اسقاط کافه خیارات
Відкрити в Telegram
تکههایی معمولی از یک ذهن و زندگی غیرمعمولی
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
256
Підписники
Немає даних24 години
+37 днів
+4730 днів
Архів дописів
الان نشستهام در جلسهی کانون و دارد در زمینهی اهمیت مراجع شبهقضایی -ازجمله مراجع حقوق کار و بیمهی تأمین اجتاعی- صحبت میکند و از وفور پرونده و خوان گستردهای که هیچکس سراغش نمیرود و از آن مغفولاند و باید از ان غافل نماند حرف میزند.
دیروز و پریروز هم از دو وکیل بسیار موفق شنیدم که عمر و وقتت را بابت چیزی که چندان دندانگیر نیست (یعنی همان حقوق کار و بیمه) تلف کردهای(بیش از آن چه که حتی کهنهکارهای این راه میدانند مطلب جمع کردهام تو این زمینه).
تازه این دوتا جزو موفقترینها بودند که اینجوری میگفتند فلذا به قول امام علی "الناس عدو ما جهلوا"، اینها هم نیت خوبی داشتند ولی درکی از زمینهای که مرا از آن برحذر میداشتند نداشتند و نباید به هر توصیهای گوش دهید و علیرغم نیت خیر طرف ممکن است شما را به خطا ببرند.
حالا شاید این سوال پیش بیاید که منِ خصوصیکار را چه به حقوقِ کار؟ که باید عرض کنم بار خورد:)
ترک افیون را علاجی بهتر از تقلیل نیست
اندکاندک ز آشنایان جهان بیگانه شو...
صائب تبریزی
حدود یک هفتهای است که واتساپ قابلیت username یا نام کاربری را اضافه کردهاست؛ برای حفظ آیدی الانتان که در آنجا هم محفوظ بماند بروید ثبتش کنید تا در همهی پیامرسانها وشبکههای اجتماعیتان هماهنگ شود و یکدست بماند.
دیروز و پریروز طبق آمار کانال روی هم رفته ۱۳۰ بار آمدهاند کانال را سرچ کرده و پیام هارا دید زده اند؛ استاکرهای عزیز سوال و کنجکاوی خاصی دارید به خودم بگویید به زحمت و مرارت شما نمیارزد.
ولی اگر دست برنمیدارید بگویم حدود یک ماهی است که تصمیم گرفتهام فقط اینجا مطالب علمی و جدی و ادبی و فلسفی بگذارم و مسخرهبازی و طنازی هارا ببرم یک جای دیگر، فعلا عملیش نکردهام اما دور نیست، خلاصه که اگر دنبال مطلب دندان گیرید جهت استاک پیدا کردن آن یک جای دیگر هم برای شما که استاکرهای پیگیری هستید کاری ندارد، چهبسا از جایی به بعد دیدید دیگر مطالب اینجا استاکخورش برایتان ملس نباشد.
دیروز رفته بودم یکی از بچههای کارشناسی را ببینم که میگفت خاطرهای که از تو در ذهنم مانده این بود که وسط درس یک هو بیست دقیقه میرفتی و برمیگشتی؛ وقتی میپرسیدیم کجا بودی؟ میگفتی که رفتم یک قسمت لاکپشتهای نیجا دیدم و برگشتم:)
حالا بماند که لاکپشتهای نینجا را همان کارشناسی تمام کردم و چندین انیمهی دیگر هم دیدم و الان قسمت ۵۶۷ وان پیس هستم و البته که دیگر پیر و بیحوصله شدهام وگرنه همین را هم یکی دوسال پیش باید تمام میکردم.
Repost from اسقاط کافه خیارات
ملکالشّعراء بهار :در محرّم اهل ری خود را دگرگون میکنند از زمین آه و فغان را زیب گردون میکنند گاه عریان گشته با زنجیر میکوبند پشت گه کفن پوشیده فرق خویش پرخون میکنند گاه بگشوده گریبان، روز تا شب سینه را در معابر با شرقّ دست، گلگون میکنند گه بهیاد تشنهکامان زمین کربلا جویبار دیده را از گریه جیحون میکنند وز دروغ گندهٔ «یا لیتنا کنّا معک» شاه دین را کوک و زینب را جگرخون میکنند صبح برجسته جنب تا ظهر میریزند اشگ ظهر تا شب نوحه میخوانند و شب ... میکنند خادم شمر کنونی گشته وآنگه نالهها با دوصد لعنت، ز دست شمر ملعون میکنند بر یزید زنده میگویند، هردم صد مجیز پس شماتت بر یزید مردهٔ دون میکنند پیش ایشان صد عبیداللّٰه سرپا، وین گروه ناله از دست عبیداللّٰه مدفون میکنند حقّ گواه است ار محمّد زنده گردد ور علی هر دو را تسلیم نوّاب همایون میکنند آید از دروازهٔ شمران اگر روزی حسین شامش از دروازهٔ دولاب بیرون میکنند حضرت عبّاس اگر آید پی یکجرعهآب مشگ او را در دم دروازه وارون میکنند قائم آل محمّد، گر کند ناگه ظهور کلّهاش داغون، بهضرب چوب قانون میکنند گر علیاصغر بیاید بر در دکّانشان در دو پول آن طفل را یک پول مغبون میکنند ور علیاکبر بخواهد یاری از این کوفیان روز پنهان گشته شب بر وی شبیخون میکنند لیک اگر زین ناکسان خانم بخواهد ابنسعد خانم ار پیدا نشد، دعوت ز خاتون میکنند گر یزید مقتدر پا بر سر ایشان نهد خاک پایش را بهآب دیده معجون میکنند ور بساید دستشان با دست اولاد علی دست خود را شستوشو با سدر و صابون میکنند جمله مجنونند و لیلای وطن در دست غیر هی لمیده صحبت از لیلیّ و مجنون میکنند سندی شاهک بر زهّادشان پیغمبر است هی نشسته لعن بر هارون و مأمون میکنند خود اسیرانند در بند جفای ظالمان بر اسیران عرب این نوحهها چون میکنند؟ تا خرند این قوم، رندان خرسواری میکنند وین خران در زیر ایشان آهوزاری میکنند
نصف شب است و در دل تاریکی به سقف خیره شدهام و فکر می کنم که نوشتن یک فصل پایان نامهی عربها که جلوی بادِ کولر و با لباس راحتی مینوشتم برایم ( آن هم به دلار) اندازهی ده تا پرونده که زیر ظل آفتاب وبا کت و شلوار خیس عرق(و به ریال)- اگرگیر بیاید- می ارزید.
