تو کتابا نوشته تنبلی کار زشته
Відкрити в Telegram
Nosrat+Khoshdel fandom🔥 Electric city زن، زندگی، آزادی. بذار زنده باشم، بذار! @nosratisthatyou
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
211
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
🎙 پادکست رادیو مرز
قسمت هشتاد و شش: دوام آوردن
روایت دوام آوردن و ادامه دادن در روزهای بعد از فاجعه.
__________________
موسیقی تیتراژ: گروه کلی
موسیقی متن: Tales from Southern Mexico - Jimena Contreras
__________________
@radiomarz
کارنو یک سیلی محکم بود که بهم نشون داد چقدر قراره دلم برای دوره یک تنگ شه.
خیلی دلم میخواد بدونم اون آقای افسانهای که آخر کارنو پارسال اومد هرچی رو میزمون مونده بود رو خرید کی بود و الان کجاست
دخترم سنت شان بود زنده به گورت کنند تو کشته شدى ملتى زنده به گور مى شود. ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که پول مرگ تو را گرفته شام حلال مى خورد. تو فقط ایستاده بودى و خوشدلانه نگاه مى کردى که به خانهات بر گردى اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهى دید دخترم و خیل خیال هاى خوش آینده بر در و دیوارش پرپر مى زنند. تو مثل مرغ حلالى به دام افتادى مرغى حیران که مضطربانه چهره ى صیادش را جستجو مى کند تو به دام افتادى همچون خوشهى انگورى که لگدکوب شد و بدل به شراب حرام مىشود. کیانند اینان پنهان بر پنجرهها، بامها کیانند اینان در تاریکى که با صداى پرنده ى خانگى پارس مى کنند. کشتندت دخترم کشتندت تا یک تن کم شود اما تو چگونه این همه تکثیر مى شوى. آه نداى عزیز من گل سرخى که بر گلوى تو روئیده بود باز شد گسترده شد و نقشه ى ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید و اینانى که ندا داده اند بلبلانند میلیون ها تن که گرد گلى نشسته و نام تو را مى خوانند. یعنى ممکن است صداشان را که براى تو آواز مى خوانند نشنوى یعنى پنجره ات را بستند که صداى پیروزى خود را هم نشنوى ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که صید حلال مى خورد_شمس لنگرودی
