Panda world 🐼
Відкрити в Telegram
به دنیای پاندا خوش اومدی✨ برات از نقاشی ها و داستان هام گذاشتم، دوست داشتی نظرت رو بگو، چه تو کامنتا چه ناشناسم. ناشناسم: http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-u0lx29zcHIrD
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
226
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+230 днів
Архів дописів
این رو نگفتم به رمان ها توهین کنم یا توصیه کنم به کسی، صرفا راجع به خودم حرف زدم
چون توی داستان های خودم حواسم هست تأثیر مثبت و نکته آموزنده حتما داشته باشم وگرنه ارزش نوشتن نداره در نظرم
یعنی کم پیش میاد رمان بخونم، بیشتر داستان تاریخی و شعر و حکایت میخونم ترجمه میکنم تحلیل میکنم وقت واسه رمان ندارم
Repost from 🎋Rosalyn Channel🎋
اینو اینجا جواب میدم فعلا چون یکی از نکته هایی بود که دربارش نوشته بودم :
مهم ترین چیزی که توی رنگ امیزی ، کشیدن بک گراند و درک رنگها خیلی خیلی کمکتون میکنه اینه که توی نقاشی دیجیتال وقتی یه ارت جدید میخواید شروع کنید به هیچ وجه بک گراند طرحتونو سفید نذارید :
اگر نقاشیتون قرار نیست بک گراند داشته باشه میتونید از رنگ های: طوسی روشن ، خاکی یا رنگ های چرک استفاده کنید ( رنگهای جیغ و خالص استفاده نکنید چون باعث اذیت شدن چشمهاتون و انتخاب رنگ اشتباه میشن . سفید و مشکی خالص هم جزوشونن ..... مگر اینکه بک گراندی که میخواید بکشید اون رنگی باشه یا سبکتون رنگای خالص بطلبه )
اگر قراره بک گراند منظره یا محیط خاصی باشه : اول نور و رنگ محیط رو درنظر بگیرید و بر اساس اون رنگی که بیشترین همخونی ، یا استفاده رو داره انتخاب کنید. بدون دقت به جزئیات ( بازهم بجز استثنا های قبلی ، به هیچ وجه رنگای خالص استفاده نکنید ) ... این کار بهتون کمک میکنه محیط و نور رو بهتر درک کنید و تو انتخاب رنگ بهتر عمل میکنید
و اینکه بررسی نقاشیای قدیمیتون و فکر کردن به اینکه چجوری میتونستید بهترش کنید هم بهتون کمک میکنه
سخت نگیرید در کل و فقط ادامه بدید و سعی کنید محیط ، نور ، حجم و بافت رو درنظر بگیرید همیشه
و اینکه موثر ترین چیز تو پیشرفت کردن ایناعه : زمان ، تمرین و استادی ، تسلیم نشدن
و اینکه همیشه همیشه همیشه از کل به جز برید و وسواس نداشته باشید
اولش بهم ریخته فقط در حدی که جا و رنگ هرچیزی مشخص بشه رنگ یا اسکچ بزنید اینطوری هم خودتون یه درک کلی از محیط و نقاشیتون پیدا میکنید و همم سرعتتون بیشتر میشه. بعدا موقع جزئیات دادن بهشون میتونید ایراداشونو درست کنید.
از اشتباه کردن هم نترسید
اگه بازم چیزی به فکرم رسید میگم 🫱🏻🫲🏻
Repost from N/a
اقا سوال...
بکگراند رو چطوری خوب در میارید؟😭😂
و پر جزئیات....
سوالمو خوب نپرسیدم احتمالا ولی در کل لطفا برای کشیدن بکگراند راهنمایی بدید....💖
شاید توجه به آدمهای واقعی و شخصیتهای داستانی و خصوصیاتشون کمکت کنه.
همچنین طراحی گذشتهی کاراکتر تاثیر مهمی روی شخصیت زمان حالش میذاره.
