آنه با موهای قرمز 🍒
Відкрити в Telegram
In the dream of traveling around the world in eighty days 🪭 https://t.me/safeCht_bot?start=AnneShirley
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
347
Підписники
+4724 години
+547 днів
+6730 день
Архів дописів
Repost from Loser of this Episode.
به نامِ همان نارنگیِ کوچک،
بعضی چیزها توی زندگیِ من مرزهایِ دستنزدنی بودن. همیشه آدمی بودم که دلم نمیخواست کسی به خوراکیهایم دست بزنه؛ انگار هر تکهاش مالِ خلوتِ خودم بود و حریمی داشت که نباید میشکست. اما کنار تو، همهچیز تغییر کرد. اولين بار که نشستم روبروت و نگاهم افتاد به دستهات، با خودم گفتم: دلم میخواست با دستهای خودم واسه تو نارنگی پوست بکنم... میفهمی منظورم رو؟ این برای من فقط پوست کندنِ یک میوه نبود، تسلیم کردنِ تمامِ آن مرزهای قدیمی و بخشیدنِ خلوتم به تو بود.
وقتی انگشتام حرکت کردن و نارنگی رو از وسط شکافتم، بویِ تند و شیرینش پیچید تویِ هوا. یک لحظه زمان متوقف شد. بوی بچگی بود؛ یکدفعه منو پرتاب کرد به سالها قبل، برد به روزی که مامانم پوست نارنگی رو میگذاشت روی بخاری و خانه پر میشد از عطری که گرمیاش تا تهِ استخوان مینشست. نگاهت به دستهام خشک شد... گفتی دستام بوی نارنگی میدن؛ عطری که انگار تمامِ امنیتِ دنیا رو توی خودش جاداده. لبخند پهنی رو صورتم بود اگه این بو دوست داری همیشه این کارو برات انجام میدم. هر پاییز روی نیمکت پارک همیشگیمون. همینطور که روی اون میزِ چوبی نشسته بودیم و نورِ کمرمقِ آفتاب از بین برگها روی دستامون میرقصید، حس کردم فصلها دارند دستبهدست میشن. پاییز داره میآید... با تمامِ قشنگیهایِ شلوغ و دوستداشتنیاش .
من میلیاردها برنامه برای این پاییز دارم. برای قدم زدن روی برگهای خیس، برای نوشیدن قهوههای گرم زیر چتر، برای نگاه کردن به تو وقتی شالگردنت رو محکمتر میکشی... وقتی نارنگی که ترشه رو میخوری و بامزه ترین قیافه رو به خودت میگیری، فقط امیدوارم زندگی یاری کنه و همه چیز رو از نو شروع کنیم.
میدونی؟ گاهی وقتها زندگی اونقدر سخت و کلافهکننده میشه که فکر میکنی هیچ معجزهای برای ادامه دادن وجود نداره؛ اما درست وسطِ همین خستگیها، یک لحظهی ساده، یک عطرِ قدیمی، یک نگاهِ مهربان میرسه و همهچیز رو زیرو رو میکنه. انگار واقعاً یک نارنگی ما رو نجات داد…
تو فقط باش؛ من قول میدم هر پاییز، تمامِ نارنگیهایِ دنیا رو به اسمِ تو، و به حرمتِ شروعِ دوبارهمون، با همین دستها پوست بکنم.
Don’t make me sad, don’t make me cry
Sometimes love is not enough and the road gets tough
I don’t know why
Keep making me laugh
Let’s go get high
The road is long, we carry on
Try to have fun in the meantime
Come and take a walk on the wild side
Let me kiss you hard in the pouring rain
You like your girls insane
Choose your last words
This is the last time
Cause you and I, we were born to die...
