اُتاقِفکروخیآل↻
Відкрити в Telegram
بگیر، پُلیورِ سبز ام برایِ تو.
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
519
Підписники
-124 години
-57 днів
-3930 днів
Архів дописів
پاییز عزیزم،
من برای اومدنت خیلی صبر کردم.
لطفاً پر از روزهای بارونی و
اتفاقهای خوب باش.
Repost from N/a
اگر خواستی چیزی را پنهان کنی،
لای یک کتاب بگذار.
این ملت کتاب نمیخوانند.
Repost from ничего
زخمِ زردِ زمان، زیر زبانِ زادن میلولد؛ زهر، زودتر از زبان میرسد و زخم، زودتر از زادهشدن. زلفها، زوزهی پیچیدهی شباند بر گردنِ گردابی که خویش را میبلعد؛ گیسو، گرهخورده به گورِ گناهی که صاحبش را به یاد نمیآورد. نطفهای نرم و نامرئی، زیر ناخنِ نوازش جا خوش کرده؛ هر لمس، اندکی خون به رگهای خاموشش میدواند. دهان باز میشود؛ نه سخنی، که چیزی بینام فرو میریزد؛ بیشکل، بیصدا، با بویی آشنا از جایی که نباید به خاطر آورد. لبها، لاغر و لرزان، لای لایههای لزجِ لذت له میشوند؛ لذتی دیررس، با مزهی آهنِ مانده بر زبان. زبان، لالِ لجوج، میان دندانها میلولد و حرفِ حرام را چنان زیر دندان میفشارد که طعمِ خون میگیرد. شیشه ترک برداشته؛ مایع بالا آمده؛ بوی تندِ چیزی که هنوز رخ نداده، در هوای راکد مانده و تار مویی، بیدست و بیباد، آرام بر لب میچسبد.
اگر زنده ماندم و یک روزی باهم
در یک خانه چای خوردیم، برایت تعریف میکنم
که این روزها چقدر سخت و دیر و دور گذشت.
ما میگیم مراقب حرف زدنتون باشید، حرفی که زده شد رو دیگه نمیشه پس گرفت.
اما سورنا میگه : گلوله ای که میشه شلیک، هرگز به اسلحه بر نمیگرده.
Repost from N/a
یادداشت گذاشتن کلا کار قشنگیه.
مثلا وقتی میری سفر یادداشت بذار.
وقتی از خونه میری بیرون یادداشت بذار.
یادداشت هایی که همراه بسته های ارسالی هستن.
یادداشت های آخر سال تحصیلی تو دفتر خاطرات.
یادداشت های یهویی تو دفتر یا گوشه های کتاب.
یادداشت روی اولین کاغذِ کتابی که هدیه میگیری.
یادداشت هایی که جایی قایم میکنی و بعد ها پیدا میشن...
کلا یادداشت، باعث میشه آدم به یاد داشته باشه...
خلأ
