یوسفعلی میرشکاک
Відкрити в Telegram
•اول و آخر یار• |بازنشر سرودهها، نوشتارها و گفتارها|
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
240
Підписники
+124 години
+37 днів
+930 днів
Архів дописів
Repost from نزدیک دوست
اگر خواستی شعری بگی برای مردم فلسطین بگو...
💠 @nazdike_doust
#باید_برخاست #نزدیک_دوست #یا_لثارات_الحسین
هو
تا در قفس تنیم و در دنیائیم
در دایرهی تحارب اسمائیم
آنان بی تن اسیر و ما در تن اسیر
جوقی پریانند و گروهی مائیم
https://t.me/mirshekak
هو
در چاه فروریختهام پنداری
وز غربت آویختهام پنداری
با این همه از مهر زلیخا خود را
از مرگ برانگیختهام پنداری
https://t.me/mirshekak
هو
دنیا خواب است و آخرت تعبیرش
دل قرآن است و عاشقی تفسیرش
زنهار! ز ویرانی تن باک مدار
آبادی مرگ میکند تعمیرش
https://t.me/mirshekak
معما
در این خانه دیوار اگر در نباشد
خدا را پیام و پیمبر نباشد
گرت کفر و ایمان برابر نباشد
به ترک منت عشق، رهبر نباشد
به جز خود مسلمان و کافر ندیدم
در آیینه جز خود برابر ندیدم
پدر دیدم و سوی مادر ندیدم
تو را گر پدر هست، مادر نباشد
تو پروردهی مادری مادرت را
از آن رو گرفتی به بر خواهرت را
کنی گر ز آیینه بیرون سرت را
نه مادر نه خواهر نه همسر نباشد
ببین تا چه شد یار و همسر گرفتی
کسی را کز آن پیش، خواهر گرفتی
در آیینه خود را برابر گرفتی
تو را جز برادر برابر نباشد
نه یارست و همسر، تویی پیش رویت
سر از خود برآورده آیینهجویت
سرآسیمه آمد چو مادر به سویت
که فرزند من بیبرادر نباشد
زنی در تو؟ مردی در او؟ این خیال است
زن مرد یا مرد زن؟ این محال است
نه این و نه آن، حضرت ذوالجلال است
که در حضرتش ماده و نر نباشد
هم اینی هم آنی، زمین وآسمانی
فراتر از این هر دو، جان جهانی
فراز و فرود، آشکار و نهانی
تن و جان جز الله اکبر نباشد
تن و جان چه دانی تو کز خود رمیدی
به خود آرمیدی و جز خود ندیدی
شکستی گسستی بریدی دریدی
ببین! دامن جان تو تر نباشد
به خود درنگر تا ببینی زنت را
به زن، تا در آیینه بینی منت را
زن ار مینخواهد ز تو جز تنت را
از آن روست کو غیر شوهر نباشد
🆔 @mirshekak
هو
اندیشهی صبح پادشایی ز دل است
بیگانگی از دل، آشنایی ز دل است
هرگونه نوا و بینوایی ز دل است
دل فارغ کن! که مبتلایی ز دل است
https://t.me/mirshekak
هو
دردا که نیافتم چو خود همنفسی
در بیکسی زمانه، فریادرسی
دل را باید داد به هر خار و خسی
چندان که در او هیچ نماند هوسی
https://t.me/mirshekak
هو
چون عشق آید، جان به دمی غرق کند
اقیانوسی را به نمی غرق کند
کوهی را برکند به کاهی از جای
دریایی را به شبنمی غرق کند
https://t.me/mirshekak
Repost from نزدیک دوست
ملاقات اخر رهبر شهید با زنده یاد احمد عزیزی به روایت شاعر یوسف علی میرشکاک
💠 @nazdike_doust
#باید_برخاست #نزدیک_دوست #یا_لثارات_الحسین #علمدار
هو اول و آخر یار
