آنه با موهای قرمز 🍒
Відкрити в Telegram
In the dream of traveling around the world in eighty days 🪭 https://t.me/safeCht_bot?start=AnneShirley
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
347
Підписники
-324 години
+537 днів
+6430 день
Архів дописів
آنقدر به تو بستهام و از تو هستم که انگار اصلا در تن تو به دنیا آمدهام و در رگهای تو زندگی کردهام و از دستهای تو سرازیر شدهام و شکل گرفتهام و از صبح تا شب در دایرهای که مرکزش یادها و خاطرات توست دارم دور میزنم، دور میزنم و هیچچیز راحتم نمیکند. نه دریا، نه آفتاب، نه درختها، نه آدمها، نه فیلمها، نه لباسهایی که تازه خریدهام. نمیدانم چه کار کنم. بروم و سرم را به درختها بکوبم. داد بزنم. گریه کنم. نمیدانم. فقط میخواهمت. مثل این دریا که یک حالت فروکشندهی وحشتناک دارد میخواهمت. و این همه خواستن قابل تحمل نیست. مثل سیل از قلبم پایین میریزد و تنم را خرد میکند. میخواهم بیدار شوم و ببینم که پهلویم هستی. چقدر میتوانم بیدار شوم و ببینم که پهلویم نیستی و زندگیام یخ کرده و منجمد است؟ چهقدر؟ تا کی؟ تا کجا؟ مگر فاصلهی میان بهدنیا آمدن و پوسیدن و طعمهی کرمها شدن چقدر است؟ دلم میخواهد بیدار شوم و همینطور بیدار بمانم و نگاه کنم. وقتی که هوا توی سینهات میچرخد نگاهت کنم. وقتی که جریان نبضت زیر پوست گلویت پخش میشود نگاهت کنم. وقتی که رنگ بنفش توی مردمک چشمت موج میزند نگاهت کنم. همینطور نگاهت کنم. خطهای پیشانیات را بشمارم. موهای سفید اطراف شقیقههایت را بشمارم. سرم را بگذارم میان گودی گردن و شانههایت و همان جا بمیرم. بمیرم تا دیگر از تو دور و جدا نشوم. نمیدانم برای چه باید رعایت کنم. چه چیزی را باید رعایت کنم. برای چه باید بگذارم که زندگیِ خودم و آن کسی که دوستش میدارم مفهومی جز حسرت نداشته باشد. کاش در جنگل به دنیا آمده بودم و با طبیعت جفت میشدم و آزاد بودم. معتاد شدن به این عادتهای مضحک زندگی و تسلیم شدن به این حدها و دیوارها کاری برخلاف جهت طبیعت است. عزیزم. قربانت بروم. قربان بودنت بروم. دلم دارد میترکد. هیچوقت این طوری نشده بودم. اینقدر تلخ و بیهوده. یک چیزی را از من گرفتهاند. نمیدانم چهکسی و کجا و چرا. شاید اصلا پیش از تولدم آن را از من گرفته باشند. شاید که من اصلا بیسامان به دنیا آمده باشم. و همهی عشق من به تو چیزی جز جستوجوی قرارگاهی بر روی خاک نباشد.
از نامههای فروغ فرخزاد به ابراهیم گلستان
please lord
make me the biggest stsr.
the world has ever known
so that l make it far, far away from this place. ⭐
