تو کتابا نوشته تنبلی کار زشته
Відкрити в Telegram
Nosrat+Khoshdel fandom🔥 Electric city زن، زندگی، آزادی. بذار زنده باشم، بذار! @nosratisthatyou
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
211
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+130 днів
Архів дописів
سگ تو گرما مگه آدم چندبار تو هفته میتونه بره حموم قبل از اینکه آبزی شه
Repost from N/a
اگه براتون سواله چیکار دارم میکنم یا اگه پیامتونو سین نزدم میتونید بدونید دارم گریه میکتم
Repost from بعد میریم پپرونی.
خانوم دارابی once said:
میدونی چرا تعداد زنهای دانشمند کمه؟ برای اینکه زدن تو سرشون، بهخاطر اینکه شوهراشون تو خونهشون حبسشون کردن.
یه آقای پیر کوری هم که به زنش میدون داد، دیدی که زنه ازش زد جلو.
هیچوقت این سال تحصیلی عنی و همه چیزایی که از دست دادمو فراموش نمیکنم🙏🏻 تنکیو پرزیدنت ترامپ
(البته شنبهٔ بعدش که رفتیم مدرسه از خجالتمون دراومدن و یه جوری بمب زدن که خدافظیامونو رو حساب اینکه دیدار بعدیمون قبرستونه کردیم❤️)
یه جورایی آخرین روز نرمال نهم، اون چهارشنبهای بود که برای افطاری موندیم مدرسه و آرایش کردیم و بالن هوا کردیم(سعیمونو کردیم) و ماهی اکلیلی درست کردیم و همه وسط حلقه نشستیم و درمورد کسی که میخوایم باشیم حرف زدیم و حلقه زدیم و برای اینکه فدایی برامون آهنگ بذاره حرص خوردیم و حنجره پاره کردیم، به ماه نگاه کردیم، به اینکه الان یه بمب میخوره وسط سفره افطار خندیدیم(چون کی فکرشو میکرد؟) و مرغی که پناهی برامون پخته بود رو خوردیم و بدون اینکه از همدیگه یا مدرسه خدافظی کنیم، برای همیشه از دوره یک خارج شدیم.
پ.ن: پلومرغی که پناهی بهمون داد واقعا بدمزه بود، ولی چون همه باهم تو حیاط نشسته بودیم بدون اینکه بدونیم آخرین بارمونه، الان که بهش فکر میکنم هیچ پلومرغی تو زندگیم اونقدر بهم نچسبیده.
