uk
Feedback
•آسـیمه•

•آسـیمه•

Відкрити в Telegram

آســیمه: پریشان پریشانی‌های پیرِ پرنیان‌اندیش «آخوندی در روپوش سفید» گاهاً نغزِ پرمغز بعضاً پوچ بی‌محتوا به هر شکل لطفا مانع کسب نشوید. تلگرام روزمره و بله سیاسی👇🏻: https://ble.ir/assimeh ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=6e52f9336ef6

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
196
Підписники
Немає даних24 години
-37 днів
-330 днів
Архів дописів
Repost from یوژوآل
اون وقتی که حمله ایمیلی می‌کردن که سپاه رو تروریسی اعلام کنن، اون زمان که می‌ریختن جلو سفارتا فشار می‌آوردن که روابطتتون رو ب
اون وقتی که حمله ایمیلی می‌کردن که سپاه رو تروریسی اعلام کنن، اون زمان که می‌ریختن جلو سفارتا فشار می‌آوردن که روابطتتون رو با ج.ا قطع کنید، فکر نمی‌کردن یه روزی این‌جوری دامن‌گیر خودشون بشه، که حاضرن قطعه قطعه بشن ولی از ایران برن و نتونن. نوش جونتون. بیش باد.

روزهای آخر مونده به کنکور یه خرگوشی داشتم، واقعا حالمو بهتر کرده بود. براش غذا می‌برم می‌نشستم کنارش از حضورش لذت می‌بردم، همونم یه گربهٔ خیلی بزرگی اومد بخوردش، چنگ زد به صورتش که بعد من رسیدم فرار کرد، این بچه تا چندروز چیزی نخورد و آخرش مرد😭😭😭

با دوتا ماسک و شیلد رفته بودم سر جلسه🤡 خدایا چه خفتی بود اون دوران

نزدیک‌ترین رابطه‌م با هنر اونجا بود که رفتم برای تجربه فضای کنکور، کنکور هنر دادم.

آره بعید نیست منتظرش باشید دفعه اول کرونا شد دفعه دوم جنگ بعدی دیگه حتما قیامته😂

‌ ببینم میتونی یه حرکتی بزنی سر کنکور دکتری تخصصیت قیامت شه

واای خداروشکر گذشت این کنکورا واقعا فرساینده بود😭 دیگه آزمونوفوبیا گرفتم

کنکور پارسالمم تو دانشگاه ایران بود رفته بودم تهران، در حالی که دو شب قبلش نخوابیده بودم اون شب هم خوابم نمی‌برد🤦🏻‍♀️ و فرداش به شددددت خوابم میومد آزمون هم با سیستم بود.

نه واقعا هیچوقت نفهمیدم قضیه‌ش چی بود و چرا.

بله خانواده رو بیدار کردم رفتن دم در صحبت کردن با طرف و پلیس بود واقعا.

هنوز به اون لحظه که با یه نوری تو چشمم بیدار شدم و دیدم یکی چراغ‌قوه انداخته تو صورتم فکر می‌کنم وحشت می‌کنم. واقعا صحنه سورئالی بود😂

هنوز به اون لحظه که با یه نوری تو چشمم بیدار شدم دیدم یکی چراغ قوه انداخته تو صورتم فکر می‌کنم وحشت می‌کنم. واقعا صحنه سورئالی بود😂

و بله استرسم پنجاه برابر شد🙏🏻

آقاهه گفت ما پلیسیم به ما گفتن این خونه دزد اومده اومدیم ببینیم چه خبره

منم مغزم لود نشده بود هنوز😐 هنگ هم کرده بودم همونجوری خواب‌آلود گفتم آره شما؟

بلند شدم نگاه کردم به منبع نور، بعد یه آقایی پرسید خانم شما خونه این؟

من یک شب قبل از کنکور سراسریم خیییلی استرس داشتم، حقیقتا به سختی تونستم بخوابم، نصف شب با یه نوری تو صورتم بود از خواب بیدار شدم، دیدم یکی از پنجره اتاق چراغ‌قوه انداخته تو صورتم.

به مناسبت کنکور خاطره بی‌نظیرم از شب کنکور رو براتون یادآوری کنم

AnimatedSticker.tgs0.61 KB

بیاید اون‌ور که منبر میرم عضو بشید مجبور نباشم اینجا فوروارد کنم