uk
Feedback
مردی نشسته در ایوان؛

مردی نشسته در ایوان؛

Відкрити в Telegram

@Mardineshastadarivanbot

Показати більше
Іран104 345Категорія не вказана
1 010
Підписники
+5824 години
+3027 днів
+76230 день
Архів дописів
Repost from N/a
سامسای عاشق: «شاید تلاش برای کارکردن صادقانه و وظیفه شناسی روی چیزهای کوچک، تنها راه عاقل ماندن در دنیایی باشد که در حال فروپاشی است.» #هاروکی_موراکامی

Repost from نویسندگی
نکات نویسندگی، شماره ۱۴۱۳ 🎯نویسندگان بزرگ چگونه می‌نوشتند؟ نوشتن داستان برای نویسنده شیرین‌ترین و در عین حال سخت‌ترین کار محسوب می‌شود؛ نویسندگان مختلف برای نوشتن روش‌هایی داشتند که به برخی از آنها اشاره می‌شود: 🎯 صادق هدایت صادق هدایت اغلب در اتاقش می‌نشست و می‌نوشت و اگر کسی سرمی‌رسید نوشته‌هایش را جمع می‌کرد و می‌خواست دست به سرش کند. با وجود اینکه چشمانش ضعیف بود و قطره مصرف می‌کرد، اما بازهم از خواندن و نوشتن دست نکشید. 🎯 غزاله علیزاده او از دوران نوجوانی شروع به نوشتن کرد و این کار را تا پایان عمر ادامه داد. با وجود داشتن سردردهای شدید دست از کار نکشید. اغلب در اتاقش دراز می‌کشید و دستمالی به سرش می‌بست و متن داستان را برای منشی‌اش می‌گفت و او نیز می‌نوشت. 🎯 سیلویا پلات او در زندگی‌اش از افسردگی رنج می‌بُرد اما با این حال سعی می‌کرد منظم بنویسد اما نمی‌توانست. وی چندی پیش از پایان عمرش قبل از بیدار شدن فرزندانش از خواب اشعارش را می‌سرود و بدین ترتیب توانست سرودن مجموعه اشعارش را به اتمام برساند. 🎯 همینگوی او اغلب داستان‌هایش را در اتاقش به صورت ایستاده می‌نوشت. در اتاقش یک ماشین تحریر داشت و آن را تنها روانشناسی که با من صحبت می‌کند نامیده بود. همینگوی اگر دست به قلم میشد و شروع به نوشتن می‌کرد، در یک روز هفت قلم را تمام می‌کرد. 🎯 جین آستین در اتاق نشیمن می‌نشست و روی کاغذهای کوچکی می‌نوشت. او هر شب زیر نور شمع نوشته‌هایش را را برای خواهر و مادرش می‌خواند. 🎯 سوزان سانتاگ دفترچه‌هایی داشت که پیش از نوشتن رُمانش آنها را پُر می‌کرد تا به پیش‌نویس دلخواهش برسد. کُندیِ نوشتن با دست را می‌پسندید و بعداً که تایپ می‌کرد، آنقدر به تغییر متن ادامه می‌داد که دیگر نمی‌دانست کجای نوشته را می‌تواند بهتر کند. 🎯 بالزاک قهوه را در پارچ بزرگی درست می‌کرد و تا صبح می‌نوشید. بعدازظهر از خواب بیدار میشد و تا عصر قدم می‌زد و پس از آن شروع به نوشتن می‌کرد تا ساعت هشت صبح. وی بر اثر مسمومیت با کافئین درگذشت. 🎯 گوستاو فلوبر آن نظم خشک نوشتن نویسنده‌های دیگر را نداشت؛ نرم نرمک پیش می‌رفت و می‌نوشت. گاه برای نوشتن رنج بسیاری متحمل میشد و ساعت‌ها در جنگل بلوط قدم می‌زد و سیگار می‌کشید. 🔗 مرکز مطالعات ادبی ایران: @ErnestMillerHemingway

«...او را متعلق به خودم می‌دیدم و ذره‌ای روی سلطه‌ام شک نداشتم. می‌دانید، وقتی آدم دیگر ذره‌ای شک ندارد، وقوف بر این سلطه و اطمینان از آن خیلی شیرین و لذت بخش است.» #نازنین #ص۳۳ #داستابوفسکی

نوستالژی❤️‍🩹

Yeki Yedoonami Naser Pourkaram.mp32.67 MB

تنها گزینه‌ام این بود که چنان زندگی کنم که گویا آینده‌ای دارم. - پل استر

Repost from N/a
زمان میگذرد اما هرگز یکپارچه و هموار نمیگذرد خودش را به شاخه های بیشماری تقسیم میکند به جویبارهایی که هر کدام راه خودشان را میروند مثل رودی که جایی بیتاب و خروشان است و جایی دیگر آنقدر آرام که انگار زیر پوست سکوت یخ زده باشد زمان جهان برای همه یکسان جاری است اما زمان آدمی آن زمانی که در عمق جان و تن ما میتپد در هر کس ضرباهنگی دیگر دارد آب رودخانه برای همه با یک سرعت میگذرد اما هیچکس به یک شکل در آن شناور نیست هر یک از ما به شیوه ای یگانه در جریان زمان پیش میرویم تنها خاموش و غرق در ژرفایی که فقط از آن خود ماست

اخ، عباس معروفی اشکم را درآورد...

انسان مدام باید مشغول کار باشد، سازندگی کند، وگرنه از درون پوک می‌شود، و بی‌کاری بدتر از تنهایی است. آدمِ بی‌کار در جمع هم تنهاست. ص ۱۹۶

یه جنگل غم‌زده‌ی بارونی توی این موزیکه❤️‍🩹

گلآفتابگردون.mp315.05 MB

photo content

Ey Yare Man (feat. Molavi) Anoushirvan Rohani, Molavi.mp33.53 MB

@Kofebor80.mp318.42 MB

Sange Saboor.m4a6.47 MB

اثر منیره نوری؛
اثر منیره نوری؛

بهشتِ درون‌گراها
بهشتِ درون‌گراها

انقلاب، لحظه‌ای است که انسان تحقیرشده تصمیم می‌گیرد دیگر خم نشود. آلبر کامو انسان طاغی

اما چگونه می‌شود بین اصل و بدل تمیز قائل شد؟ پختگی همیشه با کسی‌ست که دانش و سواد داشته باشد‌. او تلاش نمی‌کند دیده شود، اما برعکس شفاف و روشن است. ولی دسته‌ی بدل همین‌که سعی می‌کنند دیده شوند، لو می‌روند.

اما همین طمع داشتن پرستیژ و کاریزما، باعث شده تا خیلی‌ها ادای با سوادها را درآورند.