*دقت کنید که نگفتهام رسالهی دکتری و گفته ام پایاننامه و آن هم تنها یک فصلش! و جالبتر اینکه چون عربند استادها خیلی آسانتر می گیرند.
قبلتر از برخورد خوب و فضای متفاوت دیوان عدالت اداری شنیده بودم ولی تا امروز تجربهاش نکرده بودم، واقعا احترام و ادب و نظم نسبیِ حاکم برش فوقالعاده بود.
برای نمونه خانمی اشتباه طرح دعوا کرده بود و دو سه نفر داشتند راهنماییش میکردند و یکیشان گفت میروم تماس میگیرم میپرسم و تماس گرفت و پرسید و تهش هم هزینهی دادرسیاش را برگرداندند.
یکی از مسائل اجتنابناپذیر وکالت همین برخورد ناخوشایند و فضای متشنجیاست که آش خاله است و گاه و بیگاه باید تجربهاش کنی اما جایی که امروز بودم از این عیب عاری بود.
اگر انسان اصول خود را داشته باشد و دربارهٔ آن تعارف نکند قطعا خیلیها از او دور خواهند شد، حتی اگر به نیکی با آنان رفتار کند.
اول صبحی متوجه شدم مادر یکی از دوستان قدیمی و خوبم که از طریق همین تلگرام میشناختمش بیناییاش را از دست داده و میدانم الان خودش در غربت است و این که در این حال که دستت نمیرسد به همچنین مصیبتی مبتلا شوی چه دردی است.صبحم به شدت تلخ شد...
Repost from دکتر هانی رحیمی | روانشناسی کاربردی
📌 جلسه ۴۵ (مدیریت استرس)
💬 تو جلسات قبل یاد گرفتیم چطور با استرس کنار بیایم…
این جلسه رفتیم سراغ سبک زندگی سالم،
از تغذیه و ورزش، تا عادتها و مراقبتهای سادهای که انجام دادنشون میتونه جلوی خیلی از استرسها رو بگیره...
🎁 این کانال رو به همه دوستات معرفی کن تا اونا هم باهامون همراه بشن...
#استرس
🆔 @Dr_hanirahimi
یادم است ۸/۹ سال پیش بعد از این که چند وقت بود تلگرام نیامده بودم واردش شدم و یک چیز مرا متعجب کرد و این آن که دیگر فایلهای موزیک و صوتی فروارد نمیخوردند؛ دلیلش احتمالا این بود که بیشترین چیزی که در فضای تلگرام آن موقع غیرقانونی رد و بدل و بدون اشتراک و هزینه استفاده میشد همین موزیک بود.
تلگرام از یک ور باید کانال کذایی که فلان موزیک را نشر کرده میبست و به تبعش هرچه از آن کانال فروارد شده بود هم قابلیت استفاده و دسترسی نداشت وگرنه در گوگلپلی عرضه نمیشد؛
و از یک طرف برای سلب مسئولیت و درعین حال حفظ حضور و جذب کاربران آمد بربسامدترین مصداق نقض حق دیگران در بسترش را با این ترفند دور زد و حالا دیگر اگر کانال مبدأ هم بن میشد آسیبی متوجه موزیکی که از آن جا فروارد شده نمیشد.
حالا اما اوضاع فرق کرده و بعد از نزدیک به یک دهه تلگرام دیگر جای پایش را محکم کرده و دنبال گسترش رمرارز اختصاصی خودش و دیگر راههای بازگشت و افزایش سرمایهای است که این همه سال خرج کرده.
به قوانین آمریکا تن میدهد و به گوگل پلی باج میدهد و مجبور است بعد از دهپانزده سال دهنکجی دربرابر فرانسه و بقیه اروپاییها نرمش به خرج دهد...
و این که دوباره فروارد موزیک برگشته امتداد همین سیاست و مسیر اخیر است و دیگر تلگرام آن اپ بیآلایش و بیغش قبل نیست یا بهتر بگویم الان دیگر غل و غشش برای آنهایی نیست که قبلاً علیهشان بود چون الان خودش هم با آنها همقطار است.
Repost from اسقاط کافه خیارات
بخشی از مصاحبهای با «محمد مختاری»
«آدمیزاد که خیک ماست نیستش انگشت بزنیم توش؛ جای انگشت هَم بیاد. جای انگشتِ درد و فقر و رنج و بلا و تنهایی و بیپناهی و اینها در آدم میمونه؛ و ادبیات به هرحال اگر نتونه شکل این رد انگشتانِ بلا رو در درون انسان کشف کنه، خب پس چهکاره است؟»
