👾
Відкрити в Telegram
زیبایید اما تو خالی...
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
360
Підписники
-124 години
-107 днів
-4830 днів
Архів дописів
360
دستام میلرزیدحینی که سعی میکردم صدایی ازم در نیاد اشکام میریخت بجز دندونایی که بهم میفشردمشون هیچ جای بدنم جون نداشت شدت جریان خون انقدر توی سرم زیاد شده بود که هرآن ممکن بود رگهاش منفجر بشه نمیدونم این چندمین باره که برات مینویسم "بغلم کن" و فقط چند دقیقه زل میزنم بهش... نمیدونم این چندمین جمله بود که بازهم انگشتی به سمت ارسال نرفت براش و فقط اشک پشتش بود تقصیر تو نیست این منِ ویران گردن تو نیست حیران بودنم...
اما بغلم کن همین الان شاید فردا برم از دست.
