uk
Feedback
تو کتابا نوشته تنبلی کار زشته

تو کتابا نوشته تنبلی کار زشته

Відкрити в Telegram

Nosrat+Khoshdel fandom🔥 Electric city زن، زندگی، آزادی. بذار زنده باشم، بذار! @nosratisthatyou

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
211
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
من❤️ملیکا محسنی‌راد
+4
من❤️ملیکا محسنی‌راد

02. Bahram, Peymandegar - HEECH.mp38.48 MB

🎙 پادکست رادیو مرز قسمت هشتاد و شش: دوام آوردن روایت دوام آوردن و ادامه دادن در روزهای بعد از فاجعه. __________________ موسیقی تیتراژ: گروه کلی موسیقی متن: Tales from Southern Mexico - Jimena Contreras __________________ @radiomarz

آی اَم دویینگ دِ بِست آی کَن
+1
آی اَم دویینگ دِ بِست آی کَن

Fereidoon-Foroughi-Yare-Dabestanie-Man-128.mp33.39 MB

Repost from N/a
-

دوتا رها توی این عکس پیدا کنید

۲۹ بهمن ۱۴٠۴/کارنو
+1
۲۹ بهمن ۱۴٠۴/کارنو

واقعا فراموش نشدنی

فلافل تاریخی‌ای رو امروز خوردم

کارنو یک سیلی محکم بود که بهم نشون داد چقدر قراره دلم برای دوره یک تنگ شه.

sticker.webp0.11 KB

پطروسِ زمانه

خیلی دلم می‌خواد بدونم اون آقای افسانه‌ای که آخر کارنو پارسال اومد هرچی رو میزمون مونده بود رو خرید کی بود و الان کجاست

دخترم سنت شان بود زنده به گورت کنند تو کشته شدى ملتى زنده به گور مى شود. ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که پول مرگ تو را گرفته شام حلال مى خورد. تو فقط ایستاده بودى و خوش‌دلانه نگاه مى کردى که به خانه‌ات بر گردى اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهى دید دخترم و خیل خیال هاى خوش آینده بر در و دیوارش پرپر مى زنند. تو مثل مرغ حلالى به دام افتادى مرغى حیران که مضطربانه چهره ى صیادش را جستجو مى کند تو به دام افتادى همچون خوشه‌ى انگورى که لگدکوب شد و بدل به شراب حرام مى‌شود. کیانند اینان پنهان بر پنجره‌ها، بام‌ها کیانند اینان در تاریکى که با صداى پرنده ى خانگى پارس مى کنند. کشتندت دخترم کشتندت تا یک تن کم شود اما تو چگونه این همه تکثیر مى شوى. آه نداى عزیز من گل سرخى که بر گلوى تو روئیده بود باز شد گسترده شد و نقشه ى ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید و اینانى که ندا داده اند بلبلانند میلیون ها تن که گرد گلى نشسته و نام تو را مى خوانند. یعنى ممکن است صداشان را که براى تو آواز مى خوانند نشنوى یعنى پنجره ات را بستند که صداى پیروزى خود را هم نشنوى ببین که چه آرام سر بر بالش مى گذارد او که صید حلال مى خورد
_شمس لنگرودی

هر صفحه‌اش یادآور تنفرم از مرد ایرانیه.