اتاق شماره ۶
Відкрити в Telegram
Books are my best friends. 📚 اینستاگرام 👇 https://www.instagram.com/bookish.girl.mahsa?igsh=MmZsc3ptMHRmYmcz در صورت لزوم با من در ارتباط باشید: t.me/M_AA777
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
201
Підписники
Немає даних24 години
-27 днів
-230 днів
Архів дописів
201
امروز تولد ۶۲ سالگی دانا تارت بود.
کاش بدونه با روح و روان من چه کرده!
چجوری اینقدر با استعدادی تو زن؟!
201
«وقتی این همه تلاش میکنی یک نفر را فراموش کنی،خودِ این تلاش تبدیل به خاطره میشود.بعد باید فراموش کردن را فراموش کنی و خودِ این هم در خاطر میماند.»
-جز از کل,استیو تولتز
201
«این احتیاج نوشتن بود که برایم یکجور وظیفه اجباری شده بود، میخواستم این دیوی که مدتها درون مرا شکنجه میکرد بیرون بکشم، میخواستم دلپری خودم را روی کاغذ بیاورم.»
- بوف کور، صادق هدایت
201
وقتی جودی به ریچارد میگه: از بانی خوشم میاد ولی از اون دوست درازش متنفرم، همون عینکیه؛ زیر لب از خودم میپرسم: هنری؟
به خط های کتاب نگاه می کنم و میبینم ریچارد هم پرسیده: "هنری"؟
و لبخند میزنم. حس می کنم منم توی دستشویی عمومی خوابگاه کالجِ هَمپدِن، جلوی آینه ایستادم و نفر سوم جمعمم و وقتی جودی میگه از اون دوست دراز بانی بدم میاد، من و ریچارد همزمان نگاهمون رو از تصویر خودمون توی آینه میگیریم و به جودی خیره میشیم و میپرسیم: هنری؟
جودی میگه: "آره، همون."
و ادامه ی قصه.
201
If the world was ending, I wanna be next to you
If the party was over and our time on Earth was through
I wanna hold you just for a while and Die with a smile
If the world was ending, I wanna be next to you
201
«شاید همه چیز جور دیگری پیش میرفت
اگر کنار میز مانده بودی،
یا از من خواسته بودی با تو بیرون بیایم
تا ماه را تماشا کنیم.»
201
نمیدونم همونقدر که من دوستش دارم شما هم دوستش دارید یا نه.
اما برای من اونقدر جذاب بود که وادارم کرد بخونم و بفرستمش اینجا.
