إجتناب
Відкрити в Telegram
208
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
-130 днів
Архів дописів
وقتی میبینم به چه آدمایی عشق ورزیدم و از خودم مایه گذاشتم براشون دلم میخواد وجودمو تو اسید حل کنم.
دلتنگی؟ یعنی یکی جلوت باشه،نگاهش کنی،گاهی بودنش رو لمس کنی،هی ببینیش و ببینیش اما اون تورو نخواد، درواقع دیگه تورو نخواد،این با دلتنگی مردنه.
آدما واقعا بامزن هیچی از مشغله های تو درگیری ها و فشار های روت نمیدونن درواقع تو صحبتی نمیکنی و همیشه بهترین و احمق ترین ورژن رو از خودت نشون میدی که یه وقت حالشون رو بد نکنی و بدفاز نباشی و برعکس بخندونیشون و سعی کنی حالشون رو خوب کنی با وجود تموم دردایی که پشت خنده هات گم شده،بعد همین آدم ها که تعدادشون کم هم نیست دلقک و احمق فرضت میکنن و همیشه هم معتقدند اونی که نیاز به درک شدن بیشتر داره و حالش بده اونه چون تو همیشه خفه بودی و هیچ وقت از افکار مشوشت و آشفتگی هات صحبت نکردی پس قطعا خوبی و هیچی حالیت نیست.