اول باید ببینی خصوصیات خاص از نظرت چیه؟
همینجوری یه توضیحی جدا از داستان بدی؟ اره شیطونه مهربونه؟
نه من این و شخصیت پردازی نمیدونم
شخصیت پردازی یعنی اینکه در حین داستان نشونش بدی
مثلا نمیتونی بیای بگی« خب اره این شخصیتم خیلی شخصیت خوبیه و پشت همه بهش گرمه و حامی باقی»
باید توی یه صحنه نشون بدی که چرا همچین حرفی و راجع بهش میزنی مثلا
« راجع به پیتر بخوام بگم، وقتی یکی از اطرافیانش به مشکل میخوره، قبل از اینکه حتی ازش کمک بخوان خودش جلو میاد. همیشه حواسش به بقیه هست و وقتی لازم باشه بدون منت پشتشون میایسته، حتی اگه خودش هم شرایط خوبی نداشته باشه. »
اهم اهم
اول از همه، نترس و بی پروا باش.
غیرمنطقی ترین اخلاقیات رو بساز، نترس از اینکه" وای چرا اینقدر غیرمنطقی شد" چون ما آدمی که کل شخصیتش منطقی باشه رو نداریم
گاهی اوقات بذار شخصیت هات اشتباهات فجیع انجام بدن
حسادت، خشم، نفرت و غم رو بهشون اضافه کن
و اگر آدم خوبی هستن بازم اضافه کن و برای نشون دادن اینکه بد نیست، بابتش بهشون عذاب وجدان بده
احساسات و خلق و خوی منفی برای واقعی کردن یه شخصیت الزامیه، چون توی زمانهای زندگی میکنیم کهههه آدم خوب به شدت کمیاب و و حتی نایاب هست و همه یه لکه سیاه پنهان دارن گه گاهی هم نشونش میدن به هر روشی
به شخصیت ها نقطه قوت و ضعف های متفاوت بده، به هر کدوم رنگ و غذای مورد علاقه و نیت متفاوت و هدف بده
حتی میتونی شخص بی هدف بسازی که به مرور هدفمند میشه
یا حتی شخصیت پوچی که زندگیش پر بدبختیه و و یهویی میوفته میمیره بسازی( مریضم؟ اا شاید)
بچه ها به رزالین تو این نکته کمک کنید که یه لیست بلند بالا در طراحی قراره بهتون کمک کنه🎀
Repost from 🎋Rosalyn Channel🎋
خب برای این ....
در حال حاضر فکر میکنم بشه گفت یکی از بزرگترین مشکلاتم شخصیت پردازیه ؟؟
هروقت میام مشخصات و بیوگرافی شخصیاتمو بنویسم و مشخص کنم حس میکنم همشون شبیه هم میشن..... و اینکه هیچ کدوم خصوصیات خاص و مخصوص خودشونو ندارن که بتونه اونارو خاص کنه
برای این اگه بتونید کمکم کنید خیلی خوب میشه 🫱🏻🫲🏻
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم 🗿
یه چیز دیگه هم راجع به افعال تکراری هست، اینه که اگر یک کمی ساختار جمله رو عوص کنی یا بتونی با خوندن کار های دیگه دایره لغات و تجربه ذهنتو بالاتر ببری افعال تکراری کمتری استفاده میکنی
که توی نوشته اولیه سخته رعایت همش با هم و ویرایش خیلی مهمه!
