uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

آرشیو‌ کافه‌ادیت🍹

آرشیو‌ کافه‌ادیت🍹

Відкрити в Telegram

آرشیو پیامای چنل، ناشناسا، درخواستی‌ها☁️☝🏻 چنل اصلی : https://t.me/cafe_videoedit

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
280
Підписники
-224 години
+27 днів
+2630 днів
Архів дописів
معلوم نیست چه مراسمیه خیلی استایلاشون خوشگلهه😭😭😭

لان اینا رو تو توییتر دیدممم

بابا اینا چرا انقدر کپ هم شدننن

مگه عادل نبود :)))

جینو تحریم کنید

صد در صد که همین‌طوره؛ اما موضوع اینه که عادل بیست سال از میزان اهمیتی که برای اسمه داره بی‌خبر بود و تازه فهمیده چه فداکاریایی براش کرده و چقدر دوسش داره😭

خوشگلامم😭😭😭

الهی شبکه‌ت رو سرت خراب شه رجب اگه دست به سکانسی بزنی

🫪🫪🫪🫪🫪🫪🫪

photo content
+4

photo content
+1

برم سریال ببینم حواسم از تاشاجاک و چنگیز و علی و… پرت شه سریال:👀 علی کارا😩🤣🤣

اینم هست
اینم هست

photo content
+2

تی آر تی سکانسو حذف کنی از روزگار محوت میکنم.💔🌚

https://t.me/tbdhouse/3912 نههههههههههههههههههه😭💔 وای نه تروخدا💔 الان گریه میکنم حذفش نکنن؟!!!!!!😭

یه دقیقه ، این که ایوبه! من فکر میکردم عادیله!😂🤣 لان منتظر بودی عادیل بگه باهاش بری بزن بزن؟ پس بگو عاشق ایسو بودی نه فادیم
یه دقیقه ، این که ایوبه! من فکر میکردم عادیله!😂🤣 لان منتظر بودی عادیل بگه باهاش بری بزن بزن؟ پس بگو عاشق ایسو بودی نه فادیمه.😏🤣🤣🤣

به به النی هم جین پوشیده. به فنا رفتیم تبریک میگم.💆🏻‍♀️😂🤣
به به النی هم جین پوشیده. به فنا رفتیم تبریک میگم.💆🏻‍♀️😂🤣

من میزنم تو سرم که عادل به فکر همه هست هیچکس به فکرش نیست وقتی فهمید فادیمه بخاطر ادت ازدواج کرده دروغ نگفت سرت سلامت چون واقعا مرد وقتی اسمه گفت آدم مگه با بچش سر راه آشنا میشه خودشم با النی سر راه آشنا شده بود ولی بخاطر اسمه دیوونه شد تازه ما حتی نمیدونیم اون پسر بچه20ساله پرشور توی اون20سال متاهلی اسمه چی کشید که انقدر عصبی و پرخاشگر شد خلاصه که سر بدبختیات لهم برات کوچاری ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ البته یکم بی انصافیه که بگیم به احساسات عادیل بی توجهی میشه یا کسی به فکرش نیست ... اوکی منم دوست دارم خیلی بیشتر به گذشته عادیل و اسمه و درد عشق و تنهاییشون پرداخته بشه ولی بعد از قضیه تریلی ها اسمه داشت برای عادیلی که شاید مجبور به انتخاب میشد گریه میکرد ... برای جون خودش و النی و فادیمه نه ... برای خونی شدن تور عروسی ای که بعد از بیست سال منتظرش بود نه ... برای ترس و اضطراب اون اتفاق هم نه ... حتی فکر میکردیم از عادیل عصبانی باشه بابت خراب شدن روز عقد و پنهانکاری قضیه کشتی ... ولی نبود ... این چیز کمی نیست که عادیل توی زندگیش داره ... حتی وقتی النی رو فهمید اسمه اجازه نداد عادیل خشمش رو تو خودش نگه داره و ازش خواست خودشو خالی کنه حتی اگه خودش اذیت بشه ... عمق عشقی که از اسمه دریافت میکنه انقدر زیاده که اونم حاضره بخاطرش از همه چیزش بگذره ... تازه تو اون بیست سال از فادیمه و بعدش از النی هم عشق رو دریافت کرده ... میدونم هیچی نتونسته جای اسمه و تنهایی و دردایی که تو بیست سال کشیده رو پر کنه ولی از لحاظ دریافت عشق و آدم های اطرافش ، عادیل بسیار ثروتمند بوده و هست ... هر بار زمین بخوره کسی هست دستشو بگیره و جونشون رو هم براش میدن ... خودشم متقابلاً همینطوریه ...