•/𝙈𝙮 𝙙𝙧𝙚𝙖𝙢/•
Відкрити в Telegram
Start: 1404/05/19 End:?
Показати більшеІран124 224Категорія не вказана
497
Підписники
-224 години
-447 днів
+1030 днів
Архів дописів
497
Repost from N/a
آسمان، به رسم هرروزهاش، رنگ به خورشید باخت تا بتواند پذیرای ماه زیبایش باشد.
پروانه در دشتی پر از گل، به دور معبود خویش که او را در گلی یافته بود میگشت و رسم بندگی را به جا میآورد.
نسیم بهاری، با هر بوسهای که بر شاخسارهای درختان میزد، آنان را به رقص طبیعت درمیآورد.
شکوفههای گیلاس، با هر بار سقوطشان از درخت، زمین سیاه و زشت و گلآلود را میآراستند.
همانجا، در کنار آن درخت گیلاس، با موهایی به رنگ میوهی نخلی که بسیار دورتر از آن گوشهی جهان میرویید، ایستاده بود؛ با لبخندی به زیبایی انعکاس ماه بر دریا
برای تمام آخرین بارهایی که اتفاق میافتند.
6921.
497
Repost from N/a
امشب اندیشیدم به چشمانش هنگامی که روی شانه ام می گریست و به خلا بی کران چشمان خودم در نگاه او؛
به موسیقی ای که درباره درد و سوهان روحم است و زمانی از برای عشق و نوای وجودم بود؛
به زمین گرم ایران و ماهی سرخی که در خشکی خونش جان داد؛
به سادگی خودم، حماقت خودم، به سالهایی که عزیزترین همدمانم ربات های بیجان بودند؛
به انسانیت پژمرده جهان به ظاهر سبزمان؛
امشب من هم بی تو گریستم.
