لئون نیکولایویچ.
Відкрити в Telegram
غالب اوقات مغموم و متفکر بود بدون اینکه بداند چرا. @Leoniiik_bot
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
208
Підписники
Немає даних24 години
Немає даних7 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
«آخه چیکار کرده بودن اون بچهها؟ تو بگو...
فقط از مملکتشون دفاع کرده بودن...»
نمیدونم. حس میکنم تمام اتفاقهای ریز و درشت این یازده سال باهم جمع شدن و دارن الان بهم فشار میارن.
It’s strange how one little thing can open the door to all the heaviness you thought you had left behind.
Repost from چه مرگمان شده دختر جان؟
ای زندگیِ بیهیجان.
همهش سروکله زدن با آدمیزاد. نه خونآشامی، نه پریای، نه گرگینه، نه اِلف و تکشاخی. هیچی.
کافیه دو دقیقه بد بشینم، یه جوری همهجام درد میگیره انگار صد کیلو بار رو بلند کردم.
گریه کردن تو خواب خیلی حس طفلکیای داره. من هروقت با گریه بیدار میشم، انقدر دلم واسه خودم میسوزه یه دور دیگه هم میشینم گریه میکنم.
دلم میخواد ابله رو هم دوباره بخونم ولی حس میکنم مغزم توانایی دوباره رو در رو شدن با پرنس رو نداره.