بلافاصله هم ویرایش نکنید همیشه، وقتی بگذره به عنوان خواننده برگردی ایرادات رو بهتر میبینی
*
توی اول شخص نوشتن خیلی نکات راز باقی میمونن و احساس میکنم کنجکاوی رو بر می انگیزه و میتونه نکته مثبت خوبی باشه
Repost from ꒷꒦✶☾𝓝𝖊𝕔ʀ𝔬𝓥𝐢𝖆☽✶꒦꒷
تازه چند بار خوندن نوشتهت باعث میشه هر دفعه ویرایش کنی و هر دفعه بهتر از نسخه اولیه بشه برای همین خیلی مهمه
Repost from ꒷꒦✶☾𝓝𝖊𝕔ʀ𝔬𝓥𝐢𝖆☽✶꒦꒷
به عنوان کسی که تو دوران دبستان داستان نوشت
و کسی که شیش ساله پیدر پی داره نویسندگی میکنه
باید بگم که:
•از نظر من وقتی متن داستانی کتبی باشه داستان سنگینی و سبک استایل بهتری میگیره مثلا اینطوری که یه سری از افراد که دنبال داستانهای خوب باشن اول به استایل نوشتن طرف نگاه میکنن مثلا اگه نویسنده موقع نوشتن برای دیالوگ کاراکترا از + / – و دیالوگ خالی و بدون توصیف حالات کاراکتر استفاده کنه خیلیها کلا رد میکنن میرن و نمیخونن از طرفی به نظر خودم اگه مدل نوشتار کتبی باشه و عامیانه نباشه لول و سطح قلم نویسنده بالاتره ( بازم میگم از دید خودم)
بعد اینکه علائم نگارشی و توصیف کردن خیلی چیز مهمیه تو داستان چون خواننده نیاز داره با نوشتههای نویسنده فضا / مکان / شخصیت / حالت چهره شخصیت موقع صحبت رو تصور کنه و از طرف دیگه بفهمه تو ذهن کاراکتر چی میگذره البته اینجا یه چیزی به وجود میاد اگه نویسنده بخواد سوم شخص بنویسه، میتونه راحت به عنوان راوی داستان خودش، تمام ذهن و افکار کاراکترهای مختلف داستانش رو روایت کنه. اینکه هر کاراکتر به چه چیزی فکر میکنه. توی سوم شخص نوشتن خواننده حکم ناظری رو داره که به تمام فضای داخل داستان دسترسی داره برای همین خیلی راحت میتونه با دنیای داخل داستان ارتباط برقرار کنه ولی از طرف دیگه اول شخص نوشتن هم سبک خاص خودش رو داره برای نویسندههایی که روی شخصیت اصلی تمرکز دارن میتونن با اول شخص نوشتن تمام ذهنیت و رفتار کاراکتر اصلی رو توضیح بدن و از طرف دیگه ما بقیه کاراکترها رو از دید شخصیت اصلی میشناسیم نه از دید خودشون و اینجاست که میشه خیلی کارها باهاش انجام داد چون از دید شخصیت اصلی ممکنه هر شخصیت شبیه خود واقعیش نباشه و دست نویسنده باز تره و صرفا شخصیت اصلی تمام داستان و فضاشو توصیف میکنه ( این کمی راحتتره ) ولی بازم نیاز به توصیف قوی داره مثلا وقتی ما دیالوگ کاراکتر رو میخونیم، نیاز داریم بدونیم چه چهرهای به خودش گرفته ناراحته؟ خوشحاله؟ عصبانیه؟ این خیلی کمک میکنه که بهتر بفهمیم و تازه میتونیم با توصیفات مختلف نشون بدیم که یه کاراکتر چه عادتی داره مثلا اگه کلافه میشه دست میکنه تو موهاش یا مثلا از روی عادت عصبی نوک کفشش رو میکوبه رو زمین. اینا خیلی داستان رو واقعبینانه تر و خوندن و تصورش رو راحتتر میکنهدیگه اینکه.
استفاده کردن از افعال تکراری پشت سر هم باعث میشه خسته کننده بشه مثلا تو یه پاراگراف همش بنویسی بود بود بود یا شد شد شد این فقط خواننده رو خسته میکنه و یهو خودش تو ذهنش افعال رو حذف میکنه از اونجایی که تو نویسندگی باید یه جوری نوشت که خواننده هم راحت بخونه ( البته داستانهای پیچیده و معمایی معمولا نوشتهها و دیالوگ کاراکترهاشون هم پیچیدهست تا خواننده بیشتر و بیشتر ذهنش درگیر شه ولی در کل میشه تو نوشتن از حذف فعلها استفاده کرد تا گفتار و خوانش نوشته برای خواننده راحت شه
