Charlie Brown 🤎
Відкрити в Telegram
.. وصالی در جستجوی وصالش 🌱 ... من ، یک دوربین و یک قلم برای کشف جهان درون و بیرونم ⛵️ .... این جا من بلند بلند فکر می کنم و یک دفتر خاطرات می نویسم برای امروزیان و فردایان 🛵 ..... پروا نکن از حرف زدن : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7409041430
Показати більше229
Підписники
Немає даних24 години
+67 днів
+1330 днів
Архів дописів
نگاه به کتابخونه م می کنم که یک کتاب برای امروز ببرم یاد حرف درسا می افتم :
اصولا کتاب هایی دوست دارم داشته باشم رو ندارم .
موهات
شبِ بیقرارِ من است؛
هر پیچش
راهیست که به تو میرسد.
دلم میخواهد
میانِ این همه پیچوخم
گم شوم؛
جایی که دستهای تو
آخرین نشانیِ خانهاند...
ببین بعضی ها رو می بینی مشکل دارن درون خودشون و درکشون می کنی ...
ولی بعضی خوددرگیری ها منفوره
انگار که فکر می کنی این مشکل روح و روانش نیست
ذاتش خرابه ذاتششش
تو حال خوبیش هم خیری نمی رسونه !!
چیزی هست که میشکند؛
در تو،
در من،
در ما!
آیا تو نیز میشنوی؟
آیا تو نیز میشکنی؟
| بیژن الهی |
Khoneh
Shahrokh
چیزی هست که میشکند؛
در تو،
در من،
در ما!
آیا تو نیز میشنوی؟
آیا تو نیز میشکنی؟
| بیژن الهی |
مامان و بابا همیشه فکر می کردن من اگر کلاسی رو ادامه می دم فقط بخاطر این که چهار تا تشویق آبدار معلمه یا استاده می ندازه زیر بغلم و من خوشم میاد
ولی امروز مامانم پرسید :
شعرت خوندی چطور بود ؟
گفتم : استادم گفت خوب نبود
اما نه به این منظور که خوب نمی شه ...
هیچی دیگه هنوز تو تعجبن !
دوست دارم گهگاه گم شوم
مثل پرندههای پاییز
میخواهم میهنی تازه بیابم
غیر قابل دسترس
و خدایی
که مرا تعقیب نکند
و سرزمینی که دشمنم نباشد !
میخواهم از پوستم بیرون بزنم
از صدایم
و از زبانم
و مثل عطر مزرعهها
سیال شوم !
نزار قبانی
آدمی ام که وقتی با یک جمله دلسرد بشم
دیگه با یک کتاب توضیح هم به اون حس قبل بر نمی گردم .
