•آسـیمه•
Відкрити в Telegram
آســیمه: پریشان پریشانیهای پیرِ پرنیاناندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بیمحتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
196
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
-330 днів
Архів дописів
197
نه جنگ بود، بود نه احتمال جنگ بود، نه فکر جنگ بود، نه اینهمه شکاف فکری و نفرت اجتماعی بود،
برای آیندهمون برنامه میریختیم
دغدغههامون زندگی بود واقعا
197
بچهها همین کتاب رو تو بله گذاشته بودم برای قرعهکشی
شما هم تو کامنت همین پست شرکت کنید اگر مایل هستید
197
کتاب جالبیه برای این موقعها حقیقتا
توصیه میکنم بهتون:
چگونه در خیمهٔ اباعبدالله در کنار یارانش باشیم؟
197
دایره انقلاب مربعی است که هر سه ضلع آن مانند دو خطی که بر یک محور واقع شده اند نقطه انقلاب را تشکیل می دهد
197
- همه رو از دایره انقلاب بیرون کردید
- انقدر دایره رو کوچیک کردید که دیگه کسی تو دایره نمونده
- شما بیشتر میفهمید یا مداحا؟
- شما بیشتر میفهمید یا وحید یامین پور؟
شما بیشتر میفهمید یا امید شاکری؟
خوارج هستید
رهبر اجازه داده پس موافقه
سردار دکتر قالیباف بوی حاج قاسم میده
شما جاسوسان موسادید
شما بیشتر میفهمی یا پزشکیان که جراح قلبه و بعد مرگ همسرش ازدواج نکرده؟
197
دوستان میگن مطالب سیاسی بله رو اینجا هم بذار
تا الان اینجا بیشتر دیلی بود
اینجا هم مباحث سیاسی رو بذارم؟(لایک) یا جدا باشه(دیسلایک)؟
197
بچهها دوستم دوست نداره
همدانه
اگه از دخترای همدان کسی اینجا هست بیاد با دوست من دوست بشه🥺😂🙏🏻
197
در این گفتگو از محسن هاشمی میپرسن چی شد که تصور کردید تقلب شده؟
میگه اطلاعات ضدونقیضی از سران کشور در سطح آقای قالیباف به ما میرسید که در نتیجه بر اساس اونها عکسالعمل نشون میدادیم.
197
وای برادرم
کجایی ای سایهٔ سرم؟
هنوز میاد از قتلگاه صدای آه مادرم...
شام غریبان است، زینب پریشان است...
197
Repost from 1001
شب یازدهم؛
ما، یک روز صبح بیدار شدیم و دیدیم که یتیم شدیم. یتیمی، یکهو سراغمان آمد. تلویزیون را روشن کردیم و درست وسط خانهمان بود. توی پذیراییمان نشسته بود و زل زده بود به ما. نفسمان را گرفته بود و نمیذاشت تکان بخوریم. چه کردیم؟ از خانه زدیم بیرون. زدیم بیرون که نبینیمش. اما آن بیمروت همهجا بود. در کوچه بود، در خیابان بود. جمع شدیم دور هم تا زور ما، از زور یتیمی بیشتر شود. نه مداحی میخواستیم نه سخنرانی، نه کارناوالی، نه بنری، نه موکبی، نه استیجی، نه ایستگاه صلواتی و آب و نانی، اصلا ما روزه بودیم. توی خیابان راه میرفتیم و اشک میریختیم. به یکدیگر میرسیدیم و بیآنکه بشناسیم، هم را بغل میکردیم و زار زار گریه میکردیم. ما پدر از دست داده بودیم و این تنها وجه اشتراکمان بود. ما خواهر برادرهایی دور از هم بودیم که پس از سالها در خیابان به هم رسیده بودیم. یتیمی، ما را همخون کرده بود و ما خونخواه بودیم.
ماندیم. در خیابانها ماندیم چون یتیمی توی خانه منتظرمان بود و نمیخواستیم باهاش چشم در چشم شویم. در خیابان ماندیم چون فرمان بود. همچون فرمان حضرت رسول در احد. در خیابان ماندیم چون رهبری نداشتیم و ما خود رهبر خود بودیم. همانطور که اماممان مجتی گفت، "شما کشور را رهبری کردید".
شهید عزیزمان حاج قاسم، یک چند ماهی پیش از شهادتش در جمع فرماندهان سپاه، خطابهای دارد، از سپاه. دارد ویژگیهای این نهاد را برمیشمارد، یک جاییش میرسد به اینکه سپاه باید به سوی عمل مقدس برود، نه عمل بزرگ. این را این شبها در خیابان دیدم. من سر یک کوچه تاریک، زنی را دیدم که پرچم میچرخاند، بیآنکه مداحی باشد، استیجی باشد، دوربینی باشد. من مومن به عمل مقدس انسانهایی در روستاهای دورافتاده این خاک هستم که پرچم را بالا نگه داشته بودند، بیآنکه مهم باشند، نسبت به عمل بزرگ تجمعات مهمی، در میدانهای مهم، پیش روی دوربینهای مهم، جلوی استیجهای مهم، با نوای مداحهای مهم.
خلاصه اینکه وقتی مُردم، سند حضور خیابانیام را، چاپ کنید، بگذارید روی کفنم. امید دارم که آن را در پیشگاه حضرت حق، ارائه دهم و به دادم برسد. مفتخریم به اینکه تنگهمان را رها نکردیم، ولی خود را تنها نگذاشتیم و شام شهادتشان، غریبانه نبود. امید که در صحرای محشر، از آتش جهنم ما را برهاند.
شب شام غریبان؛ اگر نمِ اشکی را مادرمان قبول کرد، هدیه به مردمی که در خیابان ماندند، حرف شنیدند، تحقیر شنیدند، تمسخر شدند، خسته شدند، اما ماندند. هدیه به شما تندروها، همچون رهبر شهیدمان.
تصویر: @lahotpublic
197
https://t.me/assimeh_graphy/9021
اون موقع که اینو نوشتید من میخواستم کوت کنم یه بیتی بنویسم ولی چون بسته بودید نشد دوباره یادم افتاد اومدم همینجا بگم.
نمیدونم ترکی بلدید یا نه ولی میگم اگه نمیدونستید بگید معنی شو بگم
استاد کلامی میگه که
شیعه لر دردینه چاره قره پرچمن آلار...
الان که دیدم نوشتید تنهایی بود شام غریبان تون یادم افتاد. میگه که شیعه چاره درد شو از پرچم مشکی میگیره.
