، بمانیم
من همواره تورا ساده میخواستم
اما تو مدام همه چیز را پیچیده کردی
مدت ها قبل رفته بودی
و من را با سایه ای از خودت کلافه کردی
سایه ها شاید در کنارت قدم بزنند
اما دستت را که نمیتوانند بگیرند
نور که رود آن ها هم میروند
در شب ها در مشکلات
جا میزدی در پستی ها
و اختلافات را مسخره خواندی
آن موقع توان آخر من بود
نهایت من بود
یک بوسه
یک حق داری
حتی یک سکوت
و تنها شنیدن برایم کافی بود
هرچه میگویی بگو
اما بدان در آخرین نگاهمان
خواستن تو کافی بود .. .
