ارغوانِ بی ابتهاج
Відкрити в Telegram
" ارغوانم را دیدی سر راه؟ مثل من پیر شده بود؟:) 🥀 『 مرا ببخشید اگر نوشتههایم شمارا یاد کسی میاندازد』 ناشناس: @Arghavan_ebtehajbot •چنل متعلق به شخص خاصی نیست و پیامها به فرد خاصی اشاره ندارد
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
365
Підписники
-124 години
-287 днів
+730 днів
Архів дописів
من به اندازه ی کافی تحت فشار هستم
به اندازه ی کافی درد دارم که نزاره خواب به چشمم بیاد
انقدری فکرم درگیر مشکلات ریز و درشت هست که دیگه وقتِ پرداختن به موضوعات جدید نداشته باشم
لطفا واسم درد روی درد نشید
لطفا برام دردسر نتراشید
من کاری با کار هیچ کس ندارم، انقد خودم درگیر درامای زندگیم هستم که مطمئن باشید قرار نیست واسه ی کسی مشکل درست کنم
من از هیچ کس توقع ندارم که کنارم باشه
فقط ازتون خواهش میکنم، برام درد جدید نسازید.
من دیگه توان ندارم.
گاهى هم سراغى بگیر
از اولین آدم زندگى ات
شاید هنوز هم،
آخرین نفرش خودت باشى!
من همیشه میگفتم هر اومدنی یه رفتنی داره اما هیچ موقع نمیخواستم باهاش کنار بیام...
کاش اومدنت، هیچ رفتنی نداشت"
#عزیز ِ من، سلام .💜
دلم برای کنارِ تو بودن تنگ شده است .
البته نه تویی که اکنون هستی، توِ قدیمی.
راستش انقدر زمان گذشته است که دیگر یادم نمیآید که تو، واقعا چگونه بودی؟
اصلا آیا تا به حال دوستم داشتی؟
نمیدانم .
ذهنم پر از سوال، قلبم سرشار از غم، و دلم مملو از کینه است:))
تو آخرین امیدِ من بودی و من، یک تفریح برای روز های بی حوصلگی ات . .
راستی؛
او هم به اندازه ی من دوستت دارد؟
تو چطور؟
کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی
که من این واژه را تا صبح معنا میکنم هرشب
او یاد گرفته بود چطور قوی باشد، اما نه از روی شجاعت بلکه از روی اجبار. چون هیچکس نیامده بود نجاتش دهد و خودش هم دیگر باور نداشت که نجاتی در کار باشد.
بعــد از این نام تو را خط زدهام از قلبــم
شهر هرت است مگر هی بروی، برگردی؟