تقدیم به جنگاوران وطنم که بر جان خود چارتکبیر زدهاندمیکشند از چارسوی خاک، لشکر سویتان غوطه در خون جگر خواهد زدن پهلویتان همچو ماهی آبتان از خون دل خواهد شدن خاکتان از خون خصم و خویش، گل خواهد شدن آه ای سهرابهای من، گروه کشتگان ای فلکفرساسرشتان، ای بهشت آغشتگان در چمن گرم خرام خویشتن گر نیستید بنگرید ای نازنینان، کشتگان کیستید؟! می کشند، آری شما را گرم در خون میکشند از رحم، از گور، از گهواره بیرون میکشند خصم اگر در آب و گل گهوارهجنبان شماست چون به جان و دل رسد، دیوار زندان شماست یادگار بوترابید ای تهمتنزادگان فتنهی پا در رکابید ای تهمتنزادگان از شما میخواستیم آرایش این خانه را دور از درگاهتان نامردم بیگانه را واپسین داو جهان است اینکه با جان شماست بام هفتم آسمان آغاز پایان شماست چند دیوان ریاستجوی را دل باختن تیغ خود را با دم بیگانه بر خود آختن جرمتان این است کآشوب جهان از آسیاست وآسیا میراث دیرین نیاکان شماست ای دژ دین نیاکان، ای جوانان عجم یادگار خون پاکان، ای جوانان عجم آسیا از شش جهت آتش در آغوش از شماست نک حسین ابن علی آنک سیاووش از شماست 🆔 @mirshekak
این گفتگو را در لینک زیر تماشا کنید:
https://telewebion.ir/episode/0x16c7b6bc
🆔 @mirshekak
گفتگوی دکتر مهدی صالحی با استاد میرشکاک در ویژهبرنامهی مشهد تا مشهد
هماکنون از شبکهی چهار سیما
🆔 @mirshekak
هو یا علی مدد
در همراهی با سوگ فراگیر رهبر شهید شیعیان و شهدای خرد و کلان این جنگ و توابعشانا لله و انا الیه راجعون از غربتی به غربت دیگر روان شدیم سیلیخور جفای زمین و زمان شدیم بر اسبریس بیسروپایی نشان شدیم هنگامهی اسارت، بیترجمان شدیم در مقدم بهار، سراپا خزان شدیم راهی به هیچ سو نگشود آزمون ما پایان گرفت قصهی بیرنگ خون ما در زیر خاک ماند سر سرنگون ما تا کی دوباره بال گشاید جنون ما افسانهی عداوت ناهمزبان شدیم بر باد رفت، بود و نبودی که داشتیم ناگفته ماند، سرّ و سرودی که داشتیم شد اشک و آه، گفتوشنودی که داشتیم شد شورهزار، شوکت رودی که داشتیم بر خشکرود، کشتی بیبادبان شدیم عاشق به خود نیامده از یاد میرود از بیستون حادثه فرهاد میرود نقش تمام ناشده بهزاد میرود فردای ما نیامده بر باد میرود بنگر که چون غبار به کویت وزان شدیم بر نطع مرگ سرخ، هیاهوی ما نگر در جستجوی یار، تکاپوی ما نگر صحرای کربلاست کجا؟ کوی ما نگر آیینه سوختیم؛ سر و روی ما نگر تن واگذاشتیم و به یکباره جان شدیم "رفتیم و داغ ما به دل روزگار ماند" از ما به کوی یار، خطی از غبار ماند هرچند نام و یاد ز ما یادگار ماند در مرگ ما نشان بلند تبار ماند از بیکران رسیده، سوی بیکران شدیم آلعلیست دایرهی بیکرانگی خود را ز یاد برده به ذوق یگانگی با خون گشوده قفل در جاودانگی با جان ما یکیشدگان بیتنانگی با این تبار، همسفر بینشان شدیم رفتیم اگر، ز خاطر یاران نرفتهایم چون خاک جز به خانهی باران نرفتهایم جز رو به سوی شاهسواران نرفتهایم بنگر به رنگ و بوی بهاران! نرفتهایم تن را به خاک داده، به جان جاودان شدیم از دست رفته خاکنشین ستمکش است بیچاره آنکه بر سر جان در کشاکش است تا مرگ سرخ ساغر صهبای بیغش است پروانه پیر هم که شود مست آتش است ما نیز فصل تازهء این داستان شدیم تقدیر شیعه سیر و سفر با محرم است همزاد اشک و آه و فغان، مرگ و ماتم است خونی که یادنامهی حوا و آدم است خورشیدوار بر سر بام دو عالم است خون خدا شدیم و به پیری جوان شدیم سنگ فسانهایم، صبوری مدار ماست شنزار تشنهایم، زمستان بهار ماست آنسوی مرگ، موقف دیدار یار ماست بر تن مباد سر! که شهادت عیار ماست این بس که با حسینِ علی(ع) همعنان شدیم گیرم کسی مقیم حریم حرم نماند یا این حریم نیز دگر محترم نماند شد رستخیز ناگه و نقش ستم نماند وز هرچه بر صحیفهی هستی رقم نماند ما را همین بس است که بیآشیان شدیم از غربتی به غربت دیگر مسافریم بر سنگلاخ آتش و خنجر مسافریم همراه خاندان پیمبر مسافریم بر نطع مرگ با تن بیسر مسافریم از آن زمان که امت صاحبزمان شدیم 🆔 @mirshekak
