「آنشرلی با موهای مشکی」
Відкрити в Telegram
خیلی نزدیکم نشو وگرنه به شعر تبدیلت میکنم ... - ناشناس: https://t.me/HarfChatBot?start=f27c4dee5032
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
369
Підписники
+124 години
+37 днів
+1730 днів
Архів дописів
«خواب دیدم که در تو در سفرم
روی دوشم دو زخم مادرزاد
آسمان بلند آبی تو
داشت پرواز یاد من میداد
خواب دیدم که آسمان بودی
سرکشیدی پرندگانم را
در گلویت هزار ابر سیاه
میشکستند استخوانم را
آسمانت به داد من نرسید
تو به من بال و پر نمیدادی
توی خوابم سقوط میکردم
با همین دست و پای اجدادی
از تو و خواب تو پریدم و باز
رد پرواز روی دوشم بود
روی بالشت، رد خون دیدم
توی بالشت، بالهای کبود»
نازنین مسیحخواه
+2
مدت زیادی هس که اتوبوسها یکی درمیون میگن دستگاهمون خرابه و کارت به کارت کنین. در صورتی که حتی اگه دستگاه هم خراب باشه هیچ راننده اتوبوسی حق گرفتن پول نقد رو نداره، نهایت شما میتونید بار دیگه که سوار اتوبوس شدین دوبار کارت بزنین. و اما این پول ریختن برای حساب شخصی راننده غیر از همکاری در سواستفاده علیه اموال عمومی نیست و اصلا قانونی نیس. از این به بعد اگر همچین مواردی رو مشاهده کردین از پلاک اتوبوس عکس بگیرین و به سایت 137 گزاششون کنین. تا جایی هم که میتونین به اطرافیانتون هم بگید که توی این دزدی شریک نشن🤝
«خستهام، خسته از این گونه دوام آوردن
خستهام، خسته از این صبح به شام آوردن
خستهام، خسته از این خستگی پی در پی
خستهام، خسته از این دانه به دام آوردن
نه گُلی تازه به دردِ دل ویرانم خورد
نه جنونی نفسم را به بیابانی برد
« شاعر خانهخرابی که فقط در جا زد
پشت این دهکده از شدّت بینانی مُرد»
خستهام، خسته از این گونه دوام آوردن
سر تعظیم به درگاه کلام آوردن
« نه، کرامات قرمساقی و بیغیرتی است
این همه دیدن و این گونه دوام آوردن »
دلِ دنیا، دلِ من بود، کبابش کردند
آسمان، منزل من بود، خرابش کردند
« زندگی کردن من مُردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم، عُمر حسابش کردند»
گفته بودی پس این شام دژم، عیدی هست
پشت این ابر به هم دوخته، خورشیدی هست
گفته بودی که خدا یار جوانمردان است
به خدایی که عقیم است، چه امیدی هست»
علیاکبر یاغیتبار
Repost from خانه شعر و ادبیات
#کتاب_ما
#اهدای_کتاب به مدارس مناطق محروم در #هفته_کتاب
زمان دریافت کتاب: تا سهشنبه ۲۷ آبانماه ۱۴۰۴
نشانی: تهران، میدان ونک، بزرگراه شهید حقانی، خروجی کتابخانه ملی، بلوار دکتر حسن حبیبی، بلوار شهدای بانک مرکزی، خانه شعر و ادبیات
#خانه_شعر_و_ادبیات
@khanehadabiat 📄
«حذر از شورش چشمم که این طوفان آبستن
هزاران طفلْ چون آشوب محشر در شکم دارد»
طالب آملی
حدود سه هزار نفر دانشجو فقط از ساعت 8 تا 10 میتونن از حدود 30 تا حموم استفاده کنن و بقیهی زمانها در حموم رو میبندن. نیازی هست جملهای در وصف فاجعه بگم؟
«خيلی ببار ابر! كه دائم
از تربتم درخت برويد
_این آرزوی اول من بود_
از آرزو به بعد چه بودم
كبريتِ نيمسوختهای كه
در حسرتِ درخت شدن بود»
حسین صفا
خیلی جالبه دورزه آب خوابگاهمون(دانشگاه الزهرا) قطعه و هیچکی پاسخو نیست که چرا؟
آب خوردن نداریم و فروشگاهمون هم آب معدنی تموم کرده.
برای ظرف شستن ظاهرا باید بریم از آب چمنها استفاده کنیم.
گلاب به روتون سرویس بهداشتیها هم دیگه قابل استفاده نیست و انگار فشار آب زورش به نیاز طبیعی ما نمیرسه. احتمالا در این مورد هم همون چمنها مدنظره مسئولین خوابگاهه.
حموم هم که نیازی نیست احتمالا :)
خیلی جالبه میگیم خب چرا تعطیلمون نمیکنین؟
میگن اینو رئیس دانشگاه باید تصمیم بگیره و انگار هنوز متوجه نشدن و تلفنشونو جواب نمیدن😏
«نه به مادرم
نه به پدرم
من به عروسکهایم رفتهام
سوال نپرسید
که دهانم دوخته شده»
Repost from غلامرضا طریقی
📍
اهل مکتبیم
در تمام ماههای سال
امتحان صبر میدهیم
ما که با بهای روزهای زندگی
قسط قبر میدهیم
#غلامرضا_طریقی
میدونید چرا مغز خاطرات بد رو بیشتر به یاد میسپاره؟
چون مغز کارش خوشحال نگهداشتن ما نیست، کارش حفظ بقاست! لازمهی حفظ بقا هم حساسیت بیشتر به وقایع ناگوار و ناخوشاینده، که حواسش باشه نذاره دوباره اتفاق بیافته!
«میروم گریه کنم باز دمی را در خود
میروم غرق کنم کوه غمی را در خود
میروم باز میان همه ی رفتن ها
باز هم میروم از شهر تو اما تنها»
https://t.me/sibeehsas/2535
خب اصل حرف همینه که مگر وضع و اوضاع بتونه تکهمسری رو به مرد تحمیل کنه، وگرنه مرد ذاتا طبیعت چند همسری داره :/
بعدم من تأیید نمیکنم که این فیلسوفا و روانشناسا دارن درست میگن؛ دقیقا حرفم طرز فکر اشتباه در این زمینهس.🤦♀
https://t.me/raazaan_me/1783
حق طلاق میتونه یه دستآویزی باشه. حتی اگر زنها حق مطلقش و نمیگیرن لااقل میتونن حق طلاق مشروط بگیرن که در این مواقع دستشون بسته نباشه.
«غم به شما عمق میدهد و شادی ارتفاع. غم ریشههایتان را گسترده می کند و شادی شاخههایتان را شادی مثل درختی است که به سمت آسمان می رود و غم مانند ریشههایی که تا بطن زمین پایین میروند. هر دو مورد نیازند هر چه درختی بلندتر شود همزمان ریشه هایش عمیقتر می شوند.»
اوشو
+1
«دوتا از دلایل چند همسری در کتاب مختصر حقوق خانواده از دکتر صفایی»
قضیه وقتی جالبتر میشه که استادمون با اینکه خودش زن هست، کاملا موافق بود و تایید میکرد🙂
«آه...
سهم من این است
سهم من
آسمانیست که آویختن پردهای آن را از من میگیرد»
فروغ فرخزاد
