L'averse
Відкрити в Telegram
In the right eyes, you will be art. Unknown: http://t.me/HidenChat_Bot?start=5449563938
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
316
Підписники
-124 години
+77 днів
+6330 днів
Архів дописів
316
How I wish, how I wish you were here
We're just two lost souls
Swimming in a fishbowl
Year after year
Running over the same old ground
What have we found?
The same old fears
Wish you were here
316
Maybe at a point everything went that way for you to learn what you had to learn. Maybe it was all meant to happen like that.
316
"پدربزرگم میگفت وقتی یادمون میره طبیعت شب ها چقدر به ما نزدیکه، یه روز میآد و ما رو گیر میندازه، چون یادمون رفته که ممکنه چقدر وحشتناک و واقعی باشه."
316
"پدربزرگم میگفت هر کسی باید وقتی میمیره، چیزی از خودش باقی بذاره. بچه ای، کتابی، تابلویی، یا خونه یا دیواری که ساخته یا به جفت کفش که خودش دوخته. یا باغچه ای که کاشته. چیزی که دستت یه جوری بهش خورده باشه تا روحت بعد از مرگ جایی داشته باشه که بره، و هر وقت مردم به اون درخت یا گلی که کاشتی نگاه میکنن، تو اون جایی. میگفت مهم نیست چکار میکنی، فقط باید یه چیزی رو با تماس دستت تغییر بدی و وقتی از زیر دستت در می آد، دیگه همونی نباشه که قبلاً بوده و شبیه تو شده باشه. میگفت فرق آدمی که فقط چمن ها رو میزنه با باغبون واقعی در همین تماس دسته. اونی که چمن ها رو میزنه بود و نبودش فرقی نداره، ولی باغبون همیشه اون جاست."
-فارنهایت ۴۵۱، ری بردبری-
316
حدود ۲ ساعت اینجا نشسته بودم و نمیتونستم این کتابو بذارم پایین. چقدر که خوندن یه کتاب خوب لذت بخشه.
316
"Doesn't matter whether you're staying or leaving. Home is always home. Nobody will forget their home."