هو اول و آخر یار
تقدیم به جانهای برومندی که مهیای پیکار و شهادت در راه آیین و وطن زیر آوار جنگ دلاورانه پایداری میکنند.دل ای دل! به هیچ آرزو خو مکن گلی جز گل داغ خود بو مکن فراز آمد آخر تو را روز تنگ صلایی زن از جان به مردان جنگ هلا ای دلیران وگردنکشان سیامکسرشتان، سیاوشوشان به پیکار خوکردگان همچو سام به مردی چو دستان برآورده نام فراز آمد آن گردش ایزدی برآورد سر تیرهروز بدی برآرید جان را چو تیغ از نیام که بار دگر روز ننگ است و نام ز مام وطن هر که یاد آورد به نزد جهاندار داد آورد ببندد کمر کین و آویز را ببندد ره خصم خونریز را تن و جان خود را فداکرده گیر "چه خواهد شدن" را رهاکرده گیر در این راه خود را فدا کردهایم "چه خواهد شدن" را رها کردهایم ز جان دل به "قالوا بلی" دادهایم دل و جان به آل عبا دادهایم چو از نام آنان به نام آمدیم مه نو شدیم و به بام آمدیم به بام آمدن آزمون بود و بس که این نردبان خط خون بود و بس کسی را که آل علی برکشد علم بر سر بام اختر کشد فراتر ازین خاک و این خاکبیز فرامیبرد تا دل رستخیز کسی کو کشد سر از این خاکدان ورا پایگه فرق افلاک دان بیا تا از این خاکدان بگذریم ز سودای این آب و نان بگذریم در این پرده آهنگ دیگر کنیم دگرباره از مرگ سر برکنیم از این پرده گر مست سر برکنی لب از بادهی جاودان تر کنی سرشت از محرم اگر باشدت فراروی راهی دگر باشدت چو تقدیر ما در کف کربلاست بلایی نماندهست؛ ماندن بلاست شهادت بهای بهانهست و بس شقایق در اینجا نشانهست و بس شقایقنشان با سر و برگ سرخ نشان باش همواره از مرگ سرخ به ژرفای پیکار چون کوه باش گرانبار برخیز و نستوه باش دلیرانه با خویش بدرود کن زیان است این زیستن؛ سود کن نماند کسی جاودان در جهان سمند تن از خاکدان برجهان چو زین پیشتر زمرهی مهر و درد گذشتند از خود چو مردان مرد چه بایست ماندن؟ رهایی گزین از این گوی گردان جدایی گزین چو فرجام انسان به جز خاک نیست از این رفتن سرخمان باک نیست شقایق از اینجا سفر میکند در آنجا سر از خاک برمیکند کرا بیم از ناگهان مردن است؟ نه این رخت تن از پی بردن است گزین سران است جنگی چنین خوشا گیرودار درنگی چنین به ایران بیندیش و مردانه باش نگهدار بنیان این خانه باش وطن صفحهی سرنوشت همهست وطن زادگاه سرشت همهست "چه خوش گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد" "اگر سربهسر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد" 🆔 @mirshekak
▪️یوسفعلی میرشکاک، شاعر، نویسنده و شاهنامهپژوه در برنامهی «قرارگاه فتح»:
▫️اگر امام شهید ما اینگونه شهید نمیشد، نه تنها او، بلکه ما هم باخته بودیم. ▫️شهادت رهبر انقلاب، تجدید خاطرهی اباعبدالله(علیه السلام) و تجدید عهد با ایشان بود. ▫️شیعه نمیتواند «یا حسین(ع)» بگوید اما بگوید من سر نمیدهم و کربلا را [فقط] برای زیارت میروم. زیارت برو اما اگر «یا حسین(ع)» گفتی، هر لحظه باید آمادهی سر دادن باشی.
۲۹ اسفند ۱۴۰۴گفتگوی کامل را از اینجا میتوانید ببینید. 🆔 @mirshekak
چند میمانید چون یوسف به قعر چاه خویش؟شعرخوانی استاد میرشکاک در محفل شعر آیینی رندان تشنهلب 🆔 @mirshekak
