قصر آبی
Відкрити в Telegram
ناشناس جدید t.me/RedChtBot?start=5248535182 🏳️🌈
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
281
Підписники
+324 години
+37 днів
+330 день
Архів дописів
284
Repost from ·Alaska, Alaska·
«وقتی دندونت درد میکنه، زبونت هی میره سراغش. همیشه از زخم خبر داری.»
خیلی وقتها به این فکر میافتم که چرا سراغ زخمهامون میریم؛ انگار میخوایم مطمئن بشیم هنوز درد میکنن یا نه. شاید غم هم همینطوری کار میکنه، یا دلشکستگی. موضوع این نیست که دلمون بخواد زخم رو دوباره باز کنیم، نه، فقط گاهی حس میکنم یه گوشه از وجودمون هنوز میخواد همونجا دیده بشه، هنوز امید داره یه روز کسی همون جایی بغلمون کنه که اولین بار زخمی شدیم.
284
قلمرو تو چشم است
در هوایی بارانی
دارم تمام می شوم،
بیا.
تو بخواه
تا من برایت بمیرم
به طمع یک بوسه
با طعم نارنجی
یا هر رنگی تو بخواهی
هر چقدر هم که عاشقت باشم
نمی توانم عاشقیام را
به تو ترجیح دهم
هر چقدر که عاشقی بلد باشم
خرج تو میکنم
به جاش
تو برای من لبخند بزن
میشود؟
عباس معروفی
284
عشق من ، خنده تو
در تاریك ترین لحظه ها میشكفد
و اگر دیدی ، به ناگاه
خون من بر سنگفرش خیابان جاری ست ،
بخند ، زیرا خنده تو
برای دستان من
شمشیری است آخته .
پابلو نرودا
284
Repost from سالن بازپروریِ کابینت نمناک.
میخوام بدونی کره ی زمین حالا یه فاجعه ی گرد و زشته و تو، تنها زیبایی برام مونده. میخوام اینو بدونی که هیچوقت قرار نیست از دستت بدم، میخوام اینو بدونی که هیچوقت قرار نیست از دستم بری.